==وصیتنامه==
«وصیت نامة روحانی شهید اللهداد خداپرست» پس از حمد خدای تبارک و تعالی و درود بر رسول گرامی اسلام و حضرت بقیة ا... الاعظم امام عصر(عج) و نائب بر حقش امام امت و درود بر رزمندگان اسلام. لازم دیدم بر حسب چند جملهای به عنوان وصیت نامه با نور چشمانم پدر و مادر عزیز و همچنین دوستان و آشنایان و امت شهید پرور آنان که به قول امام: چشم و چراغ امتند بنویسم: اکنون مخاطب کلامم آن عزیزان خدایی و آن پیران زحمتکش یعنی پدر و مادر مهربانم که در سایة ایمان به خدا آن گونه که خواست مردم و مسلمین بود و در رأس همه خواست پیامبر عظیم الشأن بود، تربیت نموده و آن همان تربیت اسلامی و الهی بنده حقیر بوده که این گونه این نعمت الهی و عشق حسینی(ع) را نصیب بنده و در دل من جایگزین نمودند، حال در مقابل این همه زحمت میباید جان نثار کرد و قابل این زحمات جان فرسا جان ناقابل است که متأسفانه بنده را یک جان بیشتر نیست آن هم اگر لیاقت پیدا کردم که ندارم، در سایه لطف و رحمت خود آن سبحان قدوس در راه دوست خواهم داد و جواب و اجر شما عزیزان گرامی امیدوارم که برای فردای قیات محفوظ و با خالق یکتا و مالک یوم الدین باشد. اکنون از شما طلب حلالیت نموده و جداً و عاجزانه از شما تمنا دارم که مرا ببخشید و همچنین از سر تقصیرات و مزاحمتهای بنده در حق شما عزیزان بگذرید و امیدوارم که حق تعالی نیز این حقیر مسکین را مورد عفو و رحمت خویش قرار دهد. و اما راجع به جبهه، البته مسألة دوری دوستان و آشنایان مورد خطاب بنده بودند و این چند جمله را لازم دیدم که راجع به جبهه صحبت کنم بدون غلو و علو کلام برای همه یک بینه و یک چیز خیلی واضح و روشن که از خورشید عالم تاب روشنتر است، این است که جبهه همهاش قدر الهی و نور الهی و... که سخن کوتاه و تو خود حدیث مفصل بخوان از مجمل با این که بار اول است که توفیق نصیبم شد و عازم جبهه شدهام، اما پدر و مادر گرامی این را خدمت شماعزیزان عرض کنم که بنده خودم با اقتداء به سالار شهیدان حسین بن علی(ع) که: «انی لااری الموت الا السعادة والحیاة مع الظالمین الا برما» و فرمایشات دیگر امام(ع) دوست نداشتم که در بستر بمیرم بلکه آرزویم حسین گونه بودن یعنی ترجیح دادن مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار و علی گونه به لقاء رب رسیدن بود که: «الهی و مولی صبرةُ علی عذابِک فَکیفَ أصبرُ علی فراقِک و اشتاق قُربِکَ فی المشتاقین» و من با اختیار خودم جبهه را انتخاب نموده و از اول آرزویم علی گونه بودن و زیستن است و دعای همیشگیام یا زیارت یا شهادت یا اسارت بود و همچنین «اللهم ارزقنا توفیق الزیارة محمدٍ و آل محمد و ارزقنا توفیق زیارة الحسین و فی الاخرة شفاعة الحسین» بود. و اینک از شما باز عاجزانه تمنا دارم که اگر لطف الهی شامل حالم شد و شهید شدم برایم گریه نکنید و این گریهها و مجالس همه بخاطر حسینابن علی باشد و بیاد آن حضرت و پدر مهربانم! بنده حدود چند سال نماز و روزه دارم که اگر ممکن و میسر است از شما تقاضامندم آنها را برای بنده خریداری نمایید و چون دقیق نمیدانستم به طور کلی عرض کردم، شاید حدود 4 سال و اندی و اکنون اگر در این حمله توفیق شهادت نصیبم نشد، آنقدر به جبهه میروم که تا شهید شوم. منبع: سایت خین<ref>[http://khayyen.ir/shahid/401سایت شهدای خین]</ref>==پانویس==<references />