من ناراحت شدم و به او گفتم شما تا زن نگرفته اید دلتان می آید این حرف را بزنید؟ شهید اسفندیار، محکم گفت بله و گفت: من خودم می دانم که این بار شهید می شوم و وقتی شهید شدم، از شما می خواهم که صبور باشید و این شعر را برایم بخوانید:
این گل پرپر زکجا آمده از سـفر کرب و بلا آمده
و ما هم این شعر را پس از شهادتش برایش خواندیم. منبع:سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39833سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس== <references />