شهید علی اصغر بابایی مطلق: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۴: سطر ۴:
  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید ‌ ‌علی‌اصغر بابائی مطلق در تاریخ 10‌/01/1346 در خانواده ای مستضعف، متدین و کوشا دیده به جهان هستی گشود. هنوز یک سال از تولد علی اصغر نگذشته بود که پدر همراه خانواده به [[گرگان]] می‌‌رود و در آنجا سکنی گزیدند.‌ علی اصغر هم می‌بایست در اینجا احساس آرامش کند، به همین خاطر در سن شش سالگی در محله با بچه‌های هم سن و سالش به بازی کردن مشغول بود. او از کودکی فردی متین و مؤدب بود و هیچ‌گاه کسی از او شکایتی نمی‌کرد.‌علی‌اصغر در ‌7سالگی خود را در لباس مدرسه ‌‌دید. و ‌ راهی ‌ مدرسه‌ی آزادگان گرگان ‌‌شد. ‌در آنجا مشغول درس خواندن شد ‌. او تا کلاس شش ابتدایی تحصیل کرد، ولی به علت فقر مادی خانواده، مجبور به ترک تحصیل گردید و به شغل شریف بنائی روی آورد. او چنان علاقه‌ی وافری به کارش داشت که در اندک مدتی استاد قابلی در رشته‌ی گچکاری شد. ‌ایام دوران انقلاب بود و او نیز باید شرکت می‌کرد. او لحظه لحظه انقلاب را به چشم خود می‌دید، می‌دید که رهگذرهای نامحرم چگونه ناله‌ی مردم انقلابی را بلند کرده و این ناله تبدیل به فریادی بلندتر گشته که خواهان حق ربوده شده‌شان بودند و بالاخره این حق در زیباترین روز سال یعنی 12 بهمن ‌1357 بازپس گرفته شد. و در همان سال به فرمان امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی بسیج مستضعفان تشکیل شد. علی‌اصغر هم ‌در آن ثبت نام کرد، او در بسیج فعالیتهای زیادی انجام داد، بطوریکه به عنوان بسیجی نمونه برگزیده شد. او دیگر نوجوانی انقلابی بود و چهره‌ی سیاه و شوم و سایه‌ی غم‌انگیز پهلوی‌ها به دست همین نوجوانان برانداخته شد. علی‌اصغر 18 ساله شده بود و بایستی به خدمت سربازی می‌رفت و در همان سال 1365 او باید به این وظیفه عمل می‌کرد‌. خدمت سربازی‌اش در [[منطقه‌ی دا‌ر‌خونین]] بود. از توصیه‌های علی‌اصغر این بود که همیشه می‌گفت که اطاعت خدا را بکنید و اطاعت از امام امت و انقلاب را تنها نگذارید و در خط امام باشید. علی اصغر قبل از اعزام روحیه‌ی نسبتاً بالائی از نظر جنگ بین حق و باطل داشت. و هنگام اعزام روحیه‌ای خیلی خوب و قوی داشت، به طوری که کل خدمت سربازی خود را در واحد توپخانه آرپی‌جی‌زن بود. ‌می‌ساخت. آری، 3 ماه به پایان سربازی علی‌اصغر مانده بود که در همان منطقه‌ی دار‌خونین رأس ساعت 11:30 دقیقه در تاریخ ‌04/04/1367 بر اثر بمباران هوائی دشمن روح آسمانیش به آسمان پرکشید و به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش آسمانی
+
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید ‌ ‌علی‌اصغر بابائی مطلق در تاریخ 10‌/01/1346 در خانواده ای مستضعف، متدین و کوشا دیده به جهان هستی گشود. هنوز یک سال از تولد علی اصغر نگذشته بود که پدر همراه خانواده به [[گرگان]] می‌‌رود و در آنجا سکنی گزیدند.‌ علی اصغر هم می‌بایست در اینجا احساس آرامش کند، به همین خاطر در سن شش سالگی در محله با بچه‌های هم سن و سالش به بازی کردن مشغول بود. او از کودکی فردی متین و مؤدب بود و هیچ‌گاه کسی از او شکایتی نمی‌کرد.‌علی‌اصغر در ‌7سالگی خود را در لباس مدرسه ‌‌دید. و ‌ راهی ‌ مدرسه‌ی آزادگان گرگان ‌‌شد. ‌در آنجا مشغول درس خواندن شد ‌. او تا کلاس شش ابتدایی تحصیل کرد، ولی به علت فقر مادی خانواده، مجبور به ترک تحصیل گردید و به شغل شریف بنائی روی آورد. او چنان علاقه‌ی وافری به کارش داشت که در اندک مدتی استاد قابلی در رشته‌ی گچکاری شد. ‌ایام دوران انقلاب بود و او نیز باید شرکت می‌کرد. او لحظه لحظه انقلاب را به چشم خود می‌دید، می‌دید که رهگذرهای نامحرم چگونه ناله‌ی مردم انقلابی را بلند کرده و این ناله تبدیل به فریادی بلندتر گشته که خواهان حق ربوده شده‌شان بودند و بالاخره این حق در زیباترین روز سال یعنی 12 بهمن ‌1357 بازپس گرفته شد. و در همان سال به فرمان امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی بسیج مستضعفان تشکیل شد. علی‌اصغر هم ‌در آن ثبت نام کرد، او در بسیج فعالیتهای زیادی انجام داد، بطوریکه به عنوان بسیجی نمونه برگزیده شد. او دیگر نوجوانی انقلابی بود و چهره‌ی سیاه و شوم و سایه‌ی غم‌انگیز پهلوی‌ها به دست همین نوجوانان برانداخته شد. علی‌اصغر 18 ساله شده بود و بایستی به خدمت سربازی می‌رفت و در همان سال 1365 او باید به این وظیفه عمل می‌کرد‌. خدمت سربازی‌اش در [[منطقه‌ی دا‌ر‌خونین]] بود. از توصیه‌های علی‌اصغر این بود که همیشه می‌گفت که اطاعت خدا را بکنید و اطاعت از امام امت و انقلاب را تنها نگذارید و در خط امام باشید. علی اصغر قبل از اعزام روحیه‌ی نسبتاً بالائی از نظر جنگ بین حق و باطل داشت. و هنگام اعزام روحیه‌ای خیلی خوب و قوی داشت، به طوری که کل خدمت سربازی خود را در واحد توپخانه آرپی‌جی‌زن بود. ‌می‌ساخت. آری، 3 ماه به پایان سربازی علی‌اصغر مانده بود که در همان منطقه‌ی دار‌خونین رأس ساعت 11:30 دقیقه در تاریخ ‌04/04/1367 بر اثر بمباران هوائی دشمن روح آسمانیش به آسمان پرکشید و به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش آسمانی.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3467 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع:
+
<references />
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3467    
+
سایت شهدای ارتش
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۰

شهید علی اصغر بابایی مطلق تاریخ تولد :1346/01/10 تاریخ شهادت : 1367/04/04

زندگینامه

بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید ‌ ‌علی‌اصغر بابائی مطلق در تاریخ 10‌/01/1346 در خانواده ای مستضعف، متدین و کوشا دیده به جهان هستی گشود. هنوز یک سال از تولد علی اصغر نگذشته بود که پدر همراه خانواده به گرگان می‌‌رود و در آنجا سکنی گزیدند.‌ علی اصغر هم می‌بایست در اینجا احساس آرامش کند، به همین خاطر در سن شش سالگی در محله با بچه‌های هم سن و سالش به بازی کردن مشغول بود. او از کودکی فردی متین و مؤدب بود و هیچ‌گاه کسی از او شکایتی نمی‌کرد.‌علی‌اصغر در ‌7سالگی خود را در لباس مدرسه ‌‌دید. و ‌ راهی ‌ مدرسه‌ی آزادگان گرگان ‌‌شد. ‌در آنجا مشغول درس خواندن شد ‌. او تا کلاس شش ابتدایی تحصیل کرد، ولی به علت فقر مادی خانواده، مجبور به ترک تحصیل گردید و به شغل شریف بنائی روی آورد. او چنان علاقه‌ی وافری به کارش داشت که در اندک مدتی استاد قابلی در رشته‌ی گچکاری شد. ‌ایام دوران انقلاب بود و او نیز باید شرکت می‌کرد. او لحظه لحظه انقلاب را به چشم خود می‌دید، می‌دید که رهگذرهای نامحرم چگونه ناله‌ی مردم انقلابی را بلند کرده و این ناله تبدیل به فریادی بلندتر گشته که خواهان حق ربوده شده‌شان بودند و بالاخره این حق در زیباترین روز سال یعنی 12 بهمن ‌1357 بازپس گرفته شد. و در همان سال به فرمان امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی بسیج مستضعفان تشکیل شد. علی‌اصغر هم ‌در آن ثبت نام کرد، او در بسیج فعالیتهای زیادی انجام داد، بطوریکه به عنوان بسیجی نمونه برگزیده شد. او دیگر نوجوانی انقلابی بود و چهره‌ی سیاه و شوم و سایه‌ی غم‌انگیز پهلوی‌ها به دست همین نوجوانان برانداخته شد. علی‌اصغر 18 ساله شده بود و بایستی به خدمت سربازی می‌رفت و در همان سال 1365 او باید به این وظیفه عمل می‌کرد‌. خدمت سربازی‌اش در منطقه‌ی دا‌ر‌خونین بود. از توصیه‌های علی‌اصغر این بود که همیشه می‌گفت که اطاعت خدا را بکنید و اطاعت از امام امت و انقلاب را تنها نگذارید و در خط امام باشید. علی اصغر قبل از اعزام روحیه‌ی نسبتاً بالائی از نظر جنگ بین حق و باطل داشت. و هنگام اعزام روحیه‌ای خیلی خوب و قوی داشت، به طوری که کل خدمت سربازی خود را در واحد توپخانه آرپی‌جی‌زن بود. ‌می‌ساخت. آری، 3 ماه به پایان سربازی علی‌اصغر مانده بود که در همان منطقه‌ی دار‌خونین رأس ساعت 11:30 دقیقه در تاریخ ‌04/04/1367 بر اثر بمباران هوائی دشمن روح آسمانیش به آسمان پرکشید و به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و یادش آسمانی.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش