شهید تیمور بیرانوند
تاریخ تولد :1344/06/20
تاریخ شهادت : 1366/05/15
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : لرستان - خرم آباد – سوکی
زندگینامه
شهید در سال 1344 در روستای سیل گرگی از توابع بخش چغلوندی در خانواده ای متدین و با ایمان و تقوا و متوسط چشم به جهان گشود . شهید دوران کودکی را در کنار خانواده با ایمان خود و دامن مادر با تقوا تربیت یافت تا به سن 7 سالگی رسید و توسط پدر خویش جهت سوادآموزی راهی دبستان در روستا شد وی دوران پنج سال ابتدایی را در دبستان روستا به پایان رساند . شهید در تابستان که دوران فراغت از تحصیل می گذرند دوش به دوش پدر و سایر برادران در کار کشاورزی شرکت فعال داشت و در سال 1355 جهت ادامه تحصیل به شهرستان خرم اباد عزیمت و در مدرسه راهنمایی شهید قربانی نصب فعلی ثبت نام نمود و بعد از سال تحصیل در شهر به روستای خویش بازگشت و به شغل کشاورزی مشغول گشت . تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی شروع شد . شهید در کنار انقلاب و دوش به دوش سایر مردم جهت تظاهرات و شرکت در سخنرانیها به شهر عزیمت می نمود تا اینکه انقلاب اسلامی در سال 1357 به پیروزی رسید . بعد از انقلاب توسط آموزش و پرورش منطقه مدرسه راهنمایی شهید بهشتی در روستا قلعه رحیم که در نزدیکی روستای شهید می باشد تأسیس شده شهید با توجه به اینکه کار کشاورزی در کنار پدر و سایر برادران مشغول بود جهت ادامه تحصیل در این مدرسه ثبت نام نمود و بعد از یک سال تحصیل و گرفته مدرک دوم راهنمایی ترک تحصیل نمود . شهید دوست داشت شغل آزاد و دارای فن را یاد بگیرد . سرانجام جهت فراگرفتن به شهرستان خرم آباد مهاجرت و در شغل مکانیکی در میدان شقایق خرم آباد مشغول شد . با توجه به اینکه در شغل مکانیکی بود سرپرست برادر معلول خود را عهده دار نمود . شهید مدت 4 سال به شغل مکانیکی مشغول بود تا اینکه امام فرمود خدمت سربازی عبادت است و دولت جمهوری اسلامی اعلام نمود مشمولین که در کارهای شخصی کار می کنند باید به خدمت سربازی بروند . شغل مکانیکی را رها و سرپرست برادر معلول خویش به خانواده و برادران تحویل نمود . تا اینکه در تاریخ 1365/05/18 لباس مقدس سربازی را بر تن نمود و راهی لشگر 84 خرم آباد گشت . مدت 3 ماه آموزشی و تعلیماتی در لشگر گذراند . سرانجام در تاریخ در تاریخ 1365/08/15 به جبهه حق علیه باطل در منطقه مهران اعزام شد . شهید مدت 2 ماه در این منطقه با دشمن اسلام و صدامیان کافر مشغول خدمت نبرد بود زمانی که سپاهیان اسلام در منطقه فاو کربلای 5 را آغاز نمودند که منجر به آزاد شدن شهر فاو و عراق گشت ارتش توحید در منطقه سومار کربلای 6 آغاز شد که شهید در این عملیات شرکت داشت و یکی از فاتحان این عملیات بود . بعد از خاتمه عملیات شهید به مرخصی آمد و خانواده خویش در نگرانی بود آنان را شاد نمود . لشگر که در منطقه سومار جهت عملیات رفته بود بعد از خاتمه عملیات به مهران حوزه عملیاتی خود بازگشت . شهید به واحد خود در مهران مراجع و همچون گذشت با صدامیان کافر به نبرد مشغول شد . مدت 50 روز در منطقه بود که به مرخصی آمد با توجه به فصل کار و کشاورزی در مرخصی هم لحظه ای آرام نمی گرفت و در جمع آوری کشاورزی با پشت کار قوی به پدر و برادران خویش کمک می نمود . بعد از اتمام مرخصی به واحد خود در مهران مراج و مدت 45 روز به خدمت مشغول بود که در تاریخ 1366/05/18 در روزی که با لباس مقدس سربازی را پوشیده بود شربت شهادت را نوشید و دعوت حق را لبیک گفت و به جمع دیگر شهیدان آرمید . شهیدا دارای اخلاق حسنه بود نسبت به بزرگترها احترام فراوان می گذشت و همچنین نسبت به کوچکتر در مدت 22 سال زندگی هرگز کسی را از خود رنجور نساخت و نسبت به برادران و خواهران کوچکش محبت فراوان می نمود . وی جوانی رشید، با ایمان و با تقوا بوده .[۱]