شهید حمیدرضا کمالی دهقان

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ توسط Hejazi9708 (بحث | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو

شه ی د عل ی اصغر کمال ی دهقان

تار ی خ تولد :1346/01/01

تار ی خ شهادت : 1365/07/23

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :البرز - کرج - امامزاده محمد


زندگی نامه

شه ی د عل ی اصغر كمال ی دهقان فرزند شعبان به تار ی خ 1346/01/01 در حصارك كرج در خانواده‌ا ی متوسط د ی ده به جهان گشود. و ی پس از سپر ی كردن دوران كودك ی در كانون گرم خانواده، در سن 7 سالگ ی به مدرسه رفت و تا كلاس اول راهنما یی درس خواند و پس از آن ترك تحص ی ل كرده و نزد پ درش به كار و پ ی شه پرداخت. با فرا رس ی دن زمان خدمت سرباز ی جهت گذراندن آن، پس از فراگ ی ر ی فنون نظام ی به جبهه‌ها ی حق عل ی ه باطل شتافت و 7 ماه را در منطقه سپر ی كرد كه در تار ی خ 1365/07/23 بر اثر اصابت ت ی ر در منطقه عمل ی ات ی سرپل ذهاب به شهادت رس ی د .


وصیت نامه

به نام خدا

مادرم، پدرم و برادرانم! سلام. وص ی تى كه با شما مى كنم ا ی ن ی ك وظ ی فه شرعى است كه با ی د هر مسلمان قبل از مرگش وص ی ت كند و من هم خواستم وظ ی فه خودم را انجام داده باشم و بدهم .

خوب مادرم، پدرم و برادرانم‌! دوست دارم كه شما مادرم با پدر ز ی نب وار و حس ی ن وار باش ی د كه فرزند خود را فداى راه خدا كرد. دوست دارم كه شما هم همان طور باش ی د . پدرم، مادرم و برادرانم! مى دانم براى من چه زجرها و چه سخت ی هاى كش ی ده ا ی د ! دردت‌ را احساس مى كنم، د ی گر فكر فرزندت نباش. من با ی د انتقام خون تمام شهدا را بگ ی رم . همان طور که على اكبروار آمدم با ی د انتقام خون ا ی ن عز ی زانى را كه مى كشند و سر مى برند، انتقام خون محمد، حم ی د و بهروز را .

مگر من چه چ ی زى از آن كمترم و مگر خون من از خون آنها رنگ ی ن تر است. مادرم! حالا مى خواهم با تو درد و دلم را بگو ی م، مادرم! ش ی رت را حلالم كن و هر اشتباه ی از من سر زده، ببخش. مادرجان! مى دانم تو مرا تا به ا ی نجا رساندى چه مص ی بت‌ها و چه زجرها كش ی دى . همچن ی ن با شما هستم پدرم! اگر در مقابل تو ا ی ستاده ا ی م و ی ك وقت چ ی زى به شما گفته ام و توه ی ن كرده ام، مرا ببخش .

برادرانم ! اگر شما را زده ام و ناراحتتان كرده ام، شما هم از تقص ی رات من بگذار ی د . مادرم! مى دانم كه شما مى خواست ی د داماد ی م را بب ی ن ی د و نقل و سكه رو ی م بر ی ز ی د، اگر مردم روى تابوت من نقل و سكه را بر ی ز ی د، فكر كن انگار براى فرزند عز ی زت عروسى گرفته اى. به دشمنانم ب فهمان و با صداى‌ بلند داد بزن و صدا ی ت را به گوش آسمان برسان .

پدرم، مادرم و برادرانم! اگر ی ك وقت عمرم به سر آمد و مردم مرا در کنار دوستان و فام ی ل به خاكم بسپار و تا در عالم د ی گر غر ی ب نباشم ی ا كنار قبر پسر دا ی ى ام محمد رضا كمال ی دهقان ی ا كنار پسر خاله ام حم ی د ی ا پسر عمه ام بهروز، دوستانم. مادرم، پدرم و برادرانم! دوست داشتم روى ماه شما عز ی زان را بب ی نم و بم ی رم و خداوند متعال نخواست. اى خدا! از تو مى خواهم كه هر چه خطا از من سر زده و هر چه خلاف كرده ام به نام خودت ببخش. مى دانم جوان و نادان بودم ولى الان د ی گر نادان ن ی ستم .

مادر، پدرم و برادرانم! اگر مردم به دوستانم بگو یی د كه كنار حجله‌ مرا خالى نگذارند. به پسر خاله ام منصور! فام ی ل، على و دوستان را جمع كن و در خانه برا ی م عزادارى كن ی د و س ی نه بزن ی د و ناله خودتان را به گوشم برسان ی د تا بب ی نم دوستان من چه كسى است. پدرم و مادرم! اگ ر مردم دو تا كبوتر به خانه ب ی اور ی د و محض رضاى خدا و به ی اد من نگهدارى كن ی د، چون كه خودم خ ی لى عاشق كبوتر بودم .

مادرم، برادرانم و پدرم! زمان ی كه خواستم بم ی رم اول مادرم، پدرم و برادرانم را صدا مى زنم، چون كه ش ی ر حلالم داده بود ی د و ما را به ب ی ست‌ سالگى رسانده بود ی د . مادرم، پدرم و برادرانم! شما با ی د افتخار كن ی د كه براى د ی ن و م ی هن به عالم د ی گر پا گذاشته ام. مادرم، برادر انم و پدرم! دوست دارم وقت ی كه جنازه مرا به خانه مى آورند گر ی ه نكن ی د و تازه با ی د برادرنم انتقامم را از دشمنانم بگ ی رند .

مادرم ! سنگر به سنگر پاسدارى مى كنم

من براى خاك م ی هن جان فشانى‌ مى كنم

شب به شب ساعت به ساعت بى خوابى‌ كش ی دم

تو را در عالم رو ی ا د ی دم

مادرم هرگز فراموشم نكن

تو مرا با آب خاموشم نكن

فراموشم نكن هركز فراموشت نخواهد كرد

تو در من‌ آتشى هستى كه خاموشت نخواهم كرد

اگر د ی دى تو را كردم فراموش

بدان شمع وجودم گشته‌ خاموش

تو خاموش ن ی ستى من‌ خاموشم

كه شب ها صداى خش و خش آ ی د بگوشم

تو تار ی كى و تو ظلمت، تو فكر ما عقده ام

مادرم فكر مى‌كنم ساعت شمارى مى‌كنم

جور شود من ب ی تابى مى‌كنم

مادرم نمى دانى مثل ی ت ی م هستم

دور از پدر و مادر جدا بشوم

خدا خراب كند خانه آن كسى را

كه فردا ما را غر ی ب، اس ی ر و آواره كرد


منبع:سایت شهدای ارتش

رده‌ها