شهیداحمد اکبری
نام : احمد اکبری فرزند : علی اصغرمتولد : 1337/1/14 در گرگان تحصیلات : دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه شاهرود-تیپ 12-گردان سیدالشهدا(ع)مدت حضور : 2 ماه و 15 روزمسئولیت : رزمنده نوع عضویت : بسیج نوع شغل : کارگر شرکت پی وی سی تاریخ شهادت : 1367/5/5محل شهادت : اسلام آباد تنگه چهار زبرعملیات : مرصادمحل دفن : شاهرود گلزار شهدا
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
(انالله وانا الیه راجعون ) (ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت)
با سلام خدمت امام زمان ارواحنا له الفدا و با سلام خدمت نایب برحقش امام خمینی و با درود به روان پاک شهدا، از کربلا تا شهدای به خون خفته ایران . این حقیر کوچک تر از آن هستم که پیامی برای سرورانم داشته باشم ، اما برحسب وظیفه چند نکته را تذکر می دهم .قبل از هرچیز شما را قسم می دهم به جان امام زمان ( عج) که تا خون در رگهای شما جاری است دست از یاری لشکر حق برندارید و این پیر جماران ، نعمت خداداد ، را ارج نهید و نگذارید این حسین زمان این قدر تکرار کند به جبهه ها بروید و کار جنگ را یکسره کنید. چرا [ که] طولانی شدن جنگ باعث شده است که بعضی از این ملت رزمنده دیگر آن طور که روزها ی اول به جنگ اهمیت می دادند و مسئله جنگ در رأس امور بود ، دیگر به مسئله جنگ اهمیت نمی دهند و نه تنها جوانانشان را تشویق به رفتن جبهه نمی کنند ، بلکه دیده شده که بعضی جوانانشان را منع هم می کنند. فردای قیامت جواب خدا و خون شهدا را چه خواهید گفت . به خدا قسم فردای قیامت در مقابل شهدا سرافکنده خواهیم بود. آنان که رفتند کاری حسینی کردند و جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند ولی ما از غافله عقب ماندیم . شما با انقلاب اسلامی تان به دنیای کفر و شرک اعلام جنگ کردید و منافع ابرقدر ت های جهان را به مخاطره انداختید و بدانید که آنها به این سادگی دست از سر این ملت برنخواهند داشت . امروز صدام را علم کردند و فردا هم یک صدام دیگر را وادار به جنگ با ایران خواهند کرد . شما که انقلاب کردید و گفتید [ و] می خواهیم آزاد امام « هل من ناصر ینصرنی » باشیم، نه شرقی و نه غربی و به عبارت دیگر به ندایحتی طفل شش ماهه اش را هم لبیک گفتید ، باید بدانید که امام حسین حسین فدای مکتب و خدای خودش کرد . به خدا قسم ما قدر این نعمت خدادادی، حسین زمان ، خمینی کبیر را نمی دانیم. آن سیاهپوست آمریکایی قدر امام ما را می داند که وقتی خبر به گوشش می رسد که اما م در بیمارستان قلب بستری شده اند، از آمریکا برای اطلاع از حال امام به ایران می آید. امیدوارم که خدای متعال توفیق آشنایی هرچه بیشتر به احکام اسلام و همچنین توفیق شناخت امام زمان و نایب برحقش را بر همۀ ما عنایت کند، تا با اتکا به نیروی خدای متعال و با کمک امام زمان ( عج ) نه تنها ریشه رژیم خون آشام صدام بلکه رژیم اشغالگر قدس را نیز سرنگون کنیم و به وعده خداوند که فرموده است.
- وصیت نامه ای دیگر
بسم الله الرحمن الرحیم
« ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون »
« و کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نخوانید آنها زنده اند ولی نمیدانید. »
با سلام خدمت حضرت مهدی صاحب الزمان( عج) و با درود فراوان خدمت رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و با درود به روان شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی . پدر و مادر عزیز و همسر مهربانم، اینجانب احمد اکبری که برای مبارزه با متجاوزین بعثی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شده ام، سخنی چند با شما دارم . البته اگر خداوند متعال مرا لایق دانست و توفیق شهادت در راه خودش را نصیب من کرد. در وهله اول امید آن دارم که شما عزیزانم در سوگ من زیاد بی تابی نکنید و هر گریه ای که خواستید بکنید بر بکنید و امید آن دارم که هر ناراحتی و بدی که بی کسی و غربت آقا اباعبدالله حسین از من ظرف مدتی که نزد شما بودم دیدید ببخشید و مرا حلال کنید و برایم از خدا طلب آمرزش و بخشش کنید.
پدر و مادر عزیز و مهربانم ، شما سالیان سال برای به ثمر رساندن من زحمت کشیده اید تا مرا جوانی لایق و خدمت گذار اسلام تربیت کنید، ولی در مقابل از طرف من جز ناراحتی چیز دیگر نصیب شما نشده است . امیدوارم در قیامت بتوانم شفاعت شما را در نزد پروردگارم بنمایم . شاید که قسمتی از زحمات شما را جبران کرده باشم و اما تو همسر مهربانم که هفت سال از بهترین سال های عمرت را در کنار من گذراندی و در این مدت آرزوهای زیادی داشتی که متأسفانه من نتوانستم به خیلی از آنها جامه عمل بپوشانم ، امیدوارم انشاءالله خداوند کریم شما را به هر آرزویی که دارید برساند و به شما صبر و اجر عنایت کند و از شما تقاضا دارم بعد از من در تعلیم و تربیت فرزندانم سعی و کوشش فراوان به عمل آوری تا زمانی که بزرگ شدند ، نه تنها از مرگ من ناراحت نباشند، بلکه افتخار کنند که پدرشان در راه خدمت به اسلام و مسلمین و دفاع از قرآن و مملکت اسلامی به شهادت رسیده است . اینجانب بدهکاری و طلبکاری آن چنانی ندارم و هر چه هم هست همسرم در جریان آنها می باشد . فقط در حدود 60 روز روزه بدهکار هستم، همراه با کفاره آن که امیدوارم که لطفتان را شامل حالم کنید و ترتیب آن را برای من بدهید . تنها مسئله ای که باقی می ماند که آن هم با راهنمایی دوستان و هم کارانم تصمیمی بگیرید که انشاءالله آینده همسر و فرزندانم تأمین باشد تا خدای ناکرده دست پیش کسی دراز نکنند و از پدر و مادرعزیزم هم تمنا دارم هرگونه کمکی که همسرم در تعلیم و تربیت فرزندانم احتیاج داشت به او بنمایند تا خدای ناکرده همسر و فرزندانم از راه راست منحرف نشوند . و اما برادران عزیزم ، از شما تقاضا دارم در وهله اول پیرو راه سرخ من ، که همانا راه حسین و حسینیان است، باشید و دست از یاری امام امت برندارید و در وهله دوم آن قدر به همسر و فرزندانم سرکشی کنید که خدای ناکرده به آنها احساس بی پدری و بی سرپرستی دست ندهد و از خواهران عزیزم هم استدعا دارم زیاد بی تابی نکنند و هرگونه محبتی که در حق من می کردید در حق همسر و فرزندانم بنمایید و از کلیه دوستان و آشنایان هم تقاضا دارم هرگونه بدی که از من دیده اند مرا حلال کنند و امیدوارم آنها که می توانند به جبهه بروند و اسلام را یاری کنند و آنها که نمی توانند در پشت جبهه با کمک های مادی و معنوی خود اسلام را یاری دهند . در پایان همه دوستان و آشنایان و عزیزانم را به خدای متعال می سپارم و با آرزوی زیارت کربلا برای یکایک شما و التماس دعا از همه شما.
فرزند کوچکتان
احمد اکبری
به تاریخ 7/11/65 هجری
و ضمناً از پدر و مادر خوبم آقای شمس و خانم شمس هم طلب عفو و بخشش می کنم و امیدوارم هر بدی که از من دیده اند، ظرف مدتی که مهمانشان بودم مرا حلال کنند و از خدا برایم طلب آمرزش نمایند.[۱]