شهید راهم کیانی بیگدلی تاریخ تولد :1341/12/01 تاریخ شهادت : 1365/02/24 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - کازرون - بهشت زهراقائمیه
وصیتنامه بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الذين امنوا ان تنصر الله ينصركم و يثبت اقدامكم؛ اى كساني كه ايمان آورديد اگر يارى كنيد خدا را، يارى كند شما را و ثابت گرداند قدم هاى شما را. سلام و درود بر منجى عالم بشريت حضرت امام زمان (عجل الله فرجه) و با سلام بر رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى و با سلام و درود بر رزمندگان ظفرمند اسلام كه با نثار گرانبهاترين گوهر خويش از انقلاب و ميهن عزيز اسلامى دفاع مى كنند و با سلام بر روان پاك شهدا از صدر اسلام تا انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى. بعد از اداى احترام سخن خود را با امام عزيز و امت شهيد پرور و خانواده ام آغاز مى كنم. اما در ابتدا لازم است چگونگى انتخاب شغلم را برايتان شرح دهم. بعد از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى به رهبرى امام، تصميم گرفتم كه به نحوى در اين انقلاب سهيم باشم و مسئوليتى از آن را بر دوش كشم تا اين كه به نداى پيامبرگونه امام عزيز لبيك گفته باشم. در همين تفكر بودم كه تصميم گرفتم به ارتش جمهورى اسلامى بپيوندم تا اين كه تمام خطرات و مسئوليت هاى خطير آن را درك مى كردم پذيرفتم و تصميم خود را عملى نمودم تا اين كه دوره آموزشى به پايان رسيد. خواستم بهترين محل خدمت را انتخاب نمايم به ياد فرمايش دومين شهيد محراب آيت الله دستغيب افتادم كه فرموده بود: «هيچ خدمتى بالاتر از خدمت در كردستان نيست.» و من چون پيرو خط سرخ حسين بودم و او نيز از ذريه پاك حسين بود سخنش را به دل نشاندم و راهى كردستان شدم اميد است كه لياقت خدمت به جمهورى اسلامى و كشور عزيزمان داشته باشم، ان شاء الله. همه بدانند كه اين راه را من آزادانه انتخاب كردم و هيچ گونه فشار و تعدى در آن نبود. عشق و علاقه اى كه به سالار شهيدان داشتم وارد اين صحنه كربلا شدم و تا آخرين قطره خونم مى ايستم و با دشمنان اسلام و انقلاب مى جنگم (يا فتح يا شهادت)، هر دو براى من پيروزى است. با اين كه خودم را لايق سخن گفتن با امام امت نمى دانم اما مى خواهم چند كلمه اى خدمتشان عرض نمايم: اى امام عزيز! اى آن كه به ايران عزيز و اسلام عمرى نوين بخشيدى و گرچه لياقت سربازى تو را نداشتم و گر چه مقدر نبود كه در ركاب تو امام زمان (عجل الله فرجه) را زيارت نمايم و براى نابودى كفر جهانى بجنگم. اما اى امام عزيز! سلام مرا به او برسان و بگو كه عاشق ديدرات از قبل به سويت شتافت. و اما سخنم با امت شهيد پرور كه امام عزيز را تنها مگذاريد و يا ايها الذين امنوا اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم را هميشه مد نظر داشته باشيد و به فرمايشات امام و مسئولان جمهورى اسلامى ايران عمل كنند چون به بركت همين امام بود كه اسلام بعد از هزار و چهارصد سال عمرى تازه گرفت و جوان شد. پس امام را فراموش نكنيد كه اسلام فراموش نشود. و اما سخنم با خانواده ام، با اين كه شما در زندگى رنج ها و مشقت هاى زيادى متحمل شده ايد تا اين كه مرا بزرگ كرديد و به اين حد رسانديد ولى شرمنده ام از اين كه در زندگى خدمتى مفيد براى شما انجام نداده ام. من كه زندگى ام براى شما مفيد نبوده اميدوارم كه شهادتم براى شما مفيد واقع شود. و اما سخنم با مادر مهربان و دلسوزم، اى مادرى كه با هزاران اميد و آرزو شب ها در كنار گهواره من بيخوابي ها و رنج ها كشيدى تا من بزرگ شوم به اميد روزى كه برايت مثمر ثمر باشد. در مقابل محبت هاى تو شرمنده هستم و نمى دانم با چه رویی عذرخواهى و به چه نحوى سخنى بيان كنم كه تسكين دهنده قلبت باشد و مرا حلال كنى. اى مادرى كه هم برايم پدر بودى و هم مادر، مى دانم كه بعد از شهادتم برايت خيلى سخت است و مى دانم كه روزها و شب ها چگونه بر تو خواهد گذشت ولى با همه اين مصيبت ها تو را به صبر و پايدارى دعوت مى نمايم و هنگامى كه مى خواهم برايم گريه كنى ابتدا به ياد عباس، پرچمدار كربلا گريه كن كه در دشت كربلا مادر نداشت كه برايش گريه كند. مادر مهربانم! با اين كه دفعات قبل اميد داشتم كه زيارت كنم ولى اين بار خون شهيد سردار عزيز در رگ هايم جريان پيدا كرده و حتماً بايد انتقام آن را از بعثي ها بگيرم. شايد كه ديگر با شهادت زيارت ديدار تو را نداشته باشم، حلالم كن، خداحافظ . و اما به شما اى برادران و خواهرانم! شما اى عزيزانم كه شريك زندگيم بوديد از همه شما طلب عفو و بخشش مى نمايم كه سعادت زندگى كردن با شما را ندارم و نداشتم. اميدوارم كه همچون امام سجاد و زينب ادامه دهنده راه خونين حسين (علیه السلام) باشى. و اما تو اى برادرم! (شيرزاد) كه بعد از پدر ولى و سرپرست ما بودى و بار سنگين خانواده بر عهده ات بود اين بار مسئوليت تو بعد از من سنگين تر مى شود. بعد از شهادت من مراقبت از مادرم و خواهرم و برادرم اسماعيل به عهده شماست اميد است كه با خشنودى آنها رضايت حق تعالى را حاصل نمايى و اموالم را هر طورى كه به صلاح خود شماست و آنها باشد خرج كن. و شما اى بستگانم! اى كساني كه حتى لحظه اى با شما برخورد داشته ام از تمامى يكايك شما حلاليت مى طلبم. اميد است كه همگى مرا ببخشيد. التماس دعا. و چنانچه شهادت نصيبم شد پيكرم را در كنار پيكر پاك شهيد سردار سياهمرد به خاك بسپاريد. اى برادران! جبهه ها را خالى نگذاريد و براى سلامتى امام دعا كنيد. والسلام
منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23077