يك روز، وقتي به خانه آمد، بدون مقدمه گفت: آيا مي شود پرچم اسلام بر روي جسد من هم همانند شهداي ديگر كشيده شود؟ و من، بهت زده شده بودم و نمي دانستم در پاسخش چه بگويم. علي رضا كه حال مرا از چشمانم خواند گفت: آخر، امروز تشييع پيكرهاي شهدا بود و تا به حال صحنه اي زيباتر از اين نديده بودم.
او سرانجام به آرزوي خود رسيد و با پرچم اسلام به ديدار پيامبر (صلي الله عليه و آله) رفت. او اكنون با حسين كوچکمان كه در سن 6 سالگي، در يك سانحه ي اتومبيل از دنيا رفت در كنار هم هستند و من و سه دختر او طاهره، محدّثه و زكيّه در كنار هم هستيم.