شهید اسماعیل قاسمی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۵ توسط Hasani98 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

کد شهید: 6219062

نام : اسماعیل‌

نام خانوادگی : قاسمی‌

نام پدر : سهراب‌

محل تولد : بجنورد

تاریخ شهادت : 1362/05/15

مکان شهادت : کامیاران‌

تحصیلات : نامشخص

شغل : چوپان

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

خاطرات

موضوع حرمت والدين

راوی مرضیه قاسمی


یادم هست درست روز اعزام برادرم اسماعیل قاسمی قرار بود که ایشان برای پدرم که در زمینهای کشاورزی کار می کرد غذا ببرد. زمینهای کشاورزی ما از روستا خیلی دور بود و اگر کسی می خواست به آنجا برود چند ساعتی را باید پیاده روی می کرد. آن روز برادرم غذا بردن برای پدرم را مقدم تر از اعزام دانست و صبح زود غذاها را برداشت و به طرف زمین کشاورزی راه افتاد و تا ظهر خودش را به آنجا رسانده و سپس برگشته بود و به طرف زمین کشاورزی راه افتاد و تا ساعت 2 نصف شب در راه بود که به خانه آمد و روز بعد صبح زود به محل اعزام رفت و به منطقه اعزام شد.


موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مرضیه قاسمی


یک روز که دلم خیلی گرفته بود به سر مزار برادر شهیدم اسماعیل قاسمی رفتم و گریه زیادی کردم و با خود می گفتم این درست نیست که ما در خانه بخوابیم و برادرم در زیر خاک بخوابد. بعد از چند ساعتی حضور در آنجا به خانه برگشتم و به علت خستگی خوابیدم. در خواب دیدم که به مزار اسماعیل رفته ام و فاتحه می خوانم. ناگهان سنگ قبر کنار رفت و او به بیرون آمد و به من گفت چرا خواهر جان اینقدر ناراحت هستی بیا و ببین که من در چه جایی زندگی می کنم. با او وارد قبر شدم ناگهان دیدم که در وسط یک باغ بزرگ و زیبا هستم که آواز بلبلان آرامش خاصی به انسان می دهد او راه افتاد و من به دنبالش رفتم به یک قصری بزرگ و شیشه ای رسیدیم ایشان به من گفتند اینجا را که می بینی محل زندگی من است پس دیگر ناراحت نباش چون من جای خوبی دارم.در همین حال از خواب بیدار شدم.

[۱]

پانویس

  1. یاران رضا