شهید محمد نیکان
تاریخ تولد : 1340/02/02 تاریخ شهادت : 1361/03/02
محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : قم - علی ابن جعفر
rId5
وصیت نامه
بسم رب الشهدا و الصالحین فاستجاب لهم ربهم انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لاکفرّنّ عنهم سیئاتهم و لادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثوابا من عندالله و الله عنده حسن الثواب. آل عمران/ آيه 195 با درود بی پایان به رهبر کبیر انقلاب و دعا و نیایش جهت طول عمر او و با امید به وصال انقلاب حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وصیت نامه ام را شروع می کنم. به جبهه می روم تا در راه مکتبم و برای تحقق هدفم مبارزه کنم، مبارزه با کفار، با دشمنان اسلام. اکنون که پس از قرن ها و سال های متمادی که در جهل مرکب به سر می برده و ظلم ها رو شده است و حال که عنایتی شده و پرده ضخیم این جهل کنار زده شده و دوست و دشمن و صلاح و فلاح را شناخته ایم و پی به اصالت ارزش های مکتبی خودمان برده ایم و بیدار گشته ایم، برای پرورش و باروری ایدئولوژی مان و تجدید بنای آن باید مبارزه کنیم و اکنون که انقلابی بر خلاف تصور و بر خلاف خواست ابرقدرت های شرق و غرب تحقق یافته، باید مقابل دشمنان بایستیم و این تکامل و این تحول را پاسدار باشیم، پاسدار مکتب، پاسدار ارزش های اصیل فرهنگ خودمان. آری به جبهه می روم تا جلو همه تجاوزکاران که برای نابودی ما و انهدام مکتب ما به صف ایستاده اند را بگیرم و نابودشان کنم، به جبهه می روم تا پیرو مولا علی (علیه السلام) و پاسدار خون امام حسین (علیه السلام) باشم تا با خون سرخم بر صفحات تاریخ بنویسم ما هرگز به ظلم و جور تن نخواهیم داد و به جهان ثابت کنیم که « الاسلام يعلو و لا یعلی علیه» اسلام تنها مکتب حیات بخش و نجات دهنده محرومان و مستضعفان جهان خواهد بود. به جبهه می روم تا به ندای هل من ناصر ینصرنی مظلومانی که در طول تاریخ همواره این فریاد را بر سر زبان داشته اند پاسخ گویم. آری به قول پیشوا و اماممان اگر اسلام با کشته شدن ما رونق خواهد گرفت پس ای شمشیرها ما را دریابید. و اما در این شهادت ها مطالب زيادي نهفته است. اگر کسانی باشند، بیندیشید و لحظه ای تفکر و تعقل نمایید آیا هرگز اسیر فلسفه های ماتریالیستی و مارکسیستی خواهند شد؟ آیا فلسفه مادیت می تواند جواب این سوال را بدهد که مگر این مکتب چه تحولی در اعماق روح انسان پدید می آورد که حتی حاضر است جان خود را در راه پیروی آن قربانی کند. به جبهه می روم حتی اگر خونم ریخته شود این خون سرخ كه گواه بر حقانیت ماست برای تاریخ، نسل های آینده خود درک خواهند کرد و ما همواره این فریاد بر لبانمان نقش بسته است که ای مزدوران و جنایتکاران و جیره خواران قدرت های پوشالی و طاغوتی زمان، روزی بیاید که با دست قدرتمندمان آن چنان گلویتان را بفشاریم که قلب هایتان در سینه همچون بمبی منفجر شود و هر یک از وجود کثیفتان را به زباله دانی بیفکند. از سويي همواره از خدا می خواهیم که به ما نصرت و توفیق خدمت و تلاش و جهاد فی سبیل الله را عنایت کند و تکرار می کنیم: ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین، ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب. و اما: خواهش من از شما، از همه کسانی که این سخن را می شنوید، ای برادران! ای خواهران! مسئولیت شما بسی سنگین است، رسالت پیام رسانی به عهده شماست، بگذارید که جلادان زمان عمل خود را در یک حصار محدود زمانی محبوس کنند. آنان را افشا کنید، بر علیه آنها و استعمار و استعمار فرهنگشان مبارزه کنید، فرهنگ انقلاب را، پیام شهیدان را، به جهان صادر کنید. ای خواهران! شما مسئولید، مسئول پرورش نسل های آینده، نوجوانانی که در دامن شما تربیت می شوند باید فرهنگ اسلامی و اعتقاد به اصول و عقاید در خون و رگشان جاری باشد، باید که پیروان امام حسین (علیه السلام) باشند، شما مسئولیت سنگینی را بر عهده دارید، قرن ها شما را استثمار فرهنگی کردند، تجدد گرایی را رواج دادند و می خواستند از شما کالاهای مصرفی و صادراتی بسازند و به شخصیت و حرمت و مقام زن خیانت کنند ولی ای خواهران و مادران! اکنون قرن، قرن آگاهی و حرکت و تحول و هوشیاری و تکامل است. همواره و در هر زمان شما مربیان یک نسل جدید هستید، ای مربیان! خوب تربیت کنید، علاقه باطنی به سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت او را در دل فرزندانتان پرورش دهید. ای مادرانی که فرزندانی متعهد و معتقد و متخلق به اخلاق اسلامی پرورش می دهید و ای مادرانی که آرزوی شهادت فرزندانتان را می دانید! خوشا به سعادت شما، انقلاب ما مدیون فداکاری و ایثار و تلاش های شماست، این روش زیستن را به نسل های آینده و در همه ی ابعاد جامعه منتقل کنید. امیدوارم که استعمارگران خوک صفت از شما ناامید شوند و آن چنان رشدی از خود نشان دهید که همواره برای همه ی زن های دنیا نمونه باشید همان طور که هستید نمونه پاکی و پرهیزکاری و سمبل ایثار و تلاش و مبارزه. امروز دیگر راه روشن و تکلیف معین است و شادی محصلین و دانشجویان و ثروت عظیم این جاده، استعدادهای در حال شکوفا شدن. ای جوان های عزیز! تقوا پیشه کنید، مسئولیت شما نیز در قبال اسلام و انقلاب بسی سنگین است تلاش کنید تا همه ی فقرها تبدیل به ثروت شود، فقر فرهنگی 2500 ساله، شما باید تحقق بخش آیات الهی باشید و سعی کنید محرومان و مستضعفان بر جهان حاکم شوند، امتی که مدعی اسلام است باید عالم باشد، کشوری که ادعای اسلام دارد باید مهد علم و دانش باشد. کوشش کنید تا خط فکری این نهضت و شاخص عظیم آن یعنی ولایت فقیه استمرار پیدا کند، تثبیت شود و به نسل های آینده انتقال یابد و همه این ها در گرو تلاش و کوشش شماست. به هوش باشید که دشمنان در کمینند اگر در زمان فعلی در اثر رهبری های پیامبرانه امام و حاکم بودن خط امام، جامعه و انقلاب از خطر منافقین و خطرات متفاوت دیگر و از دست دشمن بزرگی چون بنی صدر و ... جان سالم به در می برد، چه تضمینی وجود دارد که در نسل های آینده هم چنین شود این امر جز با تقویت و پیروی از ولایت فقیه امکان پذیر نیست. ای دانشجویان! پیوند ناگسستنی خود را با حوزه های علمیه حفظ و محکم کنید، دست به دست همدیگر دهید و این جامعه را رهبری کنید و بدانید که استعمار همیشه از راه مسخ فرهنگ یک ملت و تزریق فرهنگ های پوسیده در ملت ها نفوذ کرده و آنها را از تاریخ درخشان خود جدا کرده آنها را خدای تجدد کرده و خود به خود این عمل آنها ره آوردهایی را به دنبال داشته است. و ای کسانی که در حوزه های علمیه مشغول تعلیم و تعلم هستید خوشا به حالتان که چه سعادتی نصیبتان گشته و در عوض چه مسئولیت خطیر و سنگینی بر عهده تان نهاده شده است، مسئولیت رهبری جامعه. «العلما ورثة الانبیا» همواره دشمنان می کوشند پیوند میان شما و ملت را که از اسلام سرچشمه گرفته از میان ببرند و شما را از صحنه خارج کنند، تاریخ بیانگر این است که در زمان مشروطه و بعد از آن چه فعالیت ها برای انزوای روحانیت اصیل انجام گرفت، چه تبلیغاتی شد تا میان شما و مردم را جدایی بیندازند ولی ملت صداقت و حسن نیت و تقوا و پرهیزکاری و هشیاری شما را دیده و به شما ایمان دارند. یک آرزوی قلبی من این بود که سعادتی پیدا کنم پیرامون اسلام و قرآن و زندگی ائمه و همه متون اسلامی یک مطالعه و تحقیق وسیع بنمایم و به خوبی آنها را فرا گیرم و بر اساس این اصول رسالت عظیم انسانی را که به عهده ام بود، انجام دهم اما این مسئله میسر نشد، خدا خواست و سعادت مبارزه با دشمن را پیدا کردم. به هر حال خداوند را سپاس می گزارم.
ولی ای برادران و خواهران! عاجزانه خواهش می کنم شما در اين امر تأمل كنيد كه والله اسلام به استعدادها و مغزهای شما برای رشد نیاز دارد. قدر خودتان را بدانید با استواری کامل قدم در این راه نهید، فرهنگ شهیدپرور اسلام را به جهان صادر کنید.
و شما ای دولتمردانی که چه در زمان حال و جه در نسل های آینده بر این جامعه حکومت خواهید کرد! مسئولیت شما نیز سنگین است، آیا می دانید این پرچمی است که از دست حسین (علیه السلام) و فرزندانش در طول تاریخ، و از دست رجایی و باهنر و بهشتی و هزاران شهید دیگر به دست شما رسیده است؟ آیا می دانید فرمان کشتی به دست شماست که بر اقیانوسی از خون شهدا در حال حرکت است؟ این امانت را حفظ کنید. مبادا که تداوم و استمرار مشکلات در طول زمان شما را از اصل جریان دور کند، باید همیشه خاطره شهدا و صحنه های پرشور و هیجان حاکی از عشق و ایمان این عزیزان در جلو دیدگان ما پدیدار باشد، یک لحظه به یاد آرید بدن های سوخته رجایی و باهنر را، بدن های تکه تکه شده بهشتی و 72 تن را، و در نظر آوریم هدف آنها را، مکتب آنها را، سخن آنها را، و استقامت و پایداری آنها را، و ارزش دینی امانتی را که به دست ما سپرده شده است را، و لحظه ای بیندیشیم. ای دولتمردان! شما که پیرو به حق علی (علیه السلام) و وارث حسین (علیه السلام) هستید و می دانید عظمت ؟ را در ابعاد این جامعه (البته با در نظر گرفتن این که ما تنها برای نجات خود انقلاب نکردیم ) به داد مردم محروم و فقیر مناطق مختلف، در درجه اول برسید. فقر فرهنگی بیداد می کند، فقر اقتصادی همواره آنها را در مضیقه قرار داده است، به اینها ظلم شده به کشاورزی که تمام امیدش و تمام امید خانواده اش به لقمه نانی است که با زحمت و شکنجه فراوان به دست می آورد، بر کارگری که همه عمر خود را در رنج و تلاش بوده است، بر این مردمي كه حق این ها را خان ها و مالکین و قلدران برده اند، به داد این ها برسید. آیا می دانید که خیلی از این ها هنوز از داشتن وسايل لازم و احتیاجات اولیه زندگی محرومند؟ مهم تر این که آیا می دانید که قلب آنها همچون آینه ای درخشان است؟ یک دنیا صداقت و شکیبایی، همان طور که رهبرمان می فرماید قسمت عمده این انقلاب را همین ها، همین پابرهنه ها به وجود آوردند و آن را رشد دادند. آری ای تاریخ! بدان کسانی بودند که یک عمر شعار دادند، از کارگر و زحمت کش دفاع کردند، دایه مهربان تر از مادر شدند، با داس ها و چکش هایشان قصد فریب کاری داشتند و مدعی مبارزه و عدالت خواهی بودند، ولی آیا چه کردند؟ از کارگر و زحمتکش دفاع کردند؟ همین کارگر و دهقان را چونان وحشیان دوران مغول و تاتار از جنگ های شمال سر به در آورده، مي دانند و مردم را، قشر مستضعف این جامعه را، به ؟ ولی بدان که این اسلام است و بدان که این رهبر مکتب و بنیان گذار آن، دست همین کارگر و دهقان را می بوسد و برای او حرمت و احترام خاصی قائل است و به این ایده خود وفادار بوده و عمل می کند، این است مکتب حیاتبخش ما كه حتی جان خود را ناقابل می دانیم و برای رشد و باروری آن حاضریم هر کاری را انجام دهیم. ای مردم عزیز! ای خواهر! ای برادر! این را همیشه به یاد داشته باشید که روحانیت تا حالا اسلام را نگه داشته است. مبادا تبلیغات دشمن بر شما اثر بگذارد و نظر ما را راجع به روحانیت کدر کند. تاریخ ما مبنی این مطلب بوده و هست که روحانیت همیشه در صف اول مخالفین استعمار و ستمگری و بی عدالتی و خواهان سرسخت اسلام بوده اند، مبادا شما را از آنها جدا کنند، به ولایت فقیه استمرار بخشید، باید به هوش باشید. مگر یادتان نیست که امپریالیست ها آن چنان تبلیغاتی راجع به شهید مظلوم دکتر بهشتی كردند که بسیاری از مردم ما در مورد او طور دیگری قضاوت می نمودند، ولی دیدید حقیقت چه بود! آری هرگز از روحانیت جدا نشوید تاریخ بیانگر نقش عظیم مبارزه آنهاست. در صدر مشروطیت، در نهضت جنگل، در جریان تنباکو و مخالفت با توسعه طلبی انگلیس، در جریان ملی شدن نفت، در همین انقلاب اسلامی اخیر، قدر این روحانیت را بدانید، امام را به عنوان الگو و نمونه تقوا و پرهیزگاری همواره به خاطر داشته باشید، دعا کنید عمرش طولانی شود و از صمیم قلب فریاد بر آورید خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. قدر این انقلاب و حکومت اسلامي را بدانید که با چه قیمت سنگینی به دست آمده، یک لحظه تمام خاطرات و لحظات پر شور و هیجان انقلاب را به یاد آورید موقعی را که حکومت تقریباً بر همه جا حاکم بود، اختناق، وحشت، تاریکی مطلق و .... در یکی از نشریات مقاله ای راجع به امام درج می گردد پس از پخش آن یک مرتبه جامعه روحانیت قم به عنوان اعتراض به جسارتی که به امام شده بود راهپیمایی می کنند، مردم نیز دوشادوش آنها در جلو دیدگان حیرت زده قوای انتظامی رژیم به تظاهرات و اعتراض می پردازند، رژیم مانند همه رژیم های دیکتاتور و خون خوار تاریخ، خشونت به خرج می دهد، مردم را به گلوله می بندد، ریخته شدن خون گرم شهدا بر سنگفرش خیابان ها دل انسان ها، دل های خاموش و خفته، ساکت و آرام به حرکت در می آیند، پیام های امام پیاپی به دستمان می رسد، صحبت از مقاومت و مبارزه است، صحبت از اسلام است، از تشیع سرخ و خونین علوی، صحبت از فداکاری است، از حکومت اسلامی، به هر حال مبارزه رشد می یابد و زندان ها پر شده، شکنجه و آزار شروع می گردد به عبارتی ادامه پیدا می کند، حماسه ها آفریده می شود و خون شهدا معجزه می کند. و به یاد آرید 19 دی را، 13 آبان را، اول ماه محرم در سرچشمه تهران، 17 شهریور و ... سیر تکاملی را که طی کردیم به خاطر آورید، وقتی را که طاغوت زمان از کشتار و شکنجه هیچ نتیجه ای نگرفت، می دید با ریختن هر قطره خون انسانی دیگر با فطرتی پاک، با اراده ای پولادین و قدم های ثابت، گوش به فرمان رهبرش پا در صحنه می گذارد، سعی کرد با عوض کردن مهره ها مردم را فریب دهد اما باز موفق نشد، چاره ای جز فرار نداشت با چشم گریان از این کشور فرار کرد و این فرار تداعی شکست همه فرعونیان در طول تاریخ بود. به یاد آورید که چشم انتظار ورود اماممان به کشور بودیم پس از 15 سال ؟؟؟؟ امام را برای یک بار هم ندیده بودیم، اما آن روز چه حالت وصف ناپذیری داشتی. گویی میان زمین و آسمان این ندا بلند شده بود و این فریاد بار دیگر چون صدر اسلام لرزه بر اندام طاغوت انداخته بود ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی لایمان ان امنوا بربکم فامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار. شنیده بودیم در 15 خرداد سال 1342 آیت الله خمینی مرجع تقلید انقلابیون و مبارزان در مقابل خودسری های رژیم ایستاده بود. قرارداد کاپیتولاسیون را با تمام نیرو محکوم کرده و فریاد مظلومیت این ملت را که قرن ها استثمار شده به دنیا اعلام کرده او از مردم از علمای دین کمک خواسته بود که اسلام را نجات دهند ولی مزدوران رژیم در یک شب تاریک چونان خفاشان خون خوار به منزل وی هجوم برده و او را دستگیر می کنند. و شنیده بودیم پس از این که دیدند نه تطمیع سودی دارد و نه تهدید نه هیچ عاملی می تواند اراده محکم و استوار و ایمان راسخ او را متزلزل کند و نه آنها گستاخی و شهامت این را دارند که او را به شهادت برسانند لذا او را به ترکیه و سپس به نجف تبعید کردند. به اصطلاح خواسته بودند این سرچشمه علم و معرفت و آگاهی دهنده متعهد را به دور از مردم و در تنگنا نگه دارند و از انفجار جلوگیری کنند لذا او را تبعید کردند. آری همه این را شنیده بودیم و حال در نظر بگیرید لحظاتی را که مشتاقانه انتظار زیارت او را داشتیم همه این ها را به یاد آورید وقتی را که امام در جمع میلیونی مردم در بهشت زهرا صحبت کرد و با مشت به دهان دولت آمریکایی بختیار این پس مانده رژیم فاسد و طاغوتی کوبنده با همان مشتی که قلم به دست گرفته و متجاوز از 25 سال با کفر جنگیده بود اکنون مستقیم به دهان آمریکا کوبید. با همان دست هایی که در نیمه های شب در پیشگاه خداوندش مناجات می کرد و بر دهان این یاوه گویان خواهد زد و دولت تعیین کرد. و به یاد آرید لحظه ای را که دستور و لغو حکومت نظامی را داد « آی مردم! وظیفه شرعی دارید که خیابان ها را ترک نکنید، به خیابانها بریزید.» لحظه لحظه روز 22 بهمن را بیاد آرید. هر ثانیه خبری جدید به گوش می رسید. خبر تسخیر پادگان ها، خبر تسلیم جلادان، خبر مسلح شدن مردم و جایگزینی دولت انقلاب. سعی کنید تمام این خاطرات را زنده کنید و ... به یاد آورید و در نظر بگیرید خون سرخ شهدا را که در این مدت همواره بر سنگفرش خیابان ها نقش می بست. «تا خون در رگ ماست خمینی رهبرماست ـ استقلال آزادی جمهوری اسلامی ـ توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد ...» صدای رگبار مسلسل ها، اشک مادران داغدار، اشک و آه پر معنی یتیمان، خانواده های بی سرپرست این جانبازان انقلاب که زبان گویای انقلاب ما هستند و بالاخره هزاران خاطره از دوران انقلاب و فداکاری های جوانانمان را زنده نگه داریم، گرامی بداریم و به نسل های آینده منتقل کنیم. و حال اندکی بیندیشیم، از خود سوال کنیم آیا این حماسه ها و ایثارها و ... جز به خاطر اسلام و خدا بود؟ جز به خاطر احیای دین محمد (صلی الله علیه و آله) و راه سرخ تشیع بود؟ آری این اسلام همان مکتبی است که خون های پاک در راهش ریخته شده. این همان اسلامی است که در روز عاشورا امام حسین (علیه السلام) و اصحابش برای زنده کردن آن و زنده نگه داشتنش خون پاکشان را بر زمین ریختند و در طول تاریخ چه خون های پاکی که بر زمین ریخته نشد. این امانت را حفظ کنید. شما وارث حسین هستید و حسین نیز وارث آدم. رسالت انسانی خود را خوبی انجام دهید. این اسلام به آسانی و راحتی تا این مرحله نرسیده و بهای سنگینی بابت احیاء آن پرداخته شده. ما مسئول حفظ و نگهداری آن هستیم. این ماییم که باید پاسخگوی هل من ناصر ینصرنی حسین (علیه السلام) باشیم و بحمداله هستیم. ای برادران و ای خواهران! و ای همه کسانی که پیام مرا می شنوید یا می خوانید! بدانید که من کاملاً آگاهانه و با شعور و شوق و علاقه در این راه خونم را در راه اسلام دادم و ای خدای بزرگ! تو را سپاس می گزارم که لطفت را شامل حال ما گرداندی و تو شاهدی که در این لحظات تنها به خاطر تو و یاری دین تو پا در این راه می نهم. ای کسانی که تاریخ را می خوانید! و ای کسانی که با فلسفه های شرق و غرب آشنا هستید! بدانید اکنون تمام این فلسفه ها برایم باطل و بطلان آن به وضوح برایم روشن است. لازم نیست بطلان آن را لا به لای کتاب های قطور پر از اصطلاح ؟ در اینجا خط بطلان بر این نکات کشیده شده است. ای روشندلان و حقیقت جویان! بدانید که از روی اخلاص این کلام را می گویم و خدایا! تو را شاهد می گیرم. اگر مایلید سعادتمند و رستگار شوید و اگر دوست دارید جز زیانکاران و خسارت دیدگان نباشید بنگرید حقیقت این آیه را « الاسلام سلو و لا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟» را مشاهده کنید و بدرستی که ان الانسان لفی خسر الا الذین امنو و ..... در این آیات تفکر کنید. شما را به خون پاک شهدا قسم می دهم بیایید این آیات را بخوانید به جوانان خود تفهیم کنید. آنها را با فرهنگ اسلام آشنا گردانید. اگر دوست دارید آنها سعادتمند شوند. و کلامی هم با خانواده ام:
مادرم! خوشحال باش و افتخار کن که هدیه ای هر چند ناقابل در راه خدا دادی و اگر گریه می کنی اشک شوق بریز و خدا را شکر کن که این افتخار نصیبتان شده. هرگز انتظار ندارم به خاطر شهادت من محزون و غمگین باشی و هرگز چنین نیست شاید تحمل این مسئله برایت مشکل باشد ولی تنها در این حالات است که می توانی از حال هزاران مادر و خواهر داغدار که شهید داده اند با خبر باشی. «ان الله مع صابرین»
مادر! به خاطر داشته باش که اسلام خیلی بزرگتر و والاتر است که در مقابل این هدیه ناقابلت غمگین شوی. حتماً به خوبی می دانی که بهترین عزیزان ما پیشوایان و امامان و رهبران ما و فرزندشان در این راه جان دادند و این وظیفه ماست که راه آنها را ادامه دهید و پیرو آنها باشیم. مسلمان بودن و شیعه علی (علیه السلام) بودن جز از همین رهگذر نمی گذرد.
و شما ای پدر عزیز! از شما بسیار متشکرم که نهایت تلاش و کوشش برای موفقیت ما نمودی. راهنمایی های شما نقش بسیار موثری در رشد ما داشت. می دانم که از خبر شهادت من خوشحال خواهی شد و از اکنون خیالم راحت است. امیدوارم که برایم دعا کنی تا خداوند مرا ببخشاید و جز شهدا محسوب نماید. موفقیت کامل شما را جهت خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم.
بسیار دوست می دارم که جنازه مرا در گلزار شهدا (شیخان) دفن کنید.
((والسلام علینا و علی عباد الله صالحین))
منبع:سایت شهدای ارتش