شهید محمد علی فرهادیانی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6218661 تاریخ تولد : نام : محمدعلی محل تولد : نیشابور نام خان...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
کد شهید: 6218661 تاریخ تولد : | کد شهید: 6218661 تاریخ تولد : | ||
نام : محمدعلی محل تولد : نیشابور | نام : محمدعلی محل تولد : نیشابور | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : بهشتزهرا | گلزار : بهشتزهرا | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | لحظه و نحوه شهادت | |
موضوع لحظه و نحوه شهادت | موضوع لحظه و نحوه شهادت | ||
راوی احمد علی فرهادیانی | راوی احمد علی فرهادیانی | ||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۶: | ||
زمانیکه عملیات تمام شده بود، محمدعلی و چند نفر دیگر از همرزمانش داوطلبانه برای آزمون مجروحین به خط مقدم رفته بودند، که در حین آوردن چند نفر از مجروحین، ناگهان در بین راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و به شهادت میرسند و به علت درگیری زیاد سه شبانه روز جنازه ایشان بر روی زمینهای سوزان شلمچه در زیر نور خورشید و رگبارهای دشمن بوده که پس از سه روز جنازهشان را از آن محل به پشت خط منتقل میکنند. | زمانیکه عملیات تمام شده بود، محمدعلی و چند نفر دیگر از همرزمانش داوطلبانه برای آزمون مجروحین به خط مقدم رفته بودند، که در حین آوردن چند نفر از مجروحین، ناگهان در بین راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و به شهادت میرسند و به علت درگیری زیاد سه شبانه روز جنازه ایشان بر روی زمینهای سوزان شلمچه در زیر نور خورشید و رگبارهای دشمن بوده که پس از سه روز جنازهشان را از آن محل به پشت خط منتقل میکنند. | ||
| − | + | عشق شهادت | |
موضوع عشق شهادت | موضوع عشق شهادت | ||
راوی صدیقه فرهادیانی | راوی صدیقه فرهادیانی | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | به خاطر دارم یک روز من و برادرم محمدعلی به بهشت رضا رفته بودیم. برادرم در آنجا به من گفت: آیا میشود من هم یک روزی جایگاه هم در اینجا باشد. من به ایشان گفتم: این حرف را نزن تو هنوز جوانی و آرزو داری. که در جوابم گفت: خواهرم فقط کسانی را به اینجا میآورند که لایق باشند و با خون سرخشان به پیشگاه احدیت نائل شوند که سرانجام به آرزویش رسید و در راه اسلام و قرآن به فیض عظیم شهادت نائل گشت. | + | به خاطر دارم یک روز من و برادرم محمدعلی به بهشت رضا رفته بودیم. برادرم در آنجا به من گفت: آیا میشود من هم یک روزی جایگاه هم در اینجا باشد. من به ایشان گفتم: این حرف را نزن تو هنوز جوانی و آرزو داری. که در جوابم گفت: خواهرم فقط کسانی را به اینجا میآورند که لایق باشند و با خون سرخشان به پیشگاه احدیت نائل شوند که سرانجام به آرزویش رسید و در راه اسلام و قرآن به فیض عظیم شهادت نائل گشت.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15960 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۳۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۴
کد شهید: 6218661 تاریخ تولد : نام : محمدعلی محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : فرهادیانی تاریخ شهادت : 1362/01/23 نام پدر : احمدعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشتزهرا
خاطرات
لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی احمد علی فرهادیانی متن کامل خاطره
زمانیکه عملیات تمام شده بود، محمدعلی و چند نفر دیگر از همرزمانش داوطلبانه برای آزمون مجروحین به خط مقدم رفته بودند، که در حین آوردن چند نفر از مجروحین، ناگهان در بین راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و به شهادت میرسند و به علت درگیری زیاد سه شبانه روز جنازه ایشان بر روی زمینهای سوزان شلمچه در زیر نور خورشید و رگبارهای دشمن بوده که پس از سه روز جنازهشان را از آن محل به پشت خط منتقل میکنند. عشق شهادت موضوع عشق شهادت راوی صدیقه فرهادیانی متن کامل خاطره
به خاطر دارم یک روز من و برادرم محمدعلی به بهشت رضا رفته بودیم. برادرم در آنجا به من گفت: آیا میشود من هم یک روزی جایگاه هم در اینجا باشد. من به ایشان گفتم: این حرف را نزن تو هنوز جوانی و آرزو داری. که در جوابم گفت: خواهرم فقط کسانی را به اینجا میآورند که لایق باشند و با خون سرخشان به پیشگاه احدیت نائل شوند که سرانجام به آرزویش رسید و در راه اسلام و قرآن به فیض عظیم شهادت نائل گشت.[۱]