شهید اسد الله کشمیری
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۱ توسط Arameshi9706 (بحث | مشارکتها)
نوجواني شهيد اسدالله کشميري
راه مدرسهاش دور بود. همکلاسيهايش با ماشين ميرفتند. آن موقع، روزي دوازده ریال پول توجيبي به او ميداديم تا بتواند هم خودش را اداره کند و هم به مدرسه برود. با اين که پول کمي بود اما اين بچه، هيچ وقت شکايتي نداشت. مدتي که گذشت، متوجه شديم که اسدالله، زودتر از ساعت هميشگي از خانه بيرون ميرود و تا مدرسه، پيادهروي ميکند. علت کارش را متوجه نشديم تا اين که يک روز خواهر کوچکش مريض شد. پول کافي براي دوا و درمانش در خانه نبود. وقتي اسدالله متوجه اين موضوع شد، رفت و مقداري پول آورد و گفت:«اينها را براي روزي مثل امروز پسانداز کرده بودم.» طفلکي پياده مدرسه ميرفت تا همان دوازده ريال را هم پسانداز کند ![۱][۲]
موضوع : اقتصادی ، پس انداز
موضوع : متفرقه ، نوجوانی
نگارخانه تصاویر
