| علی رضایی مهدی آباد | |
|---|---|
| 200px | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۸/۱۲/۲،حسنیه |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر حسن |
خاطرات
- یکروز اینجانب به همراه آقای اسلامی که معاون بنده بود به منطقه رفتیم . آقای اسلامی چراغ قو ه ای از جیبش بیرون آورد و گفت : آقای رضایی برای این چراغ قوه باطری داری ایشان در جواب گفت : نه باطری ندارم . آقای اسلامی گفت : از همین باطریها بده که شهید در جواب گفت : نه این باطری مال بیت المال است ولی چراغ قوه شما شخصی است . آقای اسلامی گفت : چراغ قوه شخصی من در منطقه عملیاتی است که شهید گفت : پس چراغ قوه تان را بگذارید تا همه استفاده نمایند . آنوقت بیت المال است و به همین دلیل من متأسفم نمی توانم باطری ها را به شما بدهم و از شما عذرخواهی می کنم .
- من بهمراه شهید رضایی در تیپ انصار الرضا واقع در اهواز خدمت می کردیم که ایشان در قسمت تخریب گردان بودند . مسئول تخریب خط کوشک تیپ، با اینکه ایشان سرباز بودند مسئولیت تخریب را برعهده داشتند . شهید رضایی فردی واقعاً شجاع، مدیر و مدبر بودند و نیز بعد از پایان جنگ تحمیلی و صلح بین ایران و عراق ما دستور داشتیم که باید سر مرزها بمانیم و آنجا از مرز دفاع کنیم . من که بیسیم چی فرماندهی بودم از تمام کارها و فعالیتها مطلع بودم و آقای رضایی هم به همراه تعدادی از بچه ها شبانه به جلو می رفتند و از سنگرهای عراقی اطلاعات پیدا می کردند . گروه اقای رضایی شجاعت و شهامت شهرت داشتند . زیرا هر موقع برای خنثی کردن نارنجکها و موشکهایی که پرتاب شده بود و در کویر گیر کرده و عمل نکرده بود می رفت و آن گلوله را سوراخ می کرد و آنها را خنثی می کرد و بعد که برمی گشت این گلوله ها و دیگر دستگاهها را می آورد و همه را یکجا جمع می کرد و عقب تراکتور می ریخت و بعد از درآوردن چاشنیها و خنثی کردن آن ها را منهدم می نمود .
منبع سایت یاران رضا