معرفی عملیات شهید غیور اصلی
معرفی عملیات
چگونگی اجرا
خبرگزاری فارس: به دلیل روشنایی روز مفهومی نداشت که همچون شب عاشورا چراغها خاموش شود، به همین خاطر گفته شد برای پنج دقیقه چشمانمان را میبندیم تا هر کس میخواهد برود خجالت نکشد، وقتی چشمها گشوده شد همه مشاهده کردند که هیچکس حاضر به رفتن نشده است.
خبرگزاری فارس: «عملیات شهید غیور اصلی» چگونه اجرا شد؟
روز هشتم مهر ماه سال 1359 مصادف با 20 ذیقعده سال 1400 و برابر با نهمین روز آغاز رسمی تجاوز رژیم بعثی عراق به خاک ایران اسلامی، در جبهه قوای خودی حادثه ای منحصر به فرد و تعیین کننده اتفاق افتاد. در این روز وضعیت رقت بار و بسیار خطرناک نیروهای ایرانی کماکان ادامه یافت. خرمشهر همچنان در خطر سقوط قرار داشت و آبادان و اهواز زیر آتش سنگین ارتش بعث عراق بر خود میلرزید. نیروی زمینی عراق با یک خیز بلند موفق شده بود خود را به اهواز نزدیک کرده و محور سوسنگرد-حمیدیه را در خطر سقوط قرار دهد. با از دست رفتن این محور، کار اهواز تمام بود و باید خوزستان ،تحویل متجاوزین میگردید. فضایی از یاس و اضطراب در سراسر شهر و میان نیروهای خودی سایه افکنده بود. در همین اوضاع، انبار مهمات لشکر 92 زرهی اهواز به طرز مرموزی منفجر شد. صدای هولناک انفجار و به دنبال آن پرتاب گلولههای توپ، موشکهای کاتیوشا و ... به داخل شهر، این شایعه را ایجاد کرد که نیروهای عراقی وارد اهواز شدهاند و شهر در آستانه سقوط است. این مسئله با توجه به نزدیک شدن قوای عراقی به اهواز، بسیار جدی تلقی میشد ،به طوری که جو شهر را کاملاً متشنج کرده و اوضاع را بهم ریخته بود. این در حالی بود که انفجارها و صدای آن، ضایعاتی از جمله چندین سقط جنین را سبب شد. خلاصه اوضاع به قدری نگران کننده بود که از امام(ره) کسب تکلیف شد. ایشان در جواب فرموده بودند: «مگر جوانان اهواز مردهاند؟!» سخن تگان دهنده امام(ره) به گوش مسئولین سپاه خوزستان رسید و به دنبال آن برادرانی که حضور داشتند و یا امکان دسترسی به آنها بود، در محل سپاه اهواز (نزدیک فلکه چهار شیر) گرد آمدند. بچهها که تعدادشان از 23 نفر تجاوز نمیکرد، در دو ستون به خط شده و فرمانده سپاه خوزستان (برادر شمخانی) شروع به صحبت کرد: «مرگ رسیده است، از چه میترسید؟ ما سالیانی بود که خطاب به امام حسین (ع) میگفتیم: «یا لیتنا کنامعک» و «فافوز فوزا عظیما» این جملات که قرنها از سوی پدران ما و سپس توسط ما به عنوان یک آرزو تکرار شده است، امروز امکان جامه عمل پوشاندن به آن فرا رسیده است. ما به امام حسین (ع) تاسی میکنیم، هر کس میخواهد بماند و هر کس میخواهد برود. ما برای مقابله با دشمن جز اسلحه کلاش و چند آر پی جی، چیز دیگری نداریم...» در پایان صحبت، به دلیل روشنایی روز مفهومی نداشت که همچون شب عاشورا چراغها خاموش شود، به همین خاطر گفته شد برای پنج دقیقه چشمانمان را میبندیم تا هر کس میخواهد برود خجالت نکشد، وقتی چشمها گشوده شد همه مشاهده کردند که هیچکس حاضر به رفتن نشده است. با فرا رسیدن شب و اضافه شدن چند نفر دیگر از بچهها، در مجموع 28 نفر به فرماندهی برادر غیور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند. بچهها تا سه راه حمیدیه را با ماشین رفتند و با پیاده شدن در کنار نخلستان، پیاده طی مسیر کردند و با رسیدن به نزدیکی دشمن، بچهها دو نفر، دو نفر و با فاصله 100 متر از یکدیگر، در غرب جاده سوسنگرد اهواز مستقر شدند در حالی که یک تیپ از لشکر 9 زرهی در شرق جاده مستقر بود. زمین شرق جاده مزرعه و غرب آن باغستان بود. بچهها در غرب جاده مسلح به آر پی جی 7 در کمین نشستند در حالی که هیچگونه سنگر و موضع قابل اعتماد وجود نداشت. خط خودی از سه راه حمیدیه تا گل بهار ادامه داشت و طول آن به حدود 1400 متر میرسید. در ابتدای خط یک بیسیم و در انتهای آن بیسیم دیگری بود. به بچهها گفته شد تا قبل از دستور، هیچگونه عکسالعملی نشان ندهند. ساعت 4 بامداد از ابتدا و انتهای خط اجرای آتش به سوی دشمن شروع شد و در پی آن تمام بچهها شلیک به سوی تانکهای عراقی را آغاز کردند. طولی نکشید که نیروهای عراقی شروع به فرار کردند. آنها حتی تعدادی از تانکهای سالم خود را رها کرده و به عقبنشینی پرداختند و بچهها تا گل بهار به تعقیب آنها پرداختند. با توجه به هماهنگی قبلی با هوانیروز، از گل بهار نقش عمده را هوانیروز به عهده گرفت و تعقیب دشمن را ادامه داد. بخشی از تیپ 3 لشکر 92 ارتش که در پادگان حمیدیه مستقر بود نیز به همراهی بچهها به تعقیب نیروهای فراری ادامه داده و وارد سوسنگرد شدند. در سوسنگرد افراد گروهک خلق عرب دستگیر شده و بخشدار و فرمانداری که توسط عراقیها منصوب شده بودند دستگیر و توسط آیتا... خلخالی به اعدام محکوم شدند. رزمندگان در ادامه تعقیب دشمن وارد بستان شده و این شهر نیز آزاد شد و در مجموع نیروهای عراقی در این محور حدود 90 کیلومتر عقبنشینی کردند. طی شبیخون ابتدای این عملیات و حمله نخستین که ضربه اصلی را به دشمن وارد کرد، هیچ یک از بچهها آسیبی ندیدند ،ولی در ادامه عملیات 4 نفر به شهادت رسیدند از جمله برادر مراد اسکندری، از بچههای منطقه فقیر نشین حصیر آباد که به دلیل سبک بستن قطارهای فشنگ به سینه و پشت، به زاپاتا معروف شده بود، هنگامی که قصد آوردن یک تانک به گل نشسته عراقی را داشت، به محض ورود به تانک با تلهای که نیروهای دشمن در آن کار گذاشته بودند، شهید شد. فرمانده عملیات، برادر غیور اصلی، نیز هنگام بازگشت به سوی اهواز به شهادت رسید. شهید غیور اصلی مسئولیت آموزش سپاه اهواز را به عهده داشت و در پادگانی که پس از شهادتش ، پادگان شهید غیور اصلی نامیده شد، بچههای سپاه را آموزش میداد. پایان این عملیات را باید آغازی برای سپاه به شمار آورد. 18 ماه بعد و زمانی که فرماندهان جوان سپاه در حال به دست گرفتن سرنوشت جنگ بودند با الگوگیری از «عملیات شهید غیور اصلی» تاکتیک رزمی سپاه را بنیان نهادند. تاکتیکی که تقریباً تا پایان جنگ 8 ساله، اصلیترین عامل عملیاتی ایران محسوب میشد.به این ترتیب باید شهید علی غیور اصلی» را بنیانگذار روش رزم سپاه دانست. پیکر پاک این سردار گمنام پس از شهادتش به تهران منتقل شد و در قطعه 24 بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. روحش با امیرالمؤمنین (ع) محشور باد.
ویژه نامه خبرگزاری فارس در هفته دفاع مقدس انتهای پیام/
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8706311053
یادمانهای مرتبط با عملیات شهید غیور اصلی
با انجام این عملیات دشمن از مناطق سوسنگرد و بستان عقب نشینی کرد.
با انجام عملیات غیور اصلی، دشمن حدود چهار کیلومتر از منطقه کرخه کور عقبنشینی کرد و به استحکام مواضع پرداخت.