شهید مهدی غلامی بشرویه: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6121963 | + | کد شهید: 6121963 |
| − | نام : مهدی | + | |
| − | + | نام : مهدی | |
| − | + | ||
| + | نام خانوادگی: غلامیبشرویه | ||
| + | |||
| + | نام پدر: حسین | ||
| + | |||
| + | محل تولد : کاشمر | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1361/01/07 | ||
| + | |||
| + | مکان شهادت : رقابیه فتح المبین | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
| + | یگان خدمتی : تیپ21امام رضا | ||
| − | |||
| − | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابراتوبیسیم | + | |
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : مخابراتوبیسیم | ||
| + | |||
گلزار : شهیدمدرس کاشمر | گلزار : شهیدمدرس کاشمر | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | هنگام خداحافظی که برادرم مهدی میخواست به منطقه اعزام شود فرزند دخترش که هنوز در قنداق بود بغل کرده بودم هنگامیکه خواستم دخترش را نزد او ببرم که فرزندش را ببیند به من گفت:برادر این کار را نکن زیرا میترسم که علاقه ام نسبت به او با دیدنش تحریک شود و مانع رفتن من گردد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15566 سایت یاران رضا]</ref> | + | ==خاطرات== |
| + | عشق به جهاد | ||
| + | |||
| + | هنگام خداحافظی که برادرم مهدی میخواست به منطقه اعزام شود فرزند دخترش که هنوز در قنداق بود بغل کرده بودم هنگامیکه خواستم دخترش را نزد او ببرم که فرزندش را ببیند به من گفت:برادر این کار را نکن زیرا میترسم که علاقه ام نسبت به او با دیدنش تحریک شود و مانع رفتن من گردد. | ||
| + | |||
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15566 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
نسخهٔ ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۱
کد شهید: 6121963
نام : مهدی
نام خانوادگی: غلامیبشرویه
نام پدر: حسین
محل تولد : کاشمر
تاریخ شهادت : 1361/01/07
مکان شهادت : رقابیه فتح المبین
تحصیلات : نامشخص
یگان خدمتی : تیپ21امام رضا
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : مخابراتوبیسیم
گلزار : شهیدمدرس کاشمر
خاطرات
عشق به جهاد
هنگام خداحافظی که برادرم مهدی میخواست به منطقه اعزام شود فرزند دخترش که هنوز در قنداق بود بغل کرده بودم هنگامیکه خواستم دخترش را نزد او ببرم که فرزندش را ببیند به من گفت:برادر این کار را نکن زیرا میترسم که علاقه ام نسبت به او با دیدنش تحریک شود و مانع رفتن من گردد.