شهیده اعظم شفاهی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۹ توسط Salehniya (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

خاطرات

  • مثل همه مثل هیچکس

بهش گفتم: «چرا یه طور لباس نمی‌پوشی که در شأن و موقعیت اجتماعیت باشه؟ یه کم بیشتر خرج خودت کن. چرا همش لباسای ساده و ارزون می‌پوشی؟ تو که وضعت خوبه». گفت: «تو بگو چرا باید یه چیزایی داشته باشم که بعضیا حسرت داشتن اونا رو بخـورن؟ چرا باید زرق و برق دنیا چشمام رو کور کنه؟ دوست دارم مثل بقیه مردم زندگی کنم».[۱]

پانویس

  1. آن روز هشت صبح، صفحه ۲۱