شهید حبیب الله علی دوست: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
سطر ۲۱: سطر ۲۱:
 
    
 
    
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
عشق به جهاد
 
 
راوی    خدیجه برزگران
 
 
 
شبها اوقات فراغت را تا پاسی از شب مطا لعه می نمود و خلاصه آنرا برایم تعریف می کرد . او بعضی از شبها برایم سخنرانی می کرد و من هم گرم گوش کردن می شدم و بدقت آنها را در ذهنم ضبط می کردم ، چون فکر میکردم که برای مدتی مهمان من است . او از شهید و شهادت می گفت . از زینب می گفت : از اباعبد الله الحسین، از فاطمه ( س) از خدیجه کبری . همینطور از انقلاب در باره برخورد با منافقین ، از آخرت و از دنیای فانی ، می گفت : همسرم ! به این دنیا معتقد نباش چرا که فانی است ، در حالیکه ما دنیای باقی را پیش رو داریم . از شهادت نترس، ما می رویم و می جنگیم و انشاا.. که پیروزیم ، می کشیم و کشته می شویم ، تا امثال بهشتیها و مطهریها به آسانی از دست نروند . همسرم ! تو خودت میدانی و به دیگران هم بگو که ما از آمریکا نمی ترسیم ، از اسرائیل نمی ترسیم و حاضریم یک تنه مقابل تمام قدرتها بجنگیم و بایستیم و هیچ احساس ضعف نکنیم ولی از فساد جامعه، از بی حجابیها و از بی عفتیها واز بی تفاوتیها ننگ داریم و اگر خدای ناکرده اینا دامنگیر ملتی شوند آنها را به نوکری قدرتهای شیطانی در می آورند و سعی کنید امید ضد انقلاب نشوید. سختیها را تحمل کنید نق نزنید با توکل به خدا ما پیروزیم بر تمام تو طئه ها ......
 
  
  
سطر ۴۱: سطر ۳۵:
  
  
*شبها اوقات فراغت را تا پاسی از شب مطالعه می نمود و خلاصة آن را برایم تعریف می کرد . او بعضی از شبها برایم سخنرانی می کرد و من هم گرم گوش کردن می شدم و به دقت آنها را در زهنم ضبط می کردم ، چون فکر می کردم که برای مدتی مهمان من است . ا واز شهید و شهادت می گفت . از زینب (س) می گفت . از اباعبدالله الحسین (ع) ، از فاطمه زهرا (س) ، از خدیجه کبری (س) و. . . همین طور از انقلاب در بارة برخورد با منافقین ، از آخرت و از این دنیای فانی می گفت : همسرم ! به این دنیا معتقد نباش چرا که فانیا ست در حالیکه ما دنیایی باقی پیس رو داریم . از شهادت من نترس ، ما می رویم و می جنگیم و انشا الله که پیروزیم . می کشیم و کشته می شویم تا امثال مطهری ها ، دستغیبها ، بهشتی ها و . . . به آسانی از دست نروند . همسرم ! توخودت می دانی و به دیگران هم بگوکه ما از آمریکا نمی ترسیم ، از اسرائیل نمی ترسیم و حاضریم یک تنه مقابل تمام این قدرتها بجنگیم و بایستیم و هیچ احساس ضعف نکنیم ، ولی از فساد جامعه از بی حجابیها و از بی عفتیها و از بی تفاوتیها ننگ داریم و اگر خدای ناکرده اینها دامنگیر ملتی شوند ، آنها را به نوکری قدرتهای شیطانی در می آورند . سعی کنید امید ضد انقلاب نشوید . سختیها را تحمل کنید . نق نزنید . با توکل به خدا ما پیروزیم بر تمام توطئه ها.
+
*شبها اوقات فراغت را تا پاسی از شب مطالعه می نمود و خلاصة آن را برایم تعریف می کرد . او بعضی از شبها برایم سخنرانی می کرد و من هم گرم گوش کردن می شدم و به دقت آنها را در زهنم ضبط می کردم ، چون فکر می کردم که برای مدتی مهمان من است . اواز شهید و شهادت می گفت . از زینب (س) می گفت . از اباعبدالله الحسین (ع) ، از فاطمه زهرا (س) ، از خدیجه کبری (س) و. . . همین طور از انقلاب در بارة برخورد با منافقین ، از آخرت و از این دنیای فانی می گفت : همسرم ! به این دنیا معتقد نباش چرا که فانیا ست در حالیکه ما دنیایی باقی پیس رو داریم . از شهادت من نترس ، ما می رویم و می جنگیم و انشا الله که پیروزیم . می کشیم و کشته می شویم تا امثال مطهری ها ، دستغیبها ، بهشتی ها و . . . به آسانی از دست نروند . همسرم ! توخودت می دانی و به دیگران هم بگوکه ما از آمریکا نمی ترسیم ، از اسرائیل نمی ترسیم و حاضریم یک تنه مقابل تمام این قدرتها بجنگیم و بایستیم و هیچ احساس ضعف نکنیم ، ولی از فساد جامعه از بی حجابیها و از بی عفتیها و از بی تفاوتیها ننگ داریم و اگر خدای ناکرده اینها دامنگیر ملتی شوند ، آنها را به نوکری قدرتهای شیطانی در می آورند . سعی کنید امید ضد انقلاب نشوید . سختیها را تحمل کنید . نق نزنید . با توکل به خدا ما پیروزیم بر تمام توطئه ها.
  
 
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15097 یاران رضا]</ref>
 
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15097 یاران رضا]</ref>

نسخهٔ ‏۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۰

کد شهید: 6410835

نام : حبیب‌الله‌

نام خانوادگی : علیدوس

نام پدر : محمد

محل تولد : بیرجند

‌تاریخ شهادت : 1364/12/06

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : فرمانده گروهان-ادوات


خاطرات

دعا وتوسل- انفرادی

راوی خدیجه برزگران


  • شبها نماز نافله شب می خواند . یکی از شبها ،حدود ساعت دو بعد از نیمه شب که با هم مشغول خواندن نماز شب بودیم و از خداوند طلب مغفرت می کردیم . او آنچنان گریست و از خداوند طلب شهادت و توفیق خدمت خالصانه به اسلام و مسلمین نمود که من ، بعد از اتمام نماز به وی گفتم : تو شهید می شوی و حتماً هم همینطور است زیرا امشب بیشتر از شبهای دیگر طلب نمودی و گریستی ! گفت : نه همسرم ! تو خدای ناکرده از این بابت ناراحت نباش . هر دو با همخ از دنیا می رویم . پس از شهادتش به خوابم آمد و من پرسیدم : مگر نگفتی با هم می روید ؟ پس چرا رفتی بد قولی کردی ؟ گفت : همسرم ! تو چرا اینفدر به دل گرفته ای ؟ من گفتم هر وفت به عمر طبیعی از دنیا رفتم با هم می رویم ولی حالا که شهید شده ام و با چشم خودت می بینی که زنده ام و نمرده ام و من از این عقده در آمدم!


عشق به جهاد راوی خدیجه برزگران


  • شبها اوقات فراغت را تا پاسی از شب مطالعه می نمود و خلاصة آن را برایم تعریف می کرد . او بعضی از شبها برایم سخنرانی می کرد و من هم گرم گوش کردن می شدم و به دقت آنها را در زهنم ضبط می کردم ، چون فکر می کردم که برای مدتی مهمان من است . اواز شهید و شهادت می گفت . از زینب (س) می گفت . از اباعبدالله الحسین (ع) ، از فاطمه زهرا (س) ، از خدیجه کبری (س) و. . . همین طور از انقلاب در بارة برخورد با منافقین ، از آخرت و از این دنیای فانی می گفت : همسرم ! به این دنیا معتقد نباش چرا که فانیا ست در حالیکه ما دنیایی باقی پیس رو داریم . از شهادت من نترس ، ما می رویم و می جنگیم و انشا الله که پیروزیم . می کشیم و کشته می شویم تا امثال مطهری ها ، دستغیبها ، بهشتی ها و . . . به آسانی از دست نروند . همسرم ! توخودت می دانی و به دیگران هم بگوکه ما از آمریکا نمی ترسیم ، از اسرائیل نمی ترسیم و حاضریم یک تنه مقابل تمام این قدرتها بجنگیم و بایستیم و هیچ احساس ضعف نکنیم ، ولی از فساد جامعه از بی حجابیها و از بی عفتیها و از بی تفاوتیها ننگ داریم و اگر خدای ناکرده اینها دامنگیر ملتی شوند ، آنها را به نوکری قدرتهای شیطانی در می آورند . سعی کنید امید ضد انقلاب نشوید . سختیها را تحمل کنید . نق نزنید . با توکل به خدا ما پیروزیم بر تمام توطئه ها.

[۱]

پانویس

  1. یاران رضا