شهیداکبر چاجی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۲ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

تاریخ تولد : 1345/01/13

نام : اکبر محل تولد : بیرجند

نام خانوادگی : چاجی‌ تاریخ شهادت : 1364/11/21

نام پدر : حسن‌ مکان شهادت : اروند رود

تحصیلات : دبیرستانی منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی : سپاه پاسداران

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار

گلزار : شهدای بیرجند


rId5


زندگینامه

اکبر چاجی در سال 1345 در روستای « چاج » از توابع شهرستان بیرجند پا به عرصه‌ی هستی نهاد. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند. چون در روستا مدرسه‌ی راهنمایی وجود نداشت، با مشکلات فراوان مسیر طولانی بین روستای چاج و خراشاد را هر روز پیاده طی می‌نمود تا بتواند تحصیل کند.

در پایان دوره‌ی راهنمایی، مادرش را از دست داد. این مسأله از یک سو و مشکلات مالی و اقتصادی از سوی دیگر به او مجال ادامه ی تحصیل نداد، زیرا برای ادامه‌ی تحصیل باید به شهر می‌رفت و خانواده اش توان پرداخت هزینه‌های تحصیل در شهر را نداشت.

با شروع جنگ تحمیلی، مدتی در پایگاه مقاومت بسیج روستا فعالیت نمود و از طریق پایگاه و با رضایت پدرش تصمیم گرفت که به جبهه برود، اما به دلیل کوتاهی قد و کوچکی جثه از رفتن او ممانعت به عمل آمد. پس از این به مشهد مهاجرت کرد و مدت یک سال به نقاشی ساختمان مشغول شد. در این مدت در پایگاه کوی شهید مصطفی خمینی فعالیت نمود تا به خدمت مقدس نظام وظیفه فرا خوانده شد. او با عشق و علاقه بیش از 11 ماه به عنوان امدادگر در تیپ 21 امام رضا«ع» در خطوط مقدم جبهه خدمت کرد و شجاعانه در صحنه‌های نبرد شرکت داشت. سرانجام در تاریخ 21/11/1364 در منطقه‌ی عملیاتی اروند رود و در عملیات والفجر 8 شربت شهادت نوشید و به دیدار معبودش شتافت.


وصیت نامه

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و یار مستضعفان و یاور رزمندگان و در هم کوبنده‌ی مستکبران و یاری دهنده‌ی کفر ستیزان و با عرض سلام و درود بی‌کران بر امام عصر«عج» و نایب بر حقش و با سلام به شهیدان اسلام، عزیزانی که شیران روز و زاهدان شب هستند.

در این جا با هم سوگند یاد می‌کنیم به خون پاک شهیدان راه خدا و به آه نیمه شبان مادران داغ دیده و به قطره قطره‌ی اشک یتیمان پدر داده و به آه دل مادران فرزند داده و سوگند به حبیب‌ بن مظاهرها و به علی اصغر ها که:

«تا آخرین قطره خون راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید!»

من از خداوند متعال خواستارم که مرا در حال عبادت یا خدمت گزاری بمیراند تا شاید مقداری از بار گناهانم کاسته شود.

خواهشمندم که در شهادت من لباس سیاه نپوشید، زیرا دشمن شاد می‌شود. پرچم سبزی بر سر در مسجد بزنید و با این کار مرا شاد و دشمن را غمگین کنید.

از شما می‌خواهم که برای اسلام و انقلاب اسلامی تبلیغ کنید تا ندای اسلام و اسلام طلبی به تمام نقاط جهان برسد.


منبع سایت یاران رضا

http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6194