ویرایشها
/* خاطرات */
==خاطرات==
خاطره ای از زبان والدین [[شهید]]احمد همیشه عاشق [[شهادت ]] بود و می گفت: برای من دعا کنید که شهید شوم. وقتی مادرش ناراحت می شد می گفت: مادر! مگر من از جوانان دیگر و تک فرزندان عزیزترم و خوشا به سعادتش که به آرزویش رسید.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38235 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>