شهید محسن غلامی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
  
کد شهید:    6614057   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6614057     
نام :    محسن‌   محل تولد :    مشهد
+
 
نام خانوادگی :    غلامی‌    تاریخ شهادت :    1366/02/02
+
نام :    محسن‌     
نام پدر :    غلام‌حیدر    مکان شهادت :    
+
  
تحصیلات :    نامشخص   منطقه شهادت :     
+
نام خانوادگی: غلامی
شغل :    دانش آموز   یگان خدمتی :   
+
 
 +
نام پدر: غلام حیدر
 +
 
 +
محل تولد :    مشهد
 +
 
 +
تاریخ شهادت :   1366/02/02
 +
 
 +
محل شهادت: ماووت
 +
 
 +
تحصیلات :    نامشخص     
 +
 
 +
شغل :    دانش آموز
 +
   
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا   مسئولیت :    رزمنده‌
+
 
 +
نوع عضویت :    سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت :    رزمنده‌
 +
 
 
گلزار :    بهشت‌رضا
 
گلزار :    بهشت‌رضا
وصیتنامه
+
 
اين وصيتنامه ها انسان را مي لرزاند و انسان را بيدار مي کند . « امام خميني » بسم الله الرحمن الرحيم با درود و سلام بر يگانه منجي عالم بشريت اين تنها يادگار از خاندان عصمت و طاهرين و با درود و سلام بر نايب برحقش پير جماران اين قلب تپنده مستضعفان امام خميني و با درود و سلام بر تمام خانواده معظم شهداء و مفقودين و اسرا و جانبازان و رزمندگان و درود و سلام بر تمامي ملت شهيد پرور ايران به ويژه به مردم محله و اطراف ما وصيتنامه ام را شروع مي کنم برادر و خواهر قلمت را با خون من رنگين کن و آنچه را مي گويم بنويس اي ملت ايران دين اسلام و انقلاب اسلامي مان ××× دشمنان نشويد چونکه خداوند براي شما اجر و پاداش قرار داده است . اي مردم من در آن موقعيت که به بسيج رفته ام و ثبت نام کرده ام يعني با خدا عهد و پيمان بستم که اگر سعادت ياري نکند به جبهه نروم سپس لااقل در دعاهاي کميل و توسل شرکت کنم و براي سلامتي امام و پيروزي لشکريان حق بر تمامي کفر جهاني دعا بکنم تا شايد دين خود را اداء کرده باشم دلم براي جبهه شور مي زد يعني در انتظار بودم تا اينکه پدر و مادر گرامي ام به من اجازه آموزشي داده اند و گفته اند برو خدا پشتيبان شماست و من در هنگاميکه به آموزشي رفتم خيلي خوشحال شده و بعد از پايان آموزشي به منزل برگشتم بعد از آن من هميشه در فکر جبهه بودم چونکه آن شور و عشقي که من به خدا داشتم اجازه نداد که بيکار بمانم موقع اعزام به جبهه بود و من از مادر و پدرم اجازه جبهه رفتنم را گرفتم و به جبهه امدم مادرم گريه مکن سر قبر من گريه کردن تو باعث نگراني و خوشحالي دشمنان است . مادر شجاع و بردبار و صبور و همچون کوه استوار باش پدرم مرا ببخش که اگر اذيتت کرده ام و اگر از من بدي ديديد مرا عفو کن و اي دوستان و فاميلانم اگر در بين شما بدي کردم مرا عفو کنيد اي مردم ايران تا پيروزي نهائي اسلام و نابودي دشمنان اسلامي از پاي ننشينيد و امام را تنها نگذاريد . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . آمين يا رب العالمين . (والسلام ) اين بود وصيتنامه شهيد محسن غلامي تاريخ شهادت 4/6/66 به شهادت رسيده محل شهادت ماووت.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15540 سایت یاران رضا]</ref>
+
==وصیتنامه==
 +
 
 +
اين وصيتنامه ها انسان را مي لرزاند و انسان را بيدار مي کند . « امام خميني » بسم الله الرحمن الرحيم با درود و سلام بر يگانه منجي عالم بشريت اين تنها يادگار از خاندان عصمت و طاهرين و با درود و سلام بر نايب برحقش پير جماران اين قلب تپنده مستضعفان امام خميني و با درود و سلام بر تمام خانواده معظم شهداء و مفقودين و اسرا و جانبازان و رزمندگان و درود و سلام بر تمامي ملت شهيد پرور ايران به ويژه به مردم محله و اطراف ما وصيتنامه ام را شروع مي کنم برادر و خواهر قلمت را با خون من رنگين کن و آنچه را مي گويم بنويس اي ملت ايران دين اسلام و انقلاب اسلامي مان ××× دشمنان نشويد چونکه خداوند براي شما اجر و پاداش قرار داده است . اي مردم من در آن موقعيت که به بسيج رفته ام و ثبت نام کرده ام يعني با خدا عهد و پيمان بستم که اگر سعادت ياري نکند به جبهه نروم سپس لااقل در دعاهاي کميل و توسل شرکت کنم و براي سلامتي امام و پيروزي لشکريان حق بر تمامي کفر جهاني دعا بکنم تا شايد دين خود را اداء کرده باشم دلم براي جبهه شور مي زد يعني در انتظار بودم تا اينکه پدر و مادر گرامي ام به من اجازه آموزشي داده اند و گفته اند برو خدا پشتيبان شماست و من در هنگاميکه به آموزشي رفتم خيلي خوشحال شده و بعد از پايان آموزشي به منزل برگشتم بعد از آن من هميشه در فکر جبهه بودم چونکه آن شور و عشقي که من به خدا داشتم اجازه نداد که بيکار بمانم موقع اعزام به جبهه بود و من از مادر و پدرم اجازه جبهه رفتنم را گرفتم و به جبهه امدم مادرم گريه مکن سر قبر من گريه کردن تو باعث نگراني و خوشحالي دشمنان است . مادر شجاع و بردبار و صبور و همچون کوه استوار باش پدرم مرا ببخش که اگر اذيتت کرده ام و اگر از من بدي ديديد مرا عفو کن و اي دوستان و فاميلانم اگر در بين شما بدي کردم مرا عفو کنيد اي مردم ايران تا پيروزي نهائي اسلام و نابودي دشمنان اسلامي از پاي ننشينيد و امام را تنها نگذاريد . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . آمين يا رب العالمين . (والسلام )
 +
 
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15540 سایت یاران رضا]</ref>
  
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==

نسخهٔ ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۵

کد شهید: 6614057

نام : محسن‌

نام خانوادگی: غلامی

نام پدر: غلام حیدر

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1366/02/02

محل شهادت: ماووت

تحصیلات : نامشخص

شغل : دانش آموز

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌رضا

وصیتنامه

اين وصيتنامه ها انسان را مي لرزاند و انسان را بيدار مي کند . « امام خميني » بسم الله الرحمن الرحيم با درود و سلام بر يگانه منجي عالم بشريت اين تنها يادگار از خاندان عصمت و طاهرين و با درود و سلام بر نايب برحقش پير جماران اين قلب تپنده مستضعفان امام خميني و با درود و سلام بر تمام خانواده معظم شهداء و مفقودين و اسرا و جانبازان و رزمندگان و درود و سلام بر تمامي ملت شهيد پرور ايران به ويژه به مردم محله و اطراف ما وصيتنامه ام را شروع مي کنم برادر و خواهر قلمت را با خون من رنگين کن و آنچه را مي گويم بنويس اي ملت ايران دين اسلام و انقلاب اسلامي مان ××× دشمنان نشويد چونکه خداوند براي شما اجر و پاداش قرار داده است . اي مردم من در آن موقعيت که به بسيج رفته ام و ثبت نام کرده ام يعني با خدا عهد و پيمان بستم که اگر سعادت ياري نکند به جبهه نروم سپس لااقل در دعاهاي کميل و توسل شرکت کنم و براي سلامتي امام و پيروزي لشکريان حق بر تمامي کفر جهاني دعا بکنم تا شايد دين خود را اداء کرده باشم دلم براي جبهه شور مي زد يعني در انتظار بودم تا اينکه پدر و مادر گرامي ام به من اجازه آموزشي داده اند و گفته اند برو خدا پشتيبان شماست و من در هنگاميکه به آموزشي رفتم خيلي خوشحال شده و بعد از پايان آموزشي به منزل برگشتم بعد از آن من هميشه در فکر جبهه بودم چونکه آن شور و عشقي که من به خدا داشتم اجازه نداد که بيکار بمانم موقع اعزام به جبهه بود و من از مادر و پدرم اجازه جبهه رفتنم را گرفتم و به جبهه امدم مادرم گريه مکن سر قبر من گريه کردن تو باعث نگراني و خوشحالي دشمنان است . مادر شجاع و بردبار و صبور و همچون کوه استوار باش پدرم مرا ببخش که اگر اذيتت کرده ام و اگر از من بدي ديديد مرا عفو کن و اي دوستان و فاميلانم اگر در بين شما بدي کردم مرا عفو کنيد اي مردم ايران تا پيروزي نهائي اسلام و نابودي دشمنان اسلامي از پاي ننشينيد و امام را تنها نگذاريد . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار . آمين يا رب العالمين . (والسلام )

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت یاران رضا