تاریخ تولد : 1345/06/02
نام : حسین
محل تولد : کاشمر
نام خانوادگی : جهانگیر
تاریخ شهادت : 1362/12/04
نام پدر : علیاکبر
مکان شهادت : مجنون خیبر
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی : لشکر 5 نصر
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : مخابراتوبیسیم
گلزار : کاشمر
rId6
زندگینامه
شهيد حسين جهانگيری در سال 1345 در خانوادهاي مذهبي در روستاي هفت خانه چشم به جهان گشود شغل پدر کشاورز بود شهيد جهانگيري تحصيلات ابتدايي را در همين روستا به پايان رساند و همزمان با تحصيل علم به پدر در کارهاي مزرعه کمک ميکرد او با وجود سن کم اغلب در کارهاي سنگين همدم پدر بود . در سال 1356 جهت ادامه تحصيل به بخش خليل آباد از توابع شهرستان کاشمر آمد و تحصيلات راهنمايي را در خليل آباد به پايان برد تحصيلات دوره راهنمايي شهيد همزمان با جريانات انقلاب به بحرانهاي شديد بود. او از همان ابتدا به همران همکلاسيهايش به انحاء مختلف در انجمنها و بحثهاي مختلف شرکت ميکرد. پس از پايان تحصيلات راهنمايي او پا به دبيرستان گذاشت. شهيد مظهر اخلاق پسنديده و خوب بود. هميشه نماز ش را سر وقت ميخواند در اغلب کارها به پدرش کمک ميکرد و خواهران و برادرانش را توصيه به احترام پدر مينمود.ورود به دبيرستان او همزمان بود با جنگ تحميلي عراق عليه ايران . شهيد با وجود سن کم چندين بار جهت رفتن به جبهه ثبت نام کرد که با ممانعت خانواده و اطرافيان روبرو شد همزمان با ادامه تحصيلات در پشت جبهه فعاليت ميکرد تا اينکه برادر بزرگترش به جبهههاي حق عليه باطل اعزام گرديد . شهيد تا سال سوم دبيرستان تحصيل را ادامه داد اما ديگر نتوانست طاقت بياورد و به همراه ديگر همرزمانش به جبهه اعزام گرديد. شهيد جهانگيري پس از اعزامهاي مکرر به جبهه سرانجام در تاريخ 4/12/1362 در جزيرهمجنون به فيض عظيم شهادت نائل آمد . روحش شاد و يادش گرامي باد .
خاطرات
- علیاکبر اولین دفعهای که حسین رفت به جبهه وقتی برای مرخصی برگشته بود لباسهای کهنهای را دیدم که تنش است گفتم مادر جان من که برایت لباسهای نو و خوب گذاشتم چکار شد تگفت: دوستانم لباس نداشتند دادم به آنها گفتم چرا کفشهایت پاره است؟ مگر به شما در جبهه کفش و پوتین نمیدهند؟ گفت: پوتین هایم هم پاره شده بود بعداً برادرش گفت: مادر حسین به بیتالمال خیلی اهمیت میدهد و پوتین ها و لباسهایش را تحویل داده و نخواسته با لباسی که از پول بیتالمال تهیه شده به منزل و به مرخصی بیاید و من تعجب کردم و به او احسنت گفتم[۱]