شهید غفار قائدی
شهید : غفار قائدی فرزند :خلیل عضو : بسیج تاریخ تولد : ۲۰/۱۲/۱۳۲۲ محل تولد : روستای خیر آباد تاریخ شهادت : ۲۳/۳/۱۳۶۷ محل شهادت : شلمچه عملیات : بیت المقدس (۷) محل دفن : گلزار شهدای روستای خیر آباد
زندگی نامه
شهید غفار قائدی در یک خانواده مذهبی و مستضعف چشم به جهان گشود . تحصیلات خود را تامقطع ابتدایی در زادگاهش به پایان رساند و به خاطر فقر مالی خانواده ، ترک تحصیل کرد و به کمک پدرش در کار کشاورزی شتافت و زندگی فقیرانه خانواده را با تلاش و کوشش سر و سامان داد . با شروع جنگ تحمیلی ، با آنکه پدرش از کار افتاده بود ، به جای خود کارگر می گرفت و خود برای خدمت به کشورش به جبهه ها می رفت . بطوریکه در سال ۶۰ – ۶۱ سه مرتبه به جبهه رفت و تا زمان شهادتش در سال ۶۷ به طور متناوب به جبهه اعزام می شد ، بطوریکه جمعا شش مرتبه به جبهه رفت که در مرتبه ششم در عملیات بیت المقدس ۷ شرکت کرد و در تاریخ ۲۳/۳/۶۷ به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش بعد از چهار ماه از شهادتش پیدا شد و به خاک سپرده شد .
خصوصیات شهید غفار قائدی
ایشان از زمان کودکی شخصی مذهبی بود و بطوریکه در تابستان گرم و در حالی که در مزارع گندم مشغول درو بود روزه اش قضا نمی شد . با کار و زحمت زیاد خانواده فقیر خود را از فقر مالی و اقتصادی نجات داد ، در قبل از انقلاب در راهپیمایی ها و تظاهرات ها شرکت می کرد و مدتی نیز به خاطر فعالیت هایش در پاسگاه دودج ( قبل از انقلاب ) بازداشت بود . در عمران و آبادی روستا فعالیت زیادی داشت و مدت شش سال عضو شورای اسلامی روستا بود و مدتی نیز نماینده کمیته امداد امام خمینی داریون در روستا بود . شهید غفار به مستمندان و یتیمان بی بضاعت کمک می کرد ، اما کسی از خانواده از این موضوع اطلاع نداشت تا اینکه پس از شهادتش چند نفر از بیوه زنان و یتیمان برای خانواده شهید تعریف کردند که شب ها فردی موتور سوار به در خانه می آمد و بسته ای را از بالای در به حیاط خانه می انداخت و می رفت بدون اینکه کسی او را بشناسد ، تا اینکه غفار شهید شد و بعد از شهادت او به بعد دیگر این اتفاق نیفتاد و همه فهمیدند که این کارها را غفار انجام می داده است . ایشان عاشق شهادت بود و همیشه به مادر و خواهران خود می گفت : مگر من عزیز تر از علی اکبر امام حسین (ع) هستم ، دعا کنید تا من هم شهید شوم .
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم « . . . رضیت بالله و بالاسلام دنیاً و بحمد صلی الله علیه و آله نبیا و بعلی اماما و بالحسن و الحسین و علی ابن الحسین و محمد ابن علی و جعفر ابن محمد و موسی ابن جعفر و علی ابن موسی و محمد این علی و علی ابن محمد والحسن ابن علی والخلف الصالح اثمتی و عدتی و سادتی لیوم فقری و اتبر من اعدائهم . . . » آمدن من به جبهه به خاطر خاک و وطن نیست و به خاطر خودنمایی و تظاهر هم نمی باشد بلکه به خاطر این است که به ندای حسین زمان خمینی بت شکن لبیک گفته و از این طریق بتوانیم به خداوند نزدیک شویم و وصیت من به دوستان و آشنایان و همسایگان این است که مبادا زندگی و دنیا شما را فریب دهد و مشغول مسایل دنیا شوید و به شما وصیت می کنم که توشه راه بردارید که راه دراز است و خاطرات زیاد است . آن قدر جمع کنید که نه از خط ولایت عقب افتید و نه جلوتر که در هر دو صورت هلاک می شوید . توصیه من به کلیه خواهران وطنم به خصوص خواهران اهالی این است که حجاب اسلامی را رعایت نمایند چون اثر حجاب آن ها کمتر از خون من نیست از کلیه عزیزانم می خواهم که در نماز جماعت و نماز جمعه و دعاها و زیارت شرکت کنند چون پیامبر می فرمایند دعا سلاح مومن است . به درستی که خداوند خریداری می کند از مومنین جان ها و مال هایشان و در عوض بهشت به ایشان می دهند . س یک مومن و یک پرهیزگار جان از آن خودش نمی باشد ، مال خداست و هر موقع دین خدا و اسلام در خطر قرار گیرد باید خود را فدای دین کندچون امام حسین (ع) وقتی که دید اسلام در خطر است و دست آوردهای اسلام نابود می شود ، زنا زاده ای همچون یزید بر مسند پیامبر تکیه زده و دارد اسلام را از ریشه قطع می کند . مانند کوه مقاوم ماند و تا آخرین قطره خون ایستادگی کرد . و امروز که حسین امروز زمان خمینی بت شکن قد علم کرده هر کس می خواهد راه شهیدان را ادامه دهد باید پیرو امام عزیز باشد . در آخر از پدر و مادرم که زحمات زیادی برای من کشیده اند و از همه برادر و خواهرانم و خلاصه تمام اقوام و خویشان و همسایگانم حلالیت می طلبم و آن ها را وصیت می کنم به تقوای الهی و این که امام را تنها نگذارند .
« و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم »
غفار قائدی – ۲۰/۳/۶۷ منبع سایت شهدای استان فارس http://www.iranshahid.ir/?cat=22&paged=2