خاطرات
- پندنامه
دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم گذشتیم ... آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز... دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز تلاش می کنیم ناممان گم نشود ... جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو می دهد ... آنجا روی درب اطاقمان می نوشتیم : یا حسین فرماندهی از آن توست، اینجا می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید ... الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم و بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم ...