شهید رسول فیروزی سفتوک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 +
 
کد شهید:    6528034    تاریخ تولد :     
 
کد شهید:    6528034    تاریخ تولد :     
 
نام :    رسول‌    محل تولد :    قاین
 
نام :    رسول‌    محل تولد :    قاین
سطر ۹: سطر ۱۰:
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
گلزار :     
 
گلزار :     
==خاطرات==
+
خاطرات
 
+
    حسن برخورد
حسن برخورد
+
 
+
 
موضوع    حسن برخورد
 
موضوع    حسن برخورد
 
 
راوی    حسن فیروزی
 
راوی    حسن فیروزی
 
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
یک روز پدرم مرا کتک زد ایشان جلو آمد و گفت آیا تحقیق کردید که او مقصر است سپس پدرم را از من جدا کرد.
 
یک روز پدرم مرا کتک زد ایشان جلو آمد و گفت آیا تحقیق کردید که او مقصر است سپس پدرم را از من جدا کرد.
 
+
    پیش بینی شهادت
پیش بینی شهادت
+
 
+
 
موضوع    پيش بيني شهادت
 
موضوع    پيش بيني شهادت
 
 
 
راوی    کلثوم خنجرکی
 
راوی    کلثوم خنجرکی
 
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
آخرین باری که راهی جبهه بودند، بعلت یک سری مشکلاتی که در داخل روستا بود نمی توانستند به جبهه بروند. ولی ایشان تلاش داشتند که این دفعه را حتما به جبهه بروند. چون می گفتند خواب شهادتم را دیده ام و اگر نروم همین جا برایم اتفاقی می افتد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16197 سایت یاران رضا]</ref>
+
آخرین باری که راهی جبهه بودند، بعلت یک سری مشکلاتی که در داخل روستا بود نمی توانستند به جبهه بروند. ولی ایشان تلاش داشتند که این دفعه را حتما به جبهه بروند. چون می گفتند خواب شهادتم را دیده ام و اگر نروم همین جا برایم اتفاقی می افتد.
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16197 یاران رضا]</ref>
 +
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references />
+
<references/>

نسخهٔ ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰

کد شهید: 6528034 تاریخ تولد : نام : رسول‌ محل تولد : قاین نام خانوادگی : فیروزی‌سفتوک‌ تاریخ شهادت : 1365/10/04 نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات

   حسن برخورد

موضوع حسن برخورد راوی حسن فیروزی متن کامل خاطره

یک روز پدرم مرا کتک زد ایشان جلو آمد و گفت آیا تحقیق کردید که او مقصر است سپس پدرم را از من جدا کرد.

   پیش بینی شهادت

موضوع پيش بيني شهادت راوی کلثوم خنجرکی متن کامل خاطره

آخرین باری که راهی جبهه بودند، بعلت یک سری مشکلاتی که در داخل روستا بود نمی توانستند به جبهه بروند. ولی ایشان تلاش داشتند که این دفعه را حتما به جبهه بروند. چون می گفتند خواب شهادتم را دیده ام و اگر نروم همین جا برایم اتفاقی می افتد. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا