==خاطرات==
آقای سیامک عظیمی از وابستگان و هم روستایی شهید علیرضا تقی زاده از دوران نوجوانی وی خاطره ای را نقل می کند و می گوید:
" علیرضا، به ورزش خیلی علاقه داشت و در روستا همیشه فوتبال بازی می کرد. علاوه بر آن او به شکار هم علاقه مند بود. تابستان سال 1361 بود. در باغات روستای ارجق مشگین شهر در حال گشت و گذار و تفریح بودیم و گهگاهی میوه ای و انگوری می خوردیم. علیرضا هم با ما بود. وی در دستش وسیله ی شکاری پرنده که خودش ساخته بود و در زبان محلی به آن " قوش ریزینی" می گویند، داشت. علیرضا بچه ی زرنگ و پرجنب و جوشی بود، فقط دنبال این بود که پرنده ای را شکار کند. از بچه ها جدا می شد و در پای درختی می نشست و پرندگان را می پایید تا این که پرنده ای بر روی درخت بنشیند و آن را شکار کند. من یک لحظه دیدم که علیرضا با آن وسیله ی دست ساخته ی شکاری خود پرنده ای را هدف قرار داد و شکار نمود. هدف گیری اش دقیق بود و حرف نداشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/6177 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگار خانه تصاویر==
<gallery>
Image:1168914KAKA004-001.jpg
Image:1168914KAKA003-001.jpg
</gallery>
==پانویس== منبع:سایت شهدای ارتشhttp:<references //ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/6177>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:علیرضا_تقی_زاده}}