ویرایش‌ها

شهید مرتضی آیرم

۴۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۹
[[شهید مرتضی آیرم]]
تاریخ تولد :1340/10/13
==زندگینامه==
در سال 1340 در شهر قهرمان پرور [[بهبهان ]] و در خانه ای مذهبی و فقیر کودکی دیده بجهان گشود که مر تضی نامگذاری شد. وی در دامان مادری مهربان و پدری کارگر و مستضعف بزرگ شد و تا سن 6 سالگی زندگی را به سختی گذراند. از همان کودکی صفا و معنویت چهره اش حاکی از آینده ای پر امید و پر شور و پر ثمره ای برای او بود وی در سن 6 سالگی روانۀ مدرسه شد و دوران دبستان را با همۀ مشقات پشت سر گذراند شهید آیرم در گرمای طاقت فرسای [[خوزستان ]] حتی در ماه رمضان با وجود اینکه بکار بنائی میرفت روزه را ترک نمیکرد شهید مرتضی آیرم در سراسر دوران تحصیل بدلیل فقر مالی در تابستانهای سوزان بکار مشغول میشد و در آمدش را به پدر خود میداد وی از فعالترین اعضای خانواده بود و هدف فی سبیل الله او باعث شده بود که اوقاتش را هیچگاه بیهوده تلف نکند.
وقتی به ایشان توصیه میشد که در تظاهرات از خودت محافظت کن در جواب میگفت بگذار من کشته شوم تا اسلام زنده بماند. [[شهید مرتضی آیرم ]] در جریانات انقلاب اسلامی با تمامی وجود شرکت میکرد و با بینش مذهبی خویش حرکت آگاهانه اش را تحریک می بخشید. با پیروزی [[انقلاب اسلامی ]] از آنجا که با تمام وجود دارای روحیۀ بسیار عالی و قلبی رئوف برای تهیدستان و خشم آتشین برای مستکبرین بود.
او یک انسان پویا و پر تلاش بود. بعد از پیروزی انقلاب شهید آیرم با گروههای منافق که هر روز به اشکالی مختلف ظاهر میشدند مبارزۀ چشمگیر داشت و دائماً با آنها برخورد داشت. تا اینکه دوران تحصیلی خود را با موفقیت بپایان رساند. شهید مرتضی آیرم در راه آگاه ساختن مردم در این زمان از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد. وی که میدانست با پیروزی انقلاب مبارزه خاتمه پیدا نمیکند و بقول امامش ( خمینی کبیر ) تا مستکبر هست باید مستضعف خون بدهد صادقانه و خالصانه خدمت خود را آغاز کرد و بحکم وظیفۀ اسلامی خود را برای رفتن به [[خدمت مقدس سربازی ]] مهیا و بخدمت سربازی رفت.
[[شهید مرتضی آیرم ]] میگفت من میروم خدمت کنم نه اینکه دوران خدمت را بگذرانم شهید آیرم میگفت اگر تا بعد از سربازی زنده ماندم به عضویت [[سپاه پاسداران ]] در می آیم اگر هم شهید شدم این یک لطف الهی است که به من عطا شده است، زیرا که خود وی علاقۀ زیادی به سپاه داشت و هم عشق شهید شدن را داشت و بارها از شهید و شهادت صحبت میکرد و همیشه میگفت که خون من از خون علی اکبر ها و قاسم ها و امام حسین ( ع ) و از خون دکتر بهشتی ها و رجائیها و باهنرها که سرختر نیست و میگفت ما باید ادامه دهندۀ راه آنها و خون آنها باشیم.
شهید آیرم در دو جبهه گروهکهای آمریکائی با منافقین خلق که اسلام را سپر خود قرار داده اند و از پشت خنجر میزنند تا اینکه سر انجام [[شهید مرتضی آیرم ]] در ایام عاشورای حسین ( ع ) که بحق پیروان آزاد مرد بشریت بود و خود وی هم آرزو میکرد که در این ایام شهید بشود به آرزوی دیرینۀ خود رسید شهید آیرم در روز هشتم محرم در جبهۀ خونین [[دهلاویه ]] [[سوسنگرد ]] با گفتن جملات اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله به لقاءالله پیوست.
۱٬۶۳۴
ویرایش