شهید حسن عمارلو: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | عشق شهادت | |
موضوع عشق شهادت | موضوع عشق شهادت | ||
راوی | راوی | ||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۷: | ||
زمانی که ایشان از دوره ی آموزش برگشته بود و برای اولین بار می خواست به جبهه برود دو یا سه روز مرخصی داشت در همان حین شهیدی آوردند به نام عباس محمدی و ایشان در تشییع جنازه ی این شهید شرکت کرده بعد از برگشتن از سر مزار در منزل نشسته بودیم که اوگفت : بابا جان می دانی خون من ازخون عباس محمدی ودیگر شهیدان رنگین تر نیست پس باید عجله کرد و به جمع فاتحان پیوست . | زمانی که ایشان از دوره ی آموزش برگشته بود و برای اولین بار می خواست به جبهه برود دو یا سه روز مرخصی داشت در همان حین شهیدی آوردند به نام عباس محمدی و ایشان در تشییع جنازه ی این شهید شرکت کرده بعد از برگشتن از سر مزار در منزل نشسته بودیم که اوگفت : بابا جان می دانی خون من ازخون عباس محمدی ودیگر شهیدان رنگین تر نیست پس باید عجله کرد و به جمع فاتحان پیوست . | ||
| − | + | خواب و رویای شهید | |
موضوع خواب و روياي شهيد | موضوع خواب و روياي شهيد | ||
راوی | راوی | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | 77. حسن در خواب امام را دیده بود که به او گفته بودند، برای جنگ اماده شود. و به جبهه برود. او بعد از بازگو کردن خواب به پدر و مادر مصمم می شود. که مقدمات اعزام را فراهم نماید. پدر و مادر بعد از شنیدن حرفهای فرزند می گویند. اگر به شما الهام شده است. راهتان را خودتان انتخاب کنید. که در این انتخاب مختارید او در سن 15 سالگی به جبهه رفت. | + | 77. حسن در خواب امام را دیده بود که به او گفته بودند، برای جنگ اماده شود. و به جبهه برود. او بعد از بازگو کردن خواب به پدر و مادر مصمم می شود. که مقدمات اعزام را فراهم نماید. پدر و مادر بعد از شنیدن حرفهای فرزند می گویند. اگر به شما الهام شده است. راهتان را خودتان انتخاب کنید. که در این انتخاب مختارید او در سن 15 سالگی به جبهه رفت.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15207 یاران رضا]</ref> |
| − | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15207 یاران رضا]</ref> | + | |
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۸
کد شهید: 6121490 تاریخ تولد : نام : حسن محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : عمارلو تاریخ شهادت : 1361/09/17 نام پدر : حسینعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
عشق شهادت موضوع عشق شهادت راوی متن کامل خاطره
زمانی که ایشان از دوره ی آموزش برگشته بود و برای اولین بار می خواست به جبهه برود دو یا سه روز مرخصی داشت در همان حین شهیدی آوردند به نام عباس محمدی و ایشان در تشییع جنازه ی این شهید شرکت کرده بعد از برگشتن از سر مزار در منزل نشسته بودیم که اوگفت : بابا جان می دانی خون من ازخون عباس محمدی ودیگر شهیدان رنگین تر نیست پس باید عجله کرد و به جمع فاتحان پیوست . خواب و رویای شهید موضوع خواب و روياي شهيد راوی متن کامل خاطره
77. حسن در خواب امام را دیده بود که به او گفته بودند، برای جنگ اماده شود. و به جبهه برود. او بعد از بازگو کردن خواب به پدر و مادر مصمم می شود. که مقدمات اعزام را فراهم نماید. پدر و مادر بعد از شنیدن حرفهای فرزند می گویند. اگر به شما الهام شده است. راهتان را خودتان انتخاب کنید. که در این انتخاب مختارید او در سن 15 سالگی به جبهه رفت.[۱]