شهید علی میرزا چراغی
تاریخ تولد :1334/05/06
تاریخ شهادت : 1365/02/26
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :کرمانشاه - باغ فردوس فاز 2-بلوک 2-10
زندگی نامه
علی میرزا چراغی دوران کودکی و بلوغ تا اخذ مدرک راهنمایی را در زادگاهش کرمانشاه گذرانده و در سال 58 وارد ارتش شد که در تاریخ 65/2/26 به علت دل درد شدید و استفراغ خونی که ایشان در آن هنگام در منطقه خط مقدم سلمانه در حین انجام ماموریت دچار ناراحتی که بلافاصله به بیمارستان 520 اعزام که از بیماری فوق در بیمارستان مذکور به درجه رفیع شهادت نایل گردید شهید متاهل و دارای یک فرزند می باشد.
وصیت نامه
بسمه تعالى
هم اكنون بهار آزادی فرا می رسد قداست و پاکی را بنگرید بهار را ببینید که چه هدف مقدسی را دنبال کرده است من نيز مانند بهار جهادگرى هستم از تبار حسين كه هدف خود را انتخاب كردهام هدفى كه حسين و هفتاد و دو نفر از یارانش انتخاب كردند ، راهى است راه حق كه هر شخص آگاه و ديندار انتخاب مىكند و آن شهادت است . اسلام عزيزمان به خون احتياج دارد . شهادت نوعى معامله است معاملهاى خوب ، معاملهاى با خالق هستى ، بهترين معامله با پروردگار است . باوركنيد عزمی بيش از اندازه دارد .
وصيت مىكنم چشمانم را نبنديد چون دوست دارم بدانند كه اين راه را با چشم باز انتخاب كردهام . دلم مىخواهد پرواز کنم و عالم را ببينم خدايا تقاضا مى كنم اعمالم را بپذيرى خدايا اى كاش هزاران جان داشتم و به خاطر رضاى تو در راه امام خمينى كه همانا راه اسلام عزيز است مىدادم . شهادت نهايت آرزوى شتابان است ، پروردگارا مرا ببخش و بيامرز .
اى مردم! بى تفاوت نباشيد و هر كدام به دست خود تا مىتوانيد بى تفاوت نباشيد و هركدام مىتوانيد فعاليت كنيد و اين انقلاب را به پيروزى كامل برسانيد زحمت بكشيد كه پيش خدا بى اجر نمىماند و مقدمه را براى انقلاب مهدى موعود (عج) آماده سازيد . اين را بدانيد تا آخرين قطره خونمان در راه اسلام عزيز فدا مىكنيم اگر به جبهه نرويم دشمن چه مىكند؟ به ناموس و وطنمان تجاوز خواهد نمود . ما همچون امامان كه به مرگ طبيعى نمردهاند بلكه شهادت را انتخاب كردهاند ما هم راهشان را ادامه مىدهيم . مرگ حق است و همه بندگان خدا طعم مرگ را خواهند چشيد . زندگى دنيا آزمايشى بيش نيست ، دنيا گذرگاهى است كه ما بندگان فقط بايد بگذريم و مقصد جاى ديگرى است و شما ملت شريف ايران مىدانيد كه اين راه را خود آگاهانه و با اشتياق فراوان انتخاب و دنبال آن رفتم .
پدر و مادر و همچنين همسر فداكارم از شما مىخواهم كه در صورتيكه من شهيد شدم جامه سياه بر تن نكنيد و براى من ماتم نگيريد كه دشمنان اسلام خوشحال خواهند شد و به برادرانم و همچنين خواهرانم سفارش كنيد و برايم طلب آمزرش كنيد .
انسانى كه خداى تبارك و تعالى را شناخت عاشق او مىشود و تمام پليديها را از خود دور مىكند و كارهاى صالح خود را يك وظيفه مىداند . من كسى جز خدا را ندارم شما هم نداريد . ما و شما همگى وظيفه داريم جان و مال خود را در راه خالق هستى فدا كنيم تقاضامندم بنده حقير را حلال كنيد اگر كوتاهىبوده است و مقصدى به بزرگوارى خود مرا ببخشيد و از همه خويشاوندان و اقوامم تقاضامندم و وصيت مىكنم براى آمرزش گناهانم دعا كنند و وصيت ديگرم اينكه اگر شهيد شدم مقاومت داشته باشيد و چنانچه جسدى از من دريافت كردهايد جايى را كه گلوله به بدنم اصابت كرده بود ببوسيد و به فرزندم بگوييد كه مثل امام حسين و اصحابش شهيد شده تو نيز بايستى همچون زينب (س) باشى .
وصيت آخرم اينكه جبهه ها را پركنيد و خداى ناكرده به انقلاب اسلامى كه حاصل خون هزاران شهيد است لطمهاى وارد آيد . با آخرين توانى كه داريد به جبهه ها كمك كنيد و دعا كنيد و دعا كنيد و دعا كنيد انشاالله كه مستجاب خواهد شد براى پيروزى مسلمانان جهان و پيروزى اسلام بر كفر جهانى آمريكا و صدام . انشاءالله .
« والسلام على من اتبع الهدى »
حقير شما : على ميرزا چراغى
25/1/65
منبع:سایت شهدای ارتش