ویرایش‌ها

شهید محمد نقی تقدمی فارمد

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۵
خاطرات:
یک سرى قرار بود محمد براى معاینات پزشکى به تهران برود . روز قبل محمد به بازار رفت و براى خودش یک ساعت تکبیر گویى کامپیوترى خریده بود تا زمانى که حرکت کردیم. در هواپیما وقت اذان رسیده بود و ناخودآگاه متوجه شدیم که صداى اذان بلند شد. در حالى که نه رادیویى بود و نه چیز دیگرى مردم، به اطراف نگاه مى‏کردند و دنبال صدا مى‏گشتند. من هم همین طور که دیدم محمد لبخند مى‏زد و به من گفت: دنبال چه مى‏گردى گفتم: این صداى چیست؟ ببین همه دنبال صدا مى‏گردند گفت: صداى ساعت اذان گویى است تا من خریدم تا صبح‏ها موقع اذان با آن بیدار شوم.منبع: سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5251سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش