شهیدحسن نظافتی

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۳ توسط Ghanbari9706 (بحث | مشارکت‌ها)

شهید حسن نظافتی

تاریخ تولد : 1345/02/05 تاریخ شهادت : 1366/04/15

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - خلیل آباد - سعدالدین

rId5

زندگی نامه

بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید روستاي سعدالدين در پنجم ارديبهشت ماه 1345، پذيراي يكي از افلاكيان خاكي به نام ‌حسن نظافتي‌ بود که تولّدش مایه‌ی خیر و برکت برای خانواده شد. گذران دوران كودكي‌اش به بازيگوشي و شيطنت در دامان خانواده بود، تا اينكه به سنّ واجب-التعليم رسيد. وي به منظور كسب علم و معرفت، قدم در مدرسه‌ی ابتدایي زادگاهش گذاشت و تحصيلات خود را تا مقطع پنجم ابتدایي پي گرفت. وی سپس به دليل عدم توانایي خانواده در تأمين نيازهايش، از ادامه‌ی تحصيل باز ماند و به ناچار به كارهاي كشاورزي پرداخت. مشغله¬هاي زندگي روستايي و به ‌خصوص كشاورزي، باعث نشد كه خانواده از تربيت وي به آداب اسلامي كوتاهي كنند و تا سر حّد توان در تربيت و تأديب حسين كوشيدند. وي علاقه‌ی زيادي به اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) داشت و فردي صبور، فعّال، معتقد به اصول اسلامي و مهربان بار آمده بود. آغازين سال‌هاي نوجواني وي، با يورش ددمنشانه‌ی رژيم بعث عراق به حدود و ثغور ميهن اسلامي¬مان ، همزمان بود. او نيز همانند ديگر جوانان انقلابي، مترصد حضور در جبهه، برای دفاع از تماميت ارضي كشور بود. بنابراین چون موعد سربازي وي فرا رسيده بود، در تاريخ 18/10/1364 در كسوت سربازي، از طريق ارتش راهي ميدان كارزار شد و در جمع غيور مردان ايران زمين در خطوط مقدّم در منطقه‌ی عملياتي سردشت حضور يافت. سرانجام تقدير بر اين بود كه وي در آشپزخانه‌ی ارتش، دچار سانحه و سوختگي شديد گردد تا همين بهانه¬اي شود تا وي به تاريخ 15/04/1366، پر پرواز بگشايد و از بيمارستان سيناي تبريز به ديار «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ» پرواز كند. پيكر مطهّرش به زادگاهش بازگشت و در آرامگاهي كه زيارتگاه عاشقان حقّ و حقّ پرستي است، آرام گرفت .

وصیت نامه

بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و باسلام و درود فراوان به پیشگاه یگانه منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر و نایب برحقش امام خمینی فرزند اباعبدالله الحسین این پیر پرخروش جماران و با سلام درود بی پایان بر تمامی معلولین و مجروحین مفقودین جانبازان اسوا خانواده های محترم شهدا و شهیدان و رزمندگان سپاه نور بر علیه ظلمت و ره روان راه آزادی از صدر اسلام تا کربلاهای خونین انقلاب اسلامی ایران بویژ شهیدان عملیات بدر چونکه میخواهیم به عملیات بروم خواستم چند خطی به عنوان وصیت نامه برای خانواده ام بنویسم و عقیده و احساس خودم را نسبت به اسلام و قرآن و امام عزیزمان و اسلامیان بگویم اول اینکه رفتن به جبهه را یک وظیفه شرعی میدانیم و دوم اینکه همان روز یکه عازم جبهه های نبرد حق باطل شدم و میدانستم که شهادت دارد. مجروح و معلول شدن دارد. مفقودالاثر شدن و یا اسیر شدن دارد. لیکن با تمام این حرفها چون اسلام قرآن و امام عزیزمان رهبر کبیر انقلاب را در خط دیدم و ندای هل من ناصرا ینصرنی بلند بودم شنیدم وظفه شرعی خودم دانستم که به ندایش که می فرمود آیا کسی هست که مرا یاری دهد جواب بدهیم و میدانستم که جواب به این ندا یا شهادت است یا پیروزی که هر دو صورت برای یک مسلمان سعادت دنیا و آخرت است. یعنی چه کشته شویم و چه بکشیم ما پیروزیم. بکشیم پیروزیم و انجام وظیفه شرعی و کشته شوم شهادت و بازهم پیروزیم و سعادت ابدی پدر و مادر م و اگر من در این راه به فیض شهادت نائل شدم اصلاً نگران نباشید و برای من گریه نکنید زیرا من راهی را رفته ام که در راس ان سرو و سالار شهیدان امام حسین ابن علی رفته است و در این راه علی اکبر 18 ساله قاسم 13 ساله عبدالله 10 ساله و ابوالفضل 34 ساله و کلیه اصحاب شریفشان را در این راه یعنی برای یاری دین خدا اسلام داده اند. پس هرچه میتوانید برای ابا عبداله واهل بیت شریفشان گریه کنید. برای به رفتن دختر امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام علیها زینب کبری و تمامی اهل بیت گریه کنید. برای شهیدان مظلومان دکتر بهشتی رجایی و باهنر و مطهری مفتح صدوقی مدنی هاشمی نژاد دست غیب و برای شهیدم حاج محمد طاهری و تمام شهیدان مظلوم کردستان گریه کنید .

[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، در ‏۱۱:۴۳