شهیدحسین جمالی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۱ توسط Khoshkenar9712 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حس ی ن جمال ی

نام پدر : -

محل تولد: ی اسر ی ه فسا

تار ی خ تولد: ۶۵/۷/۱

تار ی خ شهادت: ۹۴/۸/۸

محل شهادت: حلب، سور ی ه

محل دفن:خورنگان فسا

وصعبت تاهل : -

تعداد فرزندان: -

rId4

زندگ ی نامه :

شه ی د سروان پاسدار حس ی ن جمال ی مورخ۰۱/۰۷/۱۳۶۵ مصادف با ۱۸ محرم الحرام سال ۱۴۰۷ در روستا ی شه ی د پرور و ولا ی ت مدار خورنگان شهرستان فسا د ی ده به جهان گشود . و ی که از خادمان آقا اباعبدالله(ع) و ابالفضل العباس(ع) بود در خانواده ا ی شه ی د پرور و بعد از شهادت دا یی به د ن ی ا آمد ودر جوار خانواده ا ی مذهب ی ، متد ی ن و عموزاده ها ی شه ی دش ترب ی ت گرد ی د . ا ی ن شه ی د بزرگوار مقطع ابتدا یی را در دبستان عمار ، مقطع راهنما یی را در مدرسه شه ی د مرادزاده ، مقطع متوسطه را در دب ی رستان امام سجاد (ع) روستا ی خورنگان در رشته علوم انسان ی گذراند و مقطع پ ی ش دانشگاه ی را در مدرسه شه ی د فلاح ی شهرستان فسا سپر ی کرد . باتوجه به علاقه وافر ا ی ن شه ی د در دفاع از ولا ی ت فق ی ه و امامت و ادامه راه شه ی دان به زمره پاسداران نظام مقدس جمهور ی اسلام ی ا ی ران در سال ۱۳۸۵ با مراجعه به سپاه پاسداران در مرکز گز ی نش سپاه فجر استان فا رس در آزمون ورود ی استخدام ی شرکت کرد و تا مشخص شدن نت ی جه گز ی نش جهت انجام خدمت مقدس سرباز ی وارد پادگان آموزش ی ۰۷ ن ی رو ی زم ی ن ی ارتش کازرون شد و بعد از گذراندن دوران آموزش ی جهت ادامه خدمت به لشکر ۸۲ زره ی کرمانشاه اعزام و بعد از گذشت ۲ ماه جهت ادامه خدمت به مرکز پشت ی بان ی منطقه دوم نزاجا ش ی راز انتقال ی افت ، بعد از گذشت ۳ ماه خدمت در آن ی گان به علت قبول ی در گز ی نش سپاه به ا ی ن ارگان ولا ی ت مدار ملحق شد. و ی پس از گذراندن مراحل گز ی نش به عنوان سهم ی ه گروه توپخانه۵۶ ی ونس (ع) جذب و جهت فراگ ی ر ی آموزش ها ی مورد ن ی از وارد دانشگاه امام حس ی ن (ع) سپاه تهران شد. شه ی د بزرگوار در ح ی ن گذراندن دوران تحص ی ل ی به علت علاقه وافر به ت ی پ و ی ژه صابر ی ن نزسا تهران ملحق شد . بعد از پا ی ان دوران تحص ی ل ی اقدام به گذراندن دوره ها ی تخصص ی رزم ی جهت رو ی ارو یی با دشمنان در صحنه نبردرا فرا گرفت. ا ی ن شه ی د بزرگوار در جر ی ان درگ ی ر ی در شمال غرب با گروهک پژاک از ناح ی ه پا مورد اصابت ترکش قرار گرفتند و به درجه رف ی ع جانباز ی نائل گرد ی د . ا ی ن شه ی د بزگوار آن قدر از دن ی ا و وابستگ ی ها ی آن دل کنده بود که جانباز ی خود را مخف ی نگه داشت چون معتقد بود ارزش جانباز ی در مخف ی بودن آن است . عشق به خدا ، اهل ب ی ت ، مقام معظم رهبر ی و دفاع از اسلام پا ی شه ی د را به حضور در عمل ی ات ها ی مختلف در غرب، شمال غرب، جنوب شرق کشور وکشورها ی عراق و سور ی ه بازکرده بود . شه ی د بزرگوار در نها ی ت ندا ی هل من ناصر ی نصرن ی مولا ی ش امام حس ی ن (ع) را لب ی ک گفت ودر صبح تاسو عا ی حس ی ن ی ۱۴۳۷ هجر ی قمر ی (۱۳۹۴ هجر ی شمس ی ) با سر بند ی ا فاطمه الزهرا(س) در جنوب حومه شهر حلب با اصابت ت ی ر در پهلو به جمع علمداران حضرت ز ی نب (س) پ ی وست وشهد ش ی ر ی ن شهادت را نوش ی د و به آرزو ی د ی ر ی نه و هم ی شگ ی خود رس ی د . و به س ی مرغ محرم شهدا ی عمل ی ات محرم ملقب گرد ی د . سرانجام ا ی ن شه ی د والامقام در روز شنبه مورخ ۰۹/۰۸/۱۳۹۴ ابتدا در شهرستان فسا سپس با حضور پرشور مردم شه ی د پرور و لا ی ت مدار روستا ی خورنگان در کنار دا یی شه ی دش ام ی ر سرت ی پ عبدلرزاق جمال ی به خاک سپرده شد .

وص ی ت نامه :

پاک و منزه ی ا ی خدا که جز تو خدا یی ن ی ست، به فر ی اد ما برس و ما را از آتش قهر و عذابت نجات ده .

خداوند جهاد را برا ی عزت اسلام قرار داد .

با عرض سلام خدمت رهبر عز ی زم، سلام بر پدر و مادر عز ی زم، سلام بر خواهر و برادرانم. سلام بر دوستان و آشنا ی ان و سلام بر همکارانم و جهاد گران ف ی سب ی ل الله. سلام بر شه ی دان راه حق، آنها یی که با خون خود باعث عزت و سربلند ی اسلام شدند .

امام عل ی (ع) م ی فرما ی ند : نعمت ی گواراتر از امن ی ت ن ی ست . من خدا ی منان را شاکرم که به من عنا ی ت کرد و من را به راه جهاد و پاسدار ی از اسلام راهنما یی کرد راه ی که جز سربلند ی ن ی ست . راه ی که فقط خداوند دستمزد آن را م ی دهد. روز ی به ا ی ن فکر بودم که چرا ما در سال ها و ق رن ها ی پ ی ش به دن ی ا پا نگذاشته ا ی م و دائما ا ی ن فکر بر من م ی گذرد که چرا ما آن روز ی که به مادرمان زهرا(س) ب ی احترام ی کردند داخل آن کوچه نبود ی م . چرا ما آن روز درب ن ی مه سوخته را به پهلو ی مادرمان زدند نبود ی م، چرا ما نبود ی م که به مولا ی مان ام ی رالمومن ی ن (ع) کمک و او را ی ار ی کن ی م . چرا ما نبود ی م که مولا ی مان امام حسن مجتب ی (ع) را ی ار ی کن ی م، چرا ما روز عاشورا نبود ی م که جانمان را فدا ی ارباب مان کن ی م و چرا…..؟ ، زمان ی که ا ی ن فکرها را م ی کنم به خود م ی لرزم و تمام بدنم سرد م ی شود و بعد از گذشت مدت ی به ا ی ن نت ی جه م ی رسم که اگر بود ی م شا ی د خدا ی نکرده در جلو ی امامان ا ی ستاده بود ی م، و حالا همه ما م ی گو یی م : اللّهم عجل لول ی ک الفرج …

ا ی امام عصر ما ب ی ا ول ی من به خودم م ی گو ی م که اگر مولا ی مان آمد و ما ن ی ز همانند مردم کوفه در جلو ی ارباب مان صف آرا یی کرد ی م چه خواهد شد. من از خدا ی منان دائما م ی خواهم که به من شهادت را عطا کند، تا با ا ی ن کار بگو ی م که ا ی آقا، ا ی امام ما، من و همرزمانم داخل آ ن کوچه نبود ی م، ما پشت درب ن ی مه سوخته نبود ی م، ما روز عاشورا نبود ی م که جانمان را فدا کن ی م در راه دفاع از د ی ن و قرآن و حالا که هست ی م با تمام وجودمان هست ی م . من از خدا ی تبارک و تعال ی خواسته، و دائما م ی خواهم که دست رد به س ی نه من و دوستانم نزند، من از خدا م ی خوا هم که در زمان حال به من شهادت عنا ی ت کند و از خداوند م ی خواهم زمان ی که امام زمان ظهور کرد دوباره ما را زنده کند و از خاک بلند کند تا در رکاب امام زمان (عج) دوباره بجنگ ی م و به شهادت برس ی م تا د ی گر واقعه عاشورا اتفاق ن ی فتد خدا ی ا به من و دوستانم و باق ی ماندگان گروه ۱+۱۰ شهادت ی ز ی با اعطا کند …

ا ی کسان ی که ا ی ن نوشته را م ی خوان ی د ی ا م ی شنو ی د امام عل ی (ع) م ی فرما ی ند : نداشتن چشم بهتر از نداشتن بص ی رت است. پ ی رو پشت ی بان ولا ی ت فق ی ه باش ی د تا به مملکت مان آس ی ب ی نرسد. ول ی امر ما تنهاست. امام ما تنهاست من با فدا ی خون خود م ی گو ی م ا ی ول ی ما ا ی امام ما، ا ی رهب رم، من با فدا ی خون خود نخواهم گذاشت ه ی چکس چه خود ی و چه دشمن نگاه چپ ی به شما ب ی ندازد . من از خانواده خود حلال ی ت م ی طلبم و از تمام کسان ی که از من آزرده خاطر شده اند حلال ی ت م ی طلبم. و از پدر و مادرم م ی خواهم که ب ی تاب ی نکن ی د . هروقت خواست ی د برا ی من گر ی ه کن ی د، به جا ی من کمتر ی ن بر مص ی بت ارباب ب ی کفن مان حس ی ن بن عل ی (ع) و بر مص ی بت اهل ب ی ت گر ی ه کن ی د، بر مص ی بت ی که بر خانم ز ی نب کبر ی (س) گذشت گر ی ه کن ی د .

  • ا ی خواهران ی که ا ی ن نوشته را م ی خوان ی د از شما م ی خواهم که حجاب خود را حفظ کن ی د و چادر به سر کن ی د . *

حس ی ن جمال ی ۲۲/۴/۹۴ ساعت ۰۳:۰۰


منبع:

http://www.takrimeshahid.ir/2016/12/08/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%80-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3/