شهید علی رضا فولادین طرقی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
کد شهید: 6411769 تاریخ تولد : | کد شهید: 6411769 تاریخ تولد : | ||
نام : علیرضا محل تولد : کاشمر | نام : علیرضا محل تولد : کاشمر | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگروهـادوات | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگروهـادوات | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| + | |||
پیش بینی شهادت | پیش بینی شهادت | ||
| + | |||
موضوع پيش بيني شهادت | موضوع پيش بيني شهادت | ||
| + | |||
راوی | راوی | ||
| + | |||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
زمانیکه برادرم علیرضا مشغول به گذراندن خدمت سربازى در جبهه بود در آخرین مرحلهاى که به مرخصى آمده بود یک گوسفند داشتم که براى مصرفمان چاق کرده بودیم و او هم یک گوسفند داشت به همین طور که اول گوسفند او را سربریدیم و قرار بود که بعدش گوسفند را سر ببرند شبى که گوسفند او را مىخوردیم یواشکى به من گفت تو که گوشت گوسفند مرا خوردى اما گوشت گوسفند تو نصیب من نمىشود اتفاقاً همین طورى شد و چند روز بعد به جبهه رفت و به شهادت رسید و گویا مىدانست که به شهادت مىرسد و با قاطعیت گفت گوشت گوسفند شما نصیب من نمىشود. | زمانیکه برادرم علیرضا مشغول به گذراندن خدمت سربازى در جبهه بود در آخرین مرحلهاى که به مرخصى آمده بود یک گوسفند داشتم که براى مصرفمان چاق کرده بودیم و او هم یک گوسفند داشت به همین طور که اول گوسفند او را سربریدیم و قرار بود که بعدش گوسفند را سر ببرند شبى که گوسفند او را مىخوردیم یواشکى به من گفت تو که گوشت گوسفند مرا خوردى اما گوشت گوسفند تو نصیب من نمىشود اتفاقاً همین طورى شد و چند روز بعد به جبهه رفت و به شهادت رسید و گویا مىدانست که به شهادت مىرسد و با قاطعیت گفت گوشت گوسفند شما نصیب من نمىشود. | ||
| + | |||
خواب و رویای دیگران درمورد شهید | خواب و رویای دیگران درمورد شهید | ||
| + | |||
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | ||
| + | |||
راوی | راوی | ||
| − | |||
| − | + | متن کامل خاطره | |
| − | + | ||
| + | قبل از اینکه مشرف بهخانه خدا مکه مکرمه بشوم یک شب خواب دیدم که با علیرضادر مکه هستیم و مشغول اعمال حج رفتیم در مقام ابراهیم با هم نماز خواندیم و طواف انجام دادیم و بعد از آن به چشمه آب زمزم رفتیم و در آنجا وضو گرفتیم و درهمان عالم خواب به او گفتم بیا برویم صفا و مروه اما او گفت باید بروم من کار دارم و در همین حال از خواب بیدار شدم وقتى مشرف شدم مکه همان طور که در خواب دیده بودم مقام ابراهیم و چشمه آب زمزم و خانه خداوند درست همان طور است و این گونه خوابم تعبیر شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16152 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۳
کد شهید: 6411769 تاریخ تولد : نام : علیرضا محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : فولادینطرقی تاریخ شهادت : 1364/09/14 نام پدر : غلامعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگروهـادوات گلزار :
خاطرات
پیش بینی شهادت
موضوع پيش بيني شهادت
راوی
متن کامل خاطره
زمانیکه برادرم علیرضا مشغول به گذراندن خدمت سربازى در جبهه بود در آخرین مرحلهاى که به مرخصى آمده بود یک گوسفند داشتم که براى مصرفمان چاق کرده بودیم و او هم یک گوسفند داشت به همین طور که اول گوسفند او را سربریدیم و قرار بود که بعدش گوسفند را سر ببرند شبى که گوسفند او را مىخوردیم یواشکى به من گفت تو که گوشت گوسفند مرا خوردى اما گوشت گوسفند تو نصیب من نمىشود اتفاقاً همین طورى شد و چند روز بعد به جبهه رفت و به شهادت رسید و گویا مىدانست که به شهادت مىرسد و با قاطعیت گفت گوشت گوسفند شما نصیب من نمىشود.
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
متن کامل خاطره
قبل از اینکه مشرف بهخانه خدا مکه مکرمه بشوم یک شب خواب دیدم که با علیرضادر مکه هستیم و مشغول اعمال حج رفتیم در مقام ابراهیم با هم نماز خواندیم و طواف انجام دادیم و بعد از آن به چشمه آب زمزم رفتیم و در آنجا وضو گرفتیم و درهمان عالم خواب به او گفتم بیا برویم صفا و مروه اما او گفت باید بروم من کار دارم و در همین حال از خواب بیدار شدم وقتى مشرف شدم مکه همان طور که در خواب دیده بودم مقام ابراهیم و چشمه آب زمزم و خانه خداوند درست همان طور است و این گونه خوابم تعبیر شد.[۱]