| مسعود ارشادی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1341/02/12 |
| شهادت | 1365/02/23 |
کد شهید: 6501897 تاریخ تولد : 1341/02/12 نام : مسعود محل تولد : فریمان نام خانوادگی : ارشادی تاریخ شهادت : 1365/02/23 نام پدر : جواد مکان شهادت : مجنون
تحصیلات : دیپلم منطقه شهادت : جنوب غرب شغل : پاسدار انقلاب اسلامی یگان خدمتی : تیپ21امام رضا علیهالسلام - گردان الحدید گروه مربوط : فرماندهان شهید خراسان نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : معاونفرماندهگردان ـ ادوات گلزار : بهشترضا(ع) مشهد مقدس
زندگی نامه
فرمانده گروهان فیاض از گردان الحدید تیپ 21 امام رضا (ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) دوازدهم اردیبهشت ماه سال 341 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهرستان فریمان پا به عرصه ی وجود گذاشت. پدرش کارمند کارخانه قند فریمان بود. بیش از چهار بهار از عمرش نگذشته بود که همراه خانواده به شهر مقدس مشهد عزیمت کردند. وی پس از گذراندن دوران ابتدایی، در دبستان استاد شهریار و اتمام تحصیلات راهنمایی در مدرسه پارت سابق، برای ادامه تحصیل به دبیرستان دکتر شریعتی رفت. سومین سال تحصیل او در دبیرستان همزمان بود با اوج گیری نهضت انقلاب اسلامی. در راه اندازی برخی اعتصابات، تظاهرات و پخش اعلامیه در مدرسه نقش مهمی داشت.
از صفات پسندیده مسعود ، روح عبادی او بود، که باعث می شد تا با صداقت به راز و نیاز شبانه بپردازد. حتی الامکان دوشنبه ها و پنج شنبه ها و گاهی تمام ماه را روزه می گرفت. همواره با وضو بود و در جلسات قرآن شرکت می کرد. علاقه ی خاصی به امامان معصوم (ع) ( به ویژه امام حسین (ع) ) داشت و روزانه زیارت عاشورا و مناجات های صحیفه سجادیه را تلاوت می کرد.
به مطالعه ی کتب به ویژه آثار شهید مطهری، شهید دستغیب و شهید بهشتی بسیار علاقه داشت. کتابخانه ای در منزل تشکیل داده بود، که دوستان و جوانان محل، از کتاب های آن استفاده می کردند، که جهاد سازندگی پس از مدتی با اطلاع از موضوع، مجموعه ای از کتاب به او هدیه کرد، تا کتابخانه اش غنی تر شود.
در سال 1359 پس از اخذ دیپلم در رشته ی ریاضی ـ فیزیک، در بسیج مسجد محل (پنج تن آل عبا(ع)) ثبت نام کرد و به فعالیت در مراکز اسلامی به خصوص «انجمن اسلامی راه شهید» پرداخت و در آن جا مسئولیت تبلیغات و کارهای فرهنگی شهدا را بر عهده گرفت. از جمله کسانی بود که برای شکستن محاصره سوسنگرد به آن دیار شتافت. چندین بار هم از طریق جهاد سازندگی به صورت افتخاری به کمک کشاورزان روستایی، برای درو گندم رفت.
در پاییز 1360 عضو رسمی سپاه شد و در و احد برنامه ریزی و نظارت مشغول شد. شرکت در جلسات سخنرانی و تماس با افراد آگاه و مطالعات مداوم در تقویت روحیه ای ایشان تاثیر به سزایی داشت. به گونه ای که باعث شد در مدتی اندک سمت های مختلفی به ایشان واگذار شود، از جمله: مسئولیت آماد لشکر 5 نصر در تاریخ 27/10/1361 تا 28/1/1362، مسئول هماهنگی واحدهای لشکر 5 نصر در تاریخ 16/11/1362، معاونت فرماندهی گردان الحدید در تاریخ 7/7/1363، مدیریت داخلی تیپ 21 امام رضا (ع) در تاریخ 24/1/1365 و در نهایت فرماندهی گروهان فیاض، از گردان الحدید تیپ 21 امام رضا (ع).
علاوه بر موارد مذکور حضور وی در عملیات های مختلف از جمله: والفجرهای 1،2، 3،4، رمضان، خیبر و میمک نیز بسیار چشمگیر بود. او ضمن حضور در سنگر جبهه، خود را برای حضور در سنگر علم و دانش نیز آماده می ساخت و سرانجام در سال 1363 پس از موفقیت در کنکور سراسری در رشته ی مهندسی عمران دانشگاه فردوسی مشهد به تحصیل مشغول شد. تعطیلات تابستان 1364 را در جبهه گذراند و پس از آن به دانشگاه بازگشت. او رفتن به جبهه را وظیفه خود می دانست و این مطلب را در یکی از نامه هایش این گونه بیان می کند:
« این احساس وظیفه به دنبال یک اشاره و یک جمله حضرت امام به وجود آمد و آن این که ( تا رفع نیاز، رفتن به جبهه ها از اهم واجبات است ) این جمله، تکلیف را بر هر مسلمانی روشن می کند که در آن عمل به وظیفه مطرح است، نه مقام و موقعیت ...
علاوه بر روحیه ی عبادی ـ مذهبی، حسن خلق و خوش قلبی از دیگر خصایص بارز آن بزرگوار بود. طوری که مادرش او را «مونس تنهایی» خود می خواند.
به خانه که برمی گشت، همراه با دوستان خود به سرکشی از مجروحین و خانواده های شهدا می پرداخت و نامه های رزمندگان را به بستگان آن ها می رساند. در یکی از نامه های خود چنین نوشته است: «اگر در سنگر جنوب و غرب نیستید، می توانید به سراغ کسانی بروید که از سنگر با بدنی مجروح بازگشته اند و یا حداقل آنان که اکنون در زاغه های جنوب در کلبه های خویش نشسته اند و با عزمی آهنین و با سلاح الله اکبر به جنگ کفر می روند.
شهید ارشادی، فردی مومن و معتقد بود و در هر امری و هر مکانی جزو فعال ترین افراد بود و از این جهت الگویی برای همرزمانش به شمار می رفت. صبر، استقامت و خویشتن داری او در مقابل مشکلات زبانزد بود. پیوسته خواهرانش را به کسب علم و معرفت تشویق و ترغیب می کرد و می گفت: «توجه داشته باش، که برای مدرک کار نکنی یا به مدرک کسی اعتماد نکنی. زیرا آن چه عامل سنجش اعمال نزد خداست، تقواست، نه علم بشری بدون معرفت الهی».
همچنین در وصیت نامه اش به آن ها این گونه توصیه کرده است:
«خواهران عزیزم، زندگی زنان اسلام، حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه (س) و حضرت زینب (س) را سرمشق خود قرار دهید و به خود ببالید که در جهان پیرو مکتب اسوه هایی چون فاطمه (س) هستید. زینب وار رسالت خویش را به پایان برسانید که بتوانید در نزد پروردگار خویش سربلند و سرافراز باشید.»
علاقه وافر او به تحصیل نیز نتوانست مانع رفتن او به جبهه شود، چرا که او جبهه را نیز به نوعی دانشگاه می دانست و عقیده داشت: «حتی اگر جنگ تمام شود کارها تمام نشده است. ما باید برویم و خرابی ها را آباد کنیم.»
سرانجام نیز بعد از 2 سال دانشگاه را رها کرد و همراه با گروهی دیگر از دانشجویان به سوی جبهه ی شتافت. این بار کارهای دفتری جبهه، روح عظیمش را سیراب نمی کرد و بنابه درخواست خودش به یکی از یگان های رزمی منتقل و در حالی که فرماندهی گروهان شهید فیاض از گردان الحدید تیپ 21 امام رضا (ع) را برعهده داشت، به ستیز با دشمنان حق و حقیقت شتافت و در نیمروز 23/2/1365 در جزیره ی مجنون بر اثر اصابت ترکش به چشم ها و قلبش به شهادت رسید. پیکر پاکش طبق وصیت خودش در گلزار شهدای بهشت رضا (ع) به خاک سپرده شد.
آثار
- شهید در یکی از نامه هایش می گوید:
«اگر نبود خیل جانبازانی که شب و روز برای شهادت لحظه شماری می کنند، اگر نبود جسم چاک چاک عزیزان ما از آتش کینه ی دشمن، اگر نبود سرهای بریده ی جگر گوشه های ما از تیغ ستم سیاهکاران و بد اندیشان، اگر نبود جسم پاک شهیدی، که گلوله خصم کافر از او کوچک ترین اثری هم به جای نگذاشته و اگر نبود فریاد رسا و استوار برادران اسیر که در چنگال رژیم بعث عراق، دنیا را از رشادت و پای مردی خود به تحیر وا داشته اند، هرگز قامت جمهوری اسلامی ایران در جهان چنین برافراشته نمی شد و شعله قیام اسلامی در بین ملت های محروم چنین فراگیر نمی گشت.»[۱]
وصیت نامه
بسماللهالرحمن الرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلوه والسلام علی محمد و آله الطاهرین وصحبه المنتجبین ولعن الله اعدائهم اجمعین
قال الله تعالی فی محکم کتابه: من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا. (احزاب:23)
از مؤمنین مردانی هستند که صادقانه به آنچه باخدای خویش عهد بسته بودند وفا کرند پس برخی از آنها شربت شهادت نوشیدند و شهید شدند و برخی دیگر در انتظار شهادت و لقاءالله هستند و تغییری در عهد ندارند.
بنام او که همهچیزم از اوست. بنام او که زندگیام در جهت اوست. بنام او که زندگیام از اوست بنام. او که به اویم زندگیام به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، یادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، امیدم اوست.
با سلام و درود به امام زمان (عج) با سلام و درود به کلیه شهدای اسلام از ابتدای خلقت تا ظهور اسلام محمدی و از ظهور اسلام تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و با درود و سلام بر تمامی رهروان و عاشقان راه حسین(ع) بالأخص رهبر و قائد و مرجع، ابراهیم بتشکن زمان امام خمینی و با سلام و درود بر تمامی سلحشوران و دلاوران و شیران روز و زاهدان شب در سنگرهای نبرد حق علیه باطل.
چون در انجام مأموریتی خطیر بود. به فکر این افتادم که وصیتنامهام را تجدیدنظر نمایم ابتدا تصمیم گرفتم که در این وصیتنامه علاوه بر مسائل شخصی پیامی به خانواده سپس به دوستان و آشنایان بدهم، لذا بعد دیدم که من حقیر کوتهنظر گنهکار که درراه اسلام و انقلاب نتوانستهام خدمتی بکنم چگونه میتوانم پیامی بدهم، لذا بنا را بر این گذاشتم که پس نکاتی چند را که در این برهه از زمان اهمیت داشت، بر روی کاغذ برشته تحریر درآورم شاید که مثمر ثمر علاقهمندان واقع گردد. انشاءالله.
اما بعد! میدانید که در این موقعیت حساس حفظ اسلام و جنگ مهمترین مسئله است و همه میدانیم که هدف ابرقدرتها از جنگ چند چیز بود 1-از بین بردن اسلام و حکومت اسلامی 2-تسلیم و مهار کردن مجدد ملت ما در برابر آمریکا و شوروی 3-وابسته کردن کشور ما در ابعاد اقتصادی و نظامی 4-احیای آبروی ازدسترفته آمریکا 5- همزمان با جنگ و توطئههای دیگر به روی کار آوردن خطوط غربزده و از صحنه خارج کردن خطوط خط امامی. اما میبینیم که جنگ برعکس دیدگاههای آنها به نفع ما تمام شد. مانند 1- تثبیت و صدور انقلاب اسلامی در جهان 2- آبدیدگی مردم و درآمدن از حالت راحتطلبی 3- شناسایی چهره نفاق و شیطانی قدرتهای بزرگ همچنین آزمایش کشورهای منطقه 4- آشنایی به قدرت خداوند و امدادهای غیبی 5- انسجام ملت 6- همدلی مردم 7- جوشیدن استعداد و شکوفایی و خلاقیت و سازندگی درزمینهٔ صحت و فرهنگ که اینها ازجمله اثرات جنگ میباشد.
پس در این صورت وظیفه خطیری بر دوش ما نهاده شده است زیرا ما باید این انقلاب را انشاءالله به صاحب اصلیاش امام زمان (عج) تحویل دهیم. لذا از دوستان و آشنایان و برادرانی که میخواهند عاشقانه در این راه گام بردارند تقاضا دارم که به تهذیب نفس بپردازند لیکن چه سعادتمندند آنان که در طول زندگی خود کمر همت به تهذیب و جهاد اکبر بسته و پایان عمر خویش را درراه هدف الهی با سرافرازی به خیل شهدای درراه حق پیوستند همچنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ* مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(بقره 244 و 245)جهاد کنید درراه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. کیست که خدا را وام دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید خداست که میگیرد و میدهد و همه بهسوی او بازمیگردند. پس چه مشتریای بالاتر از پروردگار عالمیان؟ درراه خدا جهاد کنید و شکست به خود راه ندهید، همانطور که امام عزیزمان میفرماید راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت، چهبهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشیدن و با سرفرازی به لقاءالله رسیدن و این همان است که اولیاءالله آرزوی آن را میکردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب میکردند. و یا در جای دیگر از سخنان گهربار خود میفرماید شما باکی از اینکه شکست بخورید نداشته باشید، برای اینکه برای لشکر اسلام هیچوقت شکست نیست، شما یا پیروز میشوید و یا شهید؛ در هر دو جهت پیروزی با شماست. در حقیقت هیچ قطرهای در قیاس حقیقت در نزد خدا از قطره خونی که درراه خدا ریخته شود، بهتر نیست.
اما تذکراتی دیگر. برادران سپاه! ای نور چشمان امام، مواظب خود باشید و این را بدانید که شیاطین بهخصوص شیطان بزرگ آمریکا زیا روی شما کارمی کند، لذا لازم است که شما بالباس تقوا به مبارزه برخیزید و دقیقاً به گوش باشید که عشق و علاقههای مادی دنیایی شما را نفریبد، لذا پاسداری را بهعنوان یک شغل ننگرید بلکه به آن بهعنوان یک تعهد نگاه کنید و ازخودراضی نباشید و غرور پیدا نکنید و خود را مدیون و بدهکار اسلام و انقلاب و امام و سپاه بدانید، در غیر این صورت نخواهیم توانست جواب شهیدانمان، این برگزیدگان الهی، آنان که گستردگی روحشان در قالب جسمشان نمیگنجد و با حضور در غرورانگیزترین و حماسیترین و عارفانهترین صحنهها لبیکگویان به جوار رحمت حق پیوستند و اسلام و انقلاب را استحکام بخشیدند را بدهیم. لذا عذاب و مصیبت سخت در انتظارمان خواهد بود.
برادران بسیج و انجمن اسلامی و دوستان عزیز!ز کلیه کارهایی که میخواهید انجام دهید سعی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با یک تشکیلات و نظم و اتحاد خاصی برخوردار باشد. از تفرقه و پراکندگی جلوگیری کنید زیرا همانطور که پیامبر اکرم (ص) میفرماید «الجماعه الرحمه والفرقه عذاب» پس همگی چنگ بزنید به ریسمان الهی و از تفرقه و جدائی بپرهیزید و بهصورت یک امت واحد درآیید تا بتوانید سد راه دشمنان اسلام و انقلاب و مشت محکمی بر دهان یاوهگویان باشید. درصحنه حضورداشته باشید که حضور شما برادران عزیز و مسلمان است که توطئههای ستمگران و حیله گران تاریخ را خنثی میکند و کرده است. 1- معلوماتتان را با مطالعات اسلامی بالا ببرید 2- ارتباطاتتان را با یکدیگر بیشتر و قویتر کنید و متوجه باشید که دیگران از رفتار و کردار و گفتار و اخلاقتان الگو میگیرند 3- انتقاد از خویشتن را جزو برنامههای خود قرار دهید 4- نگذارید ایمان شما خداینکرده پژمرده و ضعیف شود، بلکه باید روزبهروز تقویت گردد و اگر ضایعهای برایتان پیش آمد، زود دچار تأسف نشوید و به آینده امید کامل داشته باشید 5- در برخوردهای خود گرم و مهربان باشید و با صدایی بلند به پیشواز از یکدیگر بروید و به یادآورید حدیث محبت حضرت رسول اکرم(ص) را که فرمود به خدایی که جان محمد (ص) در قبضه اختیار اوست، به بهشت نمیروید مگر مؤمن باشید و مؤمن نخواهید بود مگر دوست بدارید. آیا میخواهید اصلی یاد بدهم که اگر بکار بستید یکدیگر رادوست بدارید؛ لذا فرمودند که با صدای بلند بههم سلام کنید.
پدر و مادر عزیزم! سلام و درودتان باد. میدانم که در رهگذر تاریخ برایم رنجها و مشقتها متحمل شدید لیکن هیچگونه ناراحتی به خود راه ندهید. به یاد مظلومیت علی (ع)- امام حسین (ع)...علیاکبرها و علیاصغرها و مظلومان شیعه باشید و برای آنها گریه کنید و به یاد خدا باشید تا قلبهایتان تسکین یابد.
پدر و مادر عزیزم! همچنان کوه استوار باشید. المومن کالجیل الراسخ. و شکرخدای را بجای آورید. میدانم که با رفتن من به جبهه سخت مخالف و از این بابت زیاد نگران بودید بهخصوص حرفهای ناآگاهانه و گاهی مغرضانه بعضی از اقوام و اطرافیان که باعث افزودن این ناراحتیها میشد لذا همانطور که قبلاً هم گفتم همچنان محکم و استوار بایستید و صبر پیشه کنید که یقین دارم خداوند در برابر این عمل شما را بدون پاداش نخواهد گذاشت و خوشحال باشید که توانستید امانت خداوندی را بجا آورید که به فرزندتان شهادت را نصیب فرمود.
خواهران و برادران عزیزم! بهترین هدف الله است و کسی که میتواند ما را به این مقصد رهنمون سازد ولایتفقیه است، لذا پشتیبان ولایتفقیه باشید تا رستگار شوید و به این نسل که مثل شمع میسوزند و به این نسل که مقام والایی دارند و شما را به شهدا قسم مسئولیت بس خطیر بر دوشتان است که باید به نحو احسن انجام دهید.
برادران عزیزم! لباس تقوی و زره محکم ایمان را بپوشید و سپر مطمئن توکلتعلیالله را به دست بگیرید و بر قلب کافر خصم دون بنشانید و او را در خون سیاهش غوطهور سازید. جبهههای نبرد اسلام با کفر را از چهرههای گلگون خود پرکنید و این را مدنظر داشته باشید که جبهه میدانگاه موحدان و میعادگاه خودشناسان، عبادتگاه عابدان شب و پایگاه اخوت و برادری است.
خواهران عزیزم! ای بانوان و دختران حقجوی مملکت اسلام! زندگی زنان اسلام؛ حضرت خدیجه، فاطمه زهرا، زینب سلامالله علیهن را سرمشق زندگی خود قرار دهید و از آنها چگونه به مقام والای انسانیت زن رسیدن را بیاموزید و قلههای عزت و شرف و استقلال و شرافت و حیثیت و کمال تعالی را فتح کنید و در وادی نور قدم نهید و به خود ببالید و افتخار کنید که در جهان پیرو مکتب انسانها و اسوههایی چون فاطمه عزیز سلامالله علیها هستید. خواهرانم! همچون زینب، زینبوار رسالت خویش را به پایان برسانید که بتوانید در نزد پروردگار خویش سربلند و سرافراز باشید.
بارالها! بیش از هفت سال از انقلاب نور و تجلی اسلام میگذرد، هنوز وجود دارند افرادی که همانطور که در قرآنت فرمودی صم بکم عمی فهم لا یعقلون، دقیقاً این آیه در رابطه با آنها صادق است؛ بارالها چشم و گوش و دل آنها را به این حقایق و نعماتی که بر آنها ارزانی داشتهای و قدر ندانسته و کفران نعمت کردهاند بازگردان.
خدایا! حال که در انجام مأموریت الهی هستم، تو را به یاری میطلبم و به تو سوگند یاد میکنم که همیشه و تاآخریننفس درراه مقدس تو مستحکم و جانبرکف درراهت فداکاری کنم. الهی! یاریم ده که بتوانم این سهم را آنچنانکه شایسته مقام باریتعالی است بجای آورم.
در پایان لازم میدانم که از کلیه دوستان و آشنایان و اقوام بالأخص پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم که حق بزرگی به گردنم دارند طلب بخششکنم. لذا عاجزانه طلب عفو و بخشش میکنم و التماس دعا دارم. خداوند یار و مددکار همه مؤمنین باشد.
در رابطه با مسائل مادی و پیگیری کارها
بدینوسیله برادران، محمد ارشادی و حسین ارشادی بهعنوان وکیل تامالاختیار معرفی مینمایم و آنها اجازه دارند که هر کار که به صلاح اسلام و جامعه و خانواده میدانند در امور مادی و قانونی اقدامات لازم را مبذول دارند.
موجودی اینجانب هم مقداری پول در بانکهای استان شعبه پنجتن، بانک ملت شعبه مدرس و قرضالحسنه شهید بهشتی میباشد و کلیه حسابهای بدهی و...مسائل در برگهای ضمیمه پیوست. میبایست یک کلکسیون تمبرموجود است که خمس موجودی امسال به علت حضور در جبهه پرداخت نگردیده است. در رابطه با محل دفن اگر جنازهام به دست شما رسید در بهشت رضا دفن نمایید. والسلام ومن الله توفیق وعلیه التکلان خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار
این وصیتنامه مشتمل برشش برگ در تاریخ 24/1/1365 در ساعت 45/11 دقیقه تنظیم گردیده است.[۲]
