شهید غلام رضا کرمانی
تاریخ تولد : 1329/08/12 تاریخ شهادت : 1360/03/05
محل شهادت : نامشخص محل آرامگا ه : خراسان رضوی - تربت حیدریه - رباط سنگ
زندگینامه
بسمه تعالی زندگینامه شهید شهید غلامرضا کرمانی به سال 1329 در شهرستان تربتحیدریه در خانوادهای مستضعف و مذهبی چشم به جهان گشود. وی دوران کودکی را در دامان مادر و تحت تربیت اسلامی گذراند و در سن هفت سالگی وارد دبستان شد و تا کلاس ششم به تحصیل ادامه داد، سپس به علت اوضاع نابسمان مالی خانواده و همچنین جدایی پدر و مادر درس خواندن را رها کرد و همراه با برادر دیگرش به کار مشغول شد تا بتواند مخارج زندگی دو برادر، خواهر و مادرشان را تأمین نماید. روزگار سخت و دشوار این چنین سپری میشد تا اینکه شهید محترم در سال 1348 در سن 19سالگی ازدواج کرد و نهایتاً برای سر و سامان دادن به اوضاع زندگی در سال 1349 به استخدام ارتش درآمد و در محل پادگان لویزان تهران مشغول به خدمت گردید. پس از این همسر، مادر، برادران و خواهرانش را به تهران منتقل کرد و در یک منزل اجارهای به زندگی ادامه داد. پس از چندی صاحب یک فرزند دختر شد و مسئولیت خطیر یک پدر را نیز تجربه نمود. پس از مدتی مسئولیت حادثهای غمانگیز بر دوش وی افتاد که عملاً گناهی نداشته و بوسیله ارتش به شش ماه زندان با اعمال شاقه محکوم گردید و این موضوع حس بدبینی وی را نسبت به فرماندهان ارتش رژیم تشدید کرد. در دوران انقلاب وی از بدنهی ارتش جدا شده و به صفوف انقلابیون پیوست و به مبارزه با رژیم شاهنشاهی پرداخت. با تشکیل دوبارهی ارتش مجدداً به سرکار بازگشت و طی اولین مأموریت به کردستان برای پاکسازی گروهکهای ضدانقلاب اعزام شد. با شروع جنگ تحمیلی بلافاصله توسط لشگر زرهی دزفول به منطقهی عملیاتی فکه و سپس به وسیله لشگر 21 حمزه به دزفول اعزام گردید. ایشان سرانجام در تاریخ 05/03/1360 در حال بازگشت از مأموریت رزمی از دزفول به سوی تهران بر اثر واژگون شدن اتومبیل حامل او به درجهی رفیع شهادت نائل گشت. پیکر پاکش در شهرستان تربتحیدریه در گلزار شهدا واقع در بهشت عسگری این شهرستان به خاک سپرده شد. روحش قرین رحمت پروردگار
وصیتنامه
بسمه تعالی وصیتنامه شهید شهادت میدهم که خدای یکی است و به یکتایی او اقرار میکنم. او خدایی است که شریک و نظیر ندارد و محمد(ص) بنده و فرستادهی اوست و از جانب پروردگار به راستی، درستی، حق و حقیقت به رسالت برخاسته و بعد از حضرت محمد(ص)، علی(ع) و یازده فرزند ایشان، امام و رهبر ما ملت مسلمان جهان میباشد. گواهی میدهم که بهشت و دوزخ حق است و روز رستاخیز یعنی روزی که تمام آفریدگان در برابر میزان عدل الهی بر خود میلرزند، قابل انکار نیست. در آن روز است که همه سر از خاک گور بر میدارند و در محضر عدل الهی جبین تضرع بر خاک میآیند و خداوند قهار میان بندگانش داوری میکند. من در مدت عمرم تقریباً 8 سال نماز و روزه نخواندهام و در ایام جوانی از راه راست منحرف شده بودم و دستورات الهی را به جا نیاوردم. اگر استطاعت مالی داشتم فقط به همین مقدار برایم بدهید که روزه و نماز به جای آورند و باقیمانده را در اختیار همسرم قرار دهید تا بچههای من را که آرزو کرمانی، زهره کرمانی و محمدرضا کرمانی میباشند، بزرگ کند و اگر چنانچه زن من فاطمه ارزن خواست شوهر اختیار نماید، اشکالی ندارد، به شرطی که بچههای من را با خودش به خانهی شوهر نبرد و بچهها را به برادران من، هر کدام در قید حیات باشند، بسپارد و حق بچهها را هم به اسم خودشان در بانک بگذارد. هر کس که از من طلب داشت پرداخت نمایند. اسباب خانه را در اختیار همسرم بگذارید و اگر ماشین داشتم بفروشید و در اختیار همسرم قرار دهید. اگر چنانچه من در وسط هفته مُردم، جسدم را تا روز پنجشنبه نگهدارید و روز پنجشنبه به خاک بسپارید. اگر توانستید جسدم را به شهر تربتحیدریه ببرید و از آن جا من را به ده سنگلآباد و در کنار خاک پدربزرگ و مادربزرگم دفن نمائید، چون من در زنده بودنم علاقهی فراوانی به پدربزرگم داشتم. ای برادر این بود وصیت من به تو و در راه به ثمر رسیدن آن از خداوند موفقیت شما را میطلبم و تنها بر ذات بیهمتای او توکل میکنم، زیرا بازگشت ما بسوی اوست .
منبع:سایت شهدای ارتش