شهید احمدفیروز بخت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳: سطر ۳:
 
|نام فرد                = احمد فیروزبخت
 
|نام فرد                = احمد فیروزبخت
 
|پدر                    =
 
|پدر                    =
|تصویر                  =  
+
|تصویر                  = شهید فیروز بخت.jpg
 
|توضیح تصویر            =  
 
|توضیح تصویر            =  
 
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی

نسخهٔ ‏۱۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۹

احمد فیروزبخت
شهید فیروز بخت.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
تولد 1343/09/19
شهادت 1363/01/22
محل دفن البرز-کرج-امامزاده محمد


زندگی نامه

شهید احمد فیروزبخت در سال 1343 در شهرستان کرج در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و از همان اوان کودکی تحت تأثیر محیط مذهبی و سنتی زادگاه خود و خانواده اش از رشد مذهبی بالایی برخوردار بود. دوره تحصیلی دبستانی خود را در مدرسه نورالحکما گذراند. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی جهت کمک به پدرش به کار مشغول شد. در حین انجام کار در ایام فراغت به آموزش قرآن پرداخت و پس از مدتی قرائت قرآن را به خوبی آموخت. از همان کودکی به نماز علاقه داشت و برای نماز جماعت و نماز جمعه اهمیت زیادی قائل بود، به دعای کمیل عشق می ورزید و همه را تشویق به شرکت در مجالس مذهبی می کرد. در رشته ورزشی فوتبال فعالیت داشت و به کار مکانیکی هم وارد بود. رفتار و اخلاق خوبی داشت، بر روی مسأله حجاب بسیار تأکید داشت، بسیار شوخ طبع بود و به پدر و مادر در تمام کارها کمک می کرد. در سال 1356 با کتاب های مذهبی آشنا شد و سعی در عمل به آنها داشت. وی در دوران انقلاب یکی از ترتیب دهندگان راهپیمایی نوجوانان محل سکونت خود بود و با تمام گروهک های منافق به مخالفت می پرداخت. او به فقرا و مستمندان رسیدگی می کرد و دستمزد خود را بین آنها تقسیم می کرد. شهید فیروزبخت در پی شروع جنگ تحمیلی بیشتر درآمد خود را به جبهه می فرستاد. با رسیدن موعد سربازی مشغول به خدمت شد تا این که سرانجام در تاریخ 1363/01/22 به دست دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیکر مطهرش درامامزاده محمد کرج به خاک سپرده شد.

خاطرات

خاطره ای از زبان والدین شهید احمد همیشه عاشق شهادت بود و می گفت: برای من دعا کنید که شهید شوم. وقتی مادرش ناراحت می شد می گفت: مادر! مگر من از جوانان دیگر و تک فرزندان عزیزترم و خوشا به سعادتش که به آرزویش رسید.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده

کدگزاری

jabe