شهید محمد خادمی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۸ توسط Asadpor9707 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

محمد خادمی فرزند : علی اکبر متولد : 1347/01/04 در صالح آباد تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : مجرد یگان: سپاه دامغان-تیپ21گردان موسی ابن جعفر(ع) مدت حضور : 8 ماه و 14 روز مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : بسیج نوع شغل : جوشکار(محصل) تاریخ شهادت : 1364/11/21 محل شهادت : اروند رود جزیره ام الرصاص عملیات : والفجر8 محل دفن : دامغان گلزار شهدای فردوس رضا(ع)


وصیت نامه  بسم الله الرحمن الرحیم « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون » « کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه زندگانی هستند که نزد پروردگار خویش روزی می خورند».  به نام خداوند قادر و قهار جبار و عادل بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت خاتم پیامبران و به نام مهدی موعود (عج) و به نام بنیان گذار جمهوری محمد اسلامی ایران امام خمینی.  وصیت نامه خود را ابتدا با چند کلامی با پدر عزیزم شروع می کنم. پدرجان می دانم که شهادت من برای تو خیلی سنگین است ولی همین بس برای تو ارزشمند است که پیش روی حسین آن سالار شهیدان رو سفیدی که به نظر من بزرگ ترین سعادت است.  پدرجان چاره ای نداشتم ، مگر می شود به ندای خمینی که همان ندای جدش حسین (ع) که فرمود: « هل من ناصر ینصرنی » لبیک نگویم، راستی که جواب فاطمه زهرا (س) را چه  می توانستم بدهم. تو باید افتخار بکنی که توانستی امانتی را که خدا به دستت سپرده بود، همان گونه که رضایش بود تحویل و تقدیم نمایی. افتخار کن پدرم، چرا که مشت محکمی بر دهن ضد خمینی ها است و هرچه محکم تر این مشت را بزن و استوار باش . چرا که « حق پیروز است و باطل سرنگون این وعده الهی است و خلاف پذیر نیست » و بدان و آگاه باش که به گفته علی (ع) امام اول ما شیعیان « دنیا بهشت کافران و جهنم مؤمنین است » و در آخرت برعکس اینها چرا که ما دنیا را فدای آخرت می کنیم و سعادتمند هستیم. پدرجان فقط پیرو امام که خلاصه ای از روحانیون است باش و به حرف ضد روحانیون اصلاً گوش نده « چرا که ایشان وسوسه گرند و در واقع یاران شیطان هستند » و به امام بگو ای امام عزیز رحمت الله [ این] که چیزی نبود خود و خانواده ام را فدا میکنم که این شعار همۀ حزب الله است و به صدام آن نوکر آمریکا و شوروی و دیگر ابرقدرت ها بگو حزب الله می میرد سازش نمی پذیرد و تو خود بهتر می دانی که حسین (ع) عزیز، فرزند فاطمه زهرا (س) با یزید جد صدام بیعت نکرد و در کربلای عراق درخت اسلام را آبیاری نمود و ما نیز در کربلا [ در جنگ ] با فرزند خلف یزید خون خود را فدای اسلام نمودیم و چه افتخار بزرگیشما هستید که باید در خط حسین با یزیدیان بجنگید. پدرجان مبادا بگذاری که برای من کسی گریه کند برای اینکه دشمنان خوشحال می شوند پس شما این مسئله را جشن بگیرید تا دشمنان بیشتر آزرده شوند پدرجان مرا ببخش که نتوانستم حق فرزندی را به جای آورم چرا که من آن زمان آگاه نبودم و من شرمنده ات هستم تو خیلی بزرگواری برای من شکر خدا را کن که خدا اجر شهید را به تو عطا بفرماید. پدرجان حسن را من خیلی دوست دارم نمی خواهم که او مثل بعضی ها باشد و هرچه می توانی او را تربیت کن که بهتر از من برای اسلام عزیز خدمتگزاری کند و من از او درخواست می کنم که مطیع امر پدر باشد. و اما خواهران عزیزم از شما می خواهم که همیشه این حرف من را در گوش حفظ و در ذهن بسپارید و آن حفظ حجاب است که این مسئله از خون شهیدان و برادران در جامعه مؤثرتر می باشد و من آرزوی سعادت برای شما دارم و در ضمن خواهرانم مبادا در فراق من بی تابی کنید و اگر گریه می کنید به خاطر حسین (ع) و یارانش باشد چون من به راهی رفتم که جز راه حسین (ع) و یارانش راهی دگر نیست سعی کنید زینب وار رسالت مرا بر دوش بکشید و به منافقین و کوردلان بگویید « مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد » مبادا با فغان و زاری دشمنان کوردل و منافقین را شاد نمایید. و اما چند کلامی به امت شهیدپرور روستای کلاته خیج همشهریان عزیزم من در بین شما کارهای خلافی را ممکن است انجام داده باشم ، از همۀ شما درخواست می کنم که مرا به بزرگی خودتان ببخشید و در ضمن مبادا بعد از اینکه بعضی از اقوام و بعضی از خویشان و نزدیکان شما کسی به شهادت رسید ، خودتان را ببازید . نه ، استوار و پابرجا و شجاع استقامت کنید و اگر جبهه نیاز به نیروی بیشتری داشت ، بر دوش همۀ شماست که جبهه ها را پر کنید و به ندای امام عزیزمان لبیک بگویید. « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »  65/ 9/ 7  خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار  در پایان بنده یک ماه روزه نگرفته ام از شما درخواست به عمل می آید که این را ادا کنید.    [ وصیت نامه ای دیگر]  بسم الله الرحمن الرحیم  به نام رب عالمیان به نام امید دل های شکسته و بی حجاب درگاه الهی با سلام به محضر اقدس الهی که این دل ها با تمسک به منبع عظیم الهی در شب های عملیات و سختی ها بر این سختی ها چیره می شوند خداوندی که مبدأ و مقصد تمام عالم است. و با سلام به محضر اولین رسول و آخرین رسول پیامبر اکرم محمد (ص) و اولین امام مظلوم آقا علی (ع) که درد دل هایش را بعد از زهرا (س) آن مادر مطهر به چاه می گفت. و با سلام به محضر آقا امام زمان (عج) که در شب ها به سنگر سربازانش سرکشی می کند و دست نوازش بر سرشان می کشد و در هنگام شهادت با مادرش بر بالین سرشان می نشیند و دست نوازشش را بر سرشان می کشد. و با سلام به رزمنده عزیز این عزیزانی که قدم جای پای امام زمان (عج) بگذارند مقامش کم نیست عزیزان رزمنده شما باید خودتان را در راستای کربلا ببینید حال کسی که این گونه باشد باید کمتر از یاران امام حسین(ع) نباشد.  عزیزانِ پشت جبهه شما نیز مظهر امید مردم هستید تقاضا دارم بیایید جبهه ها را پر کنید. همان گونه که تا اکنون پر کرده اید. همچنین این پیام که به روی خون شهیدان به دستمان رسید که قدر امام را بدانید قدر انقلاب اسلامی را بدانید. و تو ای مادرم باید در مقابل سختی ها مقاومت کنی و گریه برای من نکنی تا دل دشمن خوشحال شود و تو ای خواهرم باید زینب وار در صحنه باشی و مقاومت کنی و با حجاب خود نشان بدهی که تو خواهر شهید هستی. و تو ای برادرم باید در هنگام شهید شدن من سلاح را برگیری و بر قلب دشمنان بزنی تا دشمنان اسلام و تو آن را نابود کنی و در آخر از تمام قومان و خویشان که ذکر نامشان ممکن نیست حلالیت طلبیده و چشم امیدم به دعاهای شماست.  خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.  « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »  64/ 11/ 18  محمد خادمی  التماس دعا  گردان موسی بن جعفر  ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست  در صورتی که به فیض شهادت نائل شدید محل دفن خود را بنویسید . در هر محلی که مادرم رضایت داد دفن کنید.

منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2452