ویرایش‌ها

شهید سید اسماعیل حسینی

۲۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۳
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر
 
rId6
 
==زندگینامه==
- یادم هست برای آخرین بار که سید اسماعیل را دیدم قصد داشت در تظاهرات شرکت کند سه مرتبه خداحافظی کرد وموقع رفتن دست برادر زاده اش راکه کوچک بود گرفت وگفت عمو جان این آخرین مرتبه ایست که همدیگر را میبینیم ویکبار دیگر او را بوسید وخداحافظی کرد ورفت و در همان روزبود که خبر شهادتش را به خانواده مان دادند .
- به خاطر دارم هنگام غروب آفتاب بود که من جهت ادای نماز مغرب وعشاء به طرف مسجد محل رفتم دیدم بچه ها دارند راهپیمایی می کنند و در میان خود زمزمه می کنند، جلو رفتم دیدم سید اسماعیل از ناحیه پهلو تیر خورده بود وخونریزی شدیدی داشت سریع ماشینی گرفتم وجهت درمان او را به نیشابور رساندم. در راه که به نیشابور می آمدیم پسرم گفت: پدر راه مرا ادامه دهید و با تمام قدرت علیه رژیم شاه قیام کنید. او را به بیمارستان رساندم و به علت بی توجهی پرسنل بیمارستان و شدت جراحات وارده پسرم به فیض عظیم و والای شهادت در راه خدا نائل آمد و به آرزویش رسید . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6998سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش