[[شهيد عبدالرشيد ناصری]] خانواده دوست بوده است و پدر او با تلاش های فراوان شهريه شهيد را فراهم کرده است تا او درس بخواند و در آينده به هدف و مقصدی برسد. شهيد در حين درس خواندن مادرش را هم به تهران برد و او را در تهران نزد چشم پزشک برده است و همه جای تهران را گشت زده است.
شهيد از نظر اخلاق بسيار خوب بوده و همگان از او راضی بودند و او را بسيار تعريف می کنند.
شهيد با تلاش و زحمات زيادی کارشناسی اش را دريافت کرده و به پايان رسانيد. [[شهيد عبدالرشيد ناصری]] بعد از پايان تحصيلات خود را برای خدمت به جمهوری اسلامی ايران معرفی کرد و در هنگام اعزام عبدالرشيد اواخر [[جنگ تحميلی]] بود شهيد دوران آموزشيش را در تهران گذراند و بعد از آموزشی به [[مريوان]] اعزام گرديد و [[درجه ستوان دومی]] را دريافت نمود و فرماندهان او را بسيار راضی بوده اند و در يک عملياتی بر اثر اصابت [[ترکش]] [[خمپاره]] به درجه پر فيض شهادت نائل گرديدند و بعد از دوازده روز پيکر پاکش را به خانواده اش تحويل دادند و مراسم با شکوه کفن و دفن شهيد بر گزار گرديد و همه مردم محله بناور، قارقی و کتوک در تشيع جنازه شهيد عبدالرشيد حضور داشتند. شهيد عبدالرشيد توصيه های فراوانی به دوستانش داشته است که ادامه رهروان شهيدان باشند تا آخرين نفس از انقلاب اسلامی دفاع کنند و پشتوانه انقلاب باشند و نگذارند که به انقلاب اسلامی خدشه ای وارد شود. و به برادران و خواهرانش نيز توصيه کرده است که نمازشان را بخوانند و همديگر را دوست داشته باشند که دنيا ارزش دشمنی با همديگر را ندارند. سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/43500سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />