شهید مصلحت محرمی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۳ توسط Birgani97 (بحث | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مصلحت محرمی تاریخ تولد :1339/02/09 تاریخ شهادت : 1359/02/03 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اردبیل - خلخال - گلستان


زندگینامه

به تاریخ نهم اردیبهشت سال 1339 هجری شمسی در روستای کلستان علیا از توابع شهرستان خلخال در میان یک خانواده مذهبی، خداشناس و متدین نوزادی به دنیا آمد که با قدومش خیر و برکت را برای خانواده خود به ارمغان آورد. پدر و مادر زحمت کش این خانواده آقای بخشعلی محرمی و بانو بالا خانم از افراد متدین و کشاورز روستا محسوب می شدند. آنان برای امرار معاش خود از صبح سحر تا غروب آفتاب به کار و تلاش در مزارع و باغات روستا می پرداختند. خانواده آنان دارای هفت فرزند است که شهید مصلحت جزو دومین فرزند خانواده محسوب می شد. بعد از تولد ایشان جشن مختصری در هفتمین روز تولد نوزاد در کلبه محقر و در عین حال با صفای مشهدی بخشعلی برگزار شد و اهل فامیل و همه دور هم جمع شدند و پس از خوردن ولیمه ای به رسم محل در گوش راست و چپ نوزاد اذان و اقامه تلاوت کردند و نام او را مصلحت نامیدند. مصلحت در میان آغوش گرم خانواده خود رشد کرد و بزرگ شد. هر چند که پدر و مادر ایشان از نعمت سواد محروم بودند اما در تربیت فرزندان خود لحظه ای غفلت نمی نمودند و کودکان خودشان را براساس تعالیم الهی و اسلامی پرورش می دادند. پدرش اهل مسجد و قرآن بود و هر موقع که در مسجد حاضر می شد دست مصلحت را هم می گرفت و در کنار خود در محافل مذهبی و معنوی شرکت می داد و بدین ترتیب در اوضاع و احوالی که طاغوت زمان بر جای جای کشور اسلامی حکم فرما بود، اما عرق ملی و مذهبی در میان روستا نشینان مانع از آن بود که فرهنگ طاغوتی رشد و نمو نماید و حضور روحانیون در روستاها و تبلیغ احکام الهی باعث شده بود که اکثریت مردم ایران به ویژه در روستاها پای بند به احکام و معارف اسلامی باشند. شهید مصلحت نیز جزو کسانی بود که از کودکی براساس تعالیم اسلامی تربیت یافت و بزرگ شد. بنیه جسمی ایشان نیز بسیار قوی و تنومند بود و از لحاظ هوش فردی باهوش و زیرک بود. مصلحت وقتی به سن شش سالگی رسید در همان مدرسه ابتدایی روستای کلستان علیا به درس و مشق مشغول شد و با ذکاوت و زیرکی دوران ابتدایی را در مدرسه روستا به پایان رسانید. هوش و ذکاوت و قدرت بدنی اش باعث شده بود که در اکثر مسابقات ورزشی در مدرسه رتبه اول را کسب نماید. بعد از پایان دوره ی ابتدایی به علت مشکلات اجتماعی موجود، نبود مدرسه راهنمایی در آنجا و عدم امکانات لازم برای مسافرت به شهر و ادامه تحصیل مجبور به ترک تحصیل شد و از همان دوران نوجوانی در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری مشغول شد و همان طور که بزرگ می شد از نظر فکری و اعتقادی نیز روز به روزآگاه ترو بالغ تر می شد. زمانی که انقلاب اسلامی ایران در سراسر کشور آغاز گردید ایشان به سن 18 سالگی رسیده بودند و به خوبی می توانستند بفهمند که رژیم طاغوتی چه مصیبت هایی بر سر ملت بزرگ ایران آورده است؟ و طعم تلخ ستم را می چشید. لذا در کنار ملت ایران در شهر خلخال حضور پیدا کرده و در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم طاغوت شرکت می کردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 لباس مقدس سربازی را بر تن نمودند و پس از گذراندن دوره ی آموزش سربازی جهت مبارزه با اشرار و دموکراتهایی که در کردستان عراق بر علیه حکومت اسلامی شرارت می کردند عازم مناطق کردستان شدند و در گردان 107 ارتش جمهوری اسلامی ایران به خدمت وظیفه مشغول شدند و در چندین نوبت که به مرخصی آمده بودند همواره از رشادت ها و شجاعت های سربازان رشید اسلام در مبارزه با منافقین و اشرار کومله و دمکرات صحبت ها و خاطرات زیادی نقل می کردند و در طول دوران مرخصی از فرصت پیش آمده استفاده نموده و در امر کشاورزی و دامداری به خانواده مستضعف و محروم خود کمک و یاری می رساندند. ایشان احترام زیادی به اهل فامیل و دوستانش قائل بودند و همیشه در هر فرصتی به آنان سر می زدند و دلجویی می کردند. دوستان ایشان همیشه از وی به نیکی یاد می کنند و افسوس روزهای خوب گذشته را می خورند. در نهایت این شهید بزرگوار در سال 1359/02/03 در حین درگیری با نیروهای ضد انقلاب و منافق و افراد کومله در منطقه کردستان در اثر اصابت گلوله به جسم مطهرش همراه با دوازده نفر از همرزمان دیگرش به آرزوی دیرینه خود که شهادت در راه جانان بود می رسد و جان با ارزش خویش را در راه وطن و انقلاب فدا می نماید. هر چند که این شهید بزرگوار وصیت نامه ندارد اما همواره در نامه ها و توصیه هایش به پدر و مادر خود تأکید کرده است که ما سربازان تا آخرین قطره خون از اسلام و انقلاب دفاع خواهیم کرد و اگر در این راه شهید هم شوم باز پیروزیم چون جان خویش را در راه اجرای احکام الهی و اسلامی و قرآن و امام فدا نموده ایم و از شرف و ناموس ملت مستضعف ایران پاسداری نموده ایم و پیش شهدای کربلا و یاران باوفایش خواهیم رفت و توصیه آخرش این بوده است که همیشه گوش به فرمان رهبر کبیر انقلاب امام عزیز باشید و سنگر نماز جمعه را ترک نکنید و آرزویش این بود که اگر خدمت سربازی را به اتمام برسانم به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خواهم آمد. پیکر پاک و مطهر این شهید بزرگوار بعد از چندی طی تشریفات خاص به زادگاهش خلخال منتقل و پس از اجرای تشریفات نظامی با حضور نیروهای مسلح شهرستان توسط حضرت آیت الله یکتایی امام جمعه وقت خلخال به روستای کلستان منتقل و مجدداً توسط مردم شهید پرور کلستان علیا تشییع و در قبرستان عمومی روستا به خاک سپرده شد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش