گلزار : شهدا
==خاطرات==پدر شهیدم عشق و علاقه ی زیادی به جبهه داشت. یادم می آید ایشان می خواستند برای بار دوم به جبهه بروند من تازه از مرخصی آمده بودم به ایشان گفتم: پدر جان من و برادرم که در جبهه هستیم شما دیگر لازم نیست به جبهه بروید. ایشان رو به من کرد و گفت: شما به جای خودتان می روید و من بجای خود و من باید بروم که دوستانم منتظر من هستند و ایشان رفتند و به شهادت رسیدند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10481 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />