شهید جعفر موسوی
بسمه تعالی
تاریخ تولد : 28/10/1344
تاریخ شهادت : 06/05/1367
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا
rId6
وصیت نامه
خداوندا! دل هاى ما مشتاقان جمال و جلالت را به نور حجتت منور گردان و ما را مشرف به بحر توحید كه پایان سیر سالكین الى الله و آخرین نقطه اوج شهداست، نائل فرما. پروردگارا! راه آمدن به سوى تو از طریق دل چقدر مطبوع و شهادت در راه تو چقدر شیرین است و طعم محبت تو چقدر پاكیزه و شرب و قرب تو چقدر گواه است. خدایا! مرا راهنمایى كن تا بتوانم مجاهد در راه تو باشم و نیرو ده كه با كفار و منافقین و دشمنان بستیزم. خداوندا! مرا هم از بسیجیان قرار ده و نعمت شهادت را به من عطا كن .
با سلام خدمت امام زمان (عجل الله فرجه) و با سلام به محضر شهیدان، امیدوارم خداوند اجازه دخول به محفل ایشان را به این عبد حقیر بدهد. بار الها! تو را شكر مىگویم كه به این بنده عاصى خود لطف كردى و در راه خود فدا كردى و این قربانى كه شاید بى سر و بى تن باشد را از پدر و مادر من قبول كردى. خدایا! از تو مىخواهم كه این عبد خود را اگر مىمیرانى با عشق به لقاء خود بمیران و ما را به جمع شهیدان و صالحان راه بده و از سر تقصیرم گذشته و بر من لطف كن و این تحفه ذى قیمت كه در دست ماست، را از ما قبول كن .
امیدوارم كه در نگهدارى این امانت كوشا بوده باشم و از آن مواظبت كرده و در راه خودت این امانت را كه تو خود به این عبد حقیر عطا كرده بودى (دوست دارم كه تكهپاره و یا بى سر و بى تن) تحویل تو داده باشم. خداى من! از تو مىخواهم مرا مفقودالأثر بمیرانى چون كه دوست دارم همچون مادرم زهرا(سلام الله علیها) مفقودالأثر باشم. بار الها! عبادت مرا از راه كرمت مورد پذیرش خود قرار ده و از این عمر كوتاهى كه این عبد حقیر داشته بكاه و بر عمر رهبرم حضرت امام، این پیر عارف بیفزا كه واقعاً دین عظیمى بر گردن ما دارد. خدایا! این امت و این انقلاب را بهر اسلام حفظ كن و ما را جزء فدائیان در راه خودت قرار ده . پدر و مادر عزیزم! امیدوارم كه بر داغ من صبر كرده و خدا را شكر كنید كه فرزندتان راه را پیدا كرده و در همان راه مهم به موفقیت رسیده است .
بله امسال من در دو كنكور شركت مىكنم هم كنكور كربلا و هم كنكور دانشگاه و حال كه در این كنكور قبول شدم (كربلا) غصهاى نداشته باشید فقط وقتى پاهایتان را روى كاشىهان صحن آقا و مولایم ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) مىگذارید یاد ما هم باشید، چون آرزوى دیدن صحن و سراى او را داشتم ولى برایمان مقدور نبود. ان شاء الله كه حرف هاى امام عزیزمان این دل سوخته را به سر جان خریده و استقامت را پیشه خود سازید چون كه این صبر و استقامت كمر شیاطین عالم را مىشكند .
خداوندا! دشمنان این پیر عزیز حضرت امام خمینى را نابود كن . برادران و خواهرانم ما تكلیفمان را انجام دادهایم و شما هم سعى كنید با حمایت از امام این پیر عاشق و دلسوخته و انقلاب و این بچهها و این بسیجی هاى مخلص را كه در جبههها هستند، شاد كنید.[۱]