شهید براتعلی عمارلو: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | |||
| + | |||
کد شهید: 6217681 تاریخ تولد : | کد شهید: 6217681 تاریخ تولد : | ||
نام : براتعلی محل تولد : نیشابور | نام : براتعلی محل تولد : نیشابور | ||
| سطر ۹: | سطر ۱۱: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : بهشتفضل | گلزار : بهشتفضل | ||
| − | + | خاطرات | |
| − | خاطرات سیاسی | + | خاطرات سیاسی |
موضوع خاطرات سياسي | موضوع خاطرات سياسي | ||
راوی عمارلو | راوی عمارلو | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | دریکی ازعملیاتها درنزدیکی شهرمندلی عراق شبها به اتفاق عده ای از رزمندگان پوسترها وعکس های حضرت امام خمینی(ره) را پخش می کردند وروزها به مقر و سنگرهای خودبرمی گشتند و موقعی که برادرم براتعلی برایم نامه می نوشت،به من می گفت خواهرم اگر من شهید شدم که می شوم زینب وار زندگی کن وبرایم اشک نریز ومواظب بچه هایم باشید.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15209 | + | دریکی ازعملیاتها درنزدیکی شهرمندلی عراق شبها به اتفاق عده ای از رزمندگان پوسترها وعکس های حضرت امام خمینی(ره) را پخش می کردند وروزها به مقر و سنگرهای خودبرمی گشتند و موقعی که برادرم براتعلی برایم نامه می نوشت،به من می گفت خواهرم اگر من شهید شدم که می شوم زینب وار زندگی کن وبرایم اشک نریز ومواظب بچه هایم باشید. |
| − | ==پانویس== | + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15209 یاران رضا]</ref> |
| − | <references /> | + | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۹
کد شهید: 6217681 تاریخ تولد :
نام : براتعلی محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : عمارلو تاریخ شهادت : 1362/12/12
نام پدر : علیاصغر مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشتفضل خاطرات
خاطرات سیاسی
موضوع خاطرات سياسي راوی عمارلو متن کامل خاطره
دریکی ازعملیاتها درنزدیکی شهرمندلی عراق شبها به اتفاق عده ای از رزمندگان پوسترها وعکس های حضرت امام خمینی(ره) را پخش می کردند وروزها به مقر و سنگرهای خودبرمی گشتند و موقعی که برادرم براتعلی برایم نامه می نوشت،به من می گفت خواهرم اگر من شهید شدم که می شوم زینب وار زندگی کن وبرایم اشک نریز ومواظب بچه هایم باشید. [۱]