شهید علی حسین رضایی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
  
 
محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه
 
محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه
 
rId4
 
  
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱

نام و نام خانوادگی : علی حسین رضایی

تاریخ تولد : ۱٫/۹/۱۳۴

نام پدر :

محل تولد : خرامه

عضویت : سرباز

تاریخ شهادت : ۱/۴/۶٫

عملیات :

محل شهادت : آبادان

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه

زندگی نامه

در خانواده ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد. در شش سالگی به مدرسه رفت که در درسش بسیار موفق بود ، در کلاس سوم ابتدائی بود که به قرآن خواندن علاقمند شد و در همین سالها بود که روزه می گرفت و با دهان روزه پدرش را در کار کشاورزی یاری می داد ، وقتی از سر کار برمی گشت تا نمازش را نمی خواند نهار نمی خورد ، برای ادامه تحصیل به شیراز رفت و دیپلم خود را در آنجا گرفت ، بهمراه درس در راهپیمائی ها و تظاهراتها شرکت می کرد و یک بار نیز توسط ژاندارمری خرامه به جرم شرکت در راهپیمایی دستگیر شد و بعد که آزاد شد آثار کتکهایی که به او زده بودند روی بدنش پیدا بود. بعد از اتمام درس تا مقطع دیپلم و با شروع انقلاب به سربازی رفت و بعد از آموزش در آباده به خدمت مشغول شد که در این زمان از خدمتش مقارن با آغازین سال جنگ تحمیلی بود ، گفته بود که می خواهد به جبهه برود که مورد موافقت پادگانش قرار نگرفته بود ، بعد از مدتی به شیراز منتقل شد و از آنجا به خونین شهر رفت (داوطلبانه) و در آنجا به گروه (شهید) دکتر چمران پیوست. مدت ۲ ماه در گروه نامبرده بود که حدود ۱۵ روز به مرخصی آمد و پشیمان بود که چرا به مرخصی آمده ، هنوز چند روز از مرخصی اش مانده بود که برگشت. بیش از ۶ روز از جبهه رفتنش نمانده بود که خبر شهادتش را آوردند. در آنروز ( روز شهادتش) ساعت ۳ صبح گروه دکتر چمران حمله داشتند و او هم از حمله مطلع می شود ، به حمام می رود و غسل شهادت می کند و بعد با گروه همراه می شود ، در حین پیشروی بود که براثر اصابت گلوله به شهادت می رسد. شهید رضایی مهربان و دوست داشتنی بود ، از کودکی نماز را به همراه پدرش اقامه می کرد و در ۶ سالگی نماز را بطور کامل فرا گرفت و از همان کودکی روزه می گرفت و به همراه پدرش به کشاورزی می رفت ، هنگام نهار تا نمازش را نمی خواند ، غذا نمی خورد. شبها که بیکار بود به مسجد می رفت و در جلسات دینی شرکت می کرد. [۱]


پانویس

  1. سایت شهدای استان فارس

رده‌ها