متن کامل خاطره
زمانیکه فرزندم علیرضا در جبهه بودند یک شب در عالم خواب دیدم که مردی با بیل روی گلوی من گذاشته و با همان بیلش گلویم را فشارمی دهد. چون قبلاً هم چنین خوابی دیده بودم و دو تا از فرزندان مرا خدا گرفت با خودم گفتم این بار هم خداوند یکی از امانتهایش را از من می گیرد طولی نکشید که علیرضا شهید شد . بعداً که بررسی کردم دیدم همان شب که من خواب دیدم علیرضا شهید شده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15234 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />