شهید امیر یارندی
شهید امیر یارندی
تاریخ تولد :1340/07/04
تاریخ شهادت : 1361/08/11
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
بسمه تعالي بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان ؛ درسال 16/2/1340 در بيمارستان فيروزآبادي چشم به جهان گشود نام او را امير نهادن درزمان طفوليت کودکي آرام بود تا سن هفت سالگي به مدرسه رفت نوجواني بسيار مهربان و فهميده بود و به درسش علاقه بسياري داشت و در کلاس ابتدائي بود که بخاطر اينکه پدرمان همسر دوم اختيار کرد بسيار ناراحت وگرفته شده بود مدام در خودش بود و به هيچ يک از افراد خانواده نمي گفت به همين خاطر کمک خرج خانواده شد و روزها کار ميکرد و شبها درس ميخوند تا اينکه به سالهایه انقلاب نزديک شديم با بچه هاي محلي قديمي نارمک کمک به پيشبرد اين انقلاب ميکرد و شبها تا ديروقت درخيابان ها بود مشغول بود تا زماني که دفترچه خدمت مقدس سربازي را به دست گرفت ؛ براي دوره آموزشي يکماه درپادگان چهل دختر ( مشهد مقدس ) رفت بعد از آن به پادگان خرم آباد رفت و از زماني که به پادگان خرم آباد رفت در تمام حمله ها شرکت داشت زندگي امير يکبار عوض شده بود چرا که تمامي افراد خانواده براي آمدن او روزشماري حتي لحظه شماري ميکردن چون غالباً او 30 -40 روز در جبهه بود ؛ 10 روز در تهران زماني که ميآمد چون در مسير از قم ( حضرت معصومه س ) عبور ميکرد و زيارت و خريد کوچکي براي خونه ميکرد همسفر او يک ساک بود در درون آن يک جلد قرآن يک آلبوم عکس خانواده يک جانماز يک ناخنگير ازخاطره هاش تعريف ميکرد در يکي از حمله ها يکي از پدافند هواپيماهاي دشمن را از دور زده بود و پنج روز مرخصي تشويقي بهش داده بودند ولي افسوس که او از آمدن به مرخصي بسيار خوشحال ولي وقتي مياد بسيار ناراحت وگرفته بود ومدام درفکر بعضي از مواقعذ بيان ميکرد که غصه اش شد وقتي سوال ميکرديم خوب تو دوست داري اونجا باشي چرا پس مرخصي ميايي و در جواب ميگفت غصه ام بخاطر اينکه به پايان يافتي خدمت دارم نزديک ميشم و دوست ندارم تا پايان يافتن جنگ و پيروزي حق به باطل و نابودي کفار به تهران بيام و جبهه را رها کنم ؛ روزي که مرخصي او تمام شده بود و او را جهت بدرقه به راه آهن برديم او ميدانست که اين سفر بازگشتي نخواهد داشت الا بازگشت به سوي خدا به همين خاطر بود که با مادرم بيشتر از هميشه حرف مي زد . از روزي که از ما جدا شد و به جبهه رفت مدت 60 روز چند نامه ويک تلفن به ما زده بود ودر تلفن به مادرگفته بود که مادر فقط برايم صحبت کن تا صداي تو را بشنوم و ديگر بعد از تلفن نه نامه و ديگر تلفن نشد ؛ تا اينکه يکروز ظهر به خانه مان آمدن و خبردادن که او تير به پايش خورده و بعد از حرف هاي بسيار ما را آماده پذيرفتن خبر شهادتش کردن و دعوت به ديدار در پزشک قانوني آماده شديم و رفتيم او را ديديم ولي ديگر مثل بارهاي قبل با ما حرف نمي زد چراکه او به آرزوي قلبي خودش رسيده بود وسکوت او نشان دهنده اين بود که به حرف اصلي رسيده و روز شهادتش 11/8/61 در عمليات که ما مطلع شديم 22/8/61 و در تاريخ 24/8/61 او را در کربلاي بهشت زهرا بخاک سپرديم . روحش شاد .
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت نامه شهيد امير يارندى
« اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمداً رسول الله ( صلی الله علیه و آله ) ، اشهد ان على ولى الله »
وصيتى است از اينجانب امير يارندى فرزند على اصغر كه اگر در اين راهى كه مي روم خداوند شهادت را نصيبم گردانيد بر طبق آن عمل نمایيد .
شما را، شما را وصيت مى كنم امام را فراموش نكنيد، پيوسته با او باشيد كه اگر رها شويد سرنوشتتان سرنوشت اقوامى خواهد بود كه وضعشان را خداوند در قرآن مى فرمايد . اين اسطوره پولادين تقوا و اين ؟؟؟ عالى مكتب و انسانيت را پيرو باشيد و پيروى را از ايشان نه در مقام يك شخص بلكه پيروى از جريان و ريشه ولايت فقيه که استمرار حركت نبوت است، بدانيد والا دچار انحراف خواهيد شد .
شما را، شما را به امت سفارش مى كنم . اين امت را هرگز فراموش نكنيد و پيوسته با مردم باشيد و در ميان اين امت در مدتى كه خداوند به من توفيق داد و در جبهه جنگ در غرب يا جنوب مشغول خدمت بودم حضور شكوهمند مردم را دیدم . انقلاب در خون اين مردم نفوذ كرده و از آنان دژى ساخته که صلاحيت و استحكام آن، عرصه روزگار را بر تمام شياطين روى زمين تنگ خواهد كرد . شما حركتتان هميشه در جهتى باشد که اين صلاحيت محكم تر شود و اين حضور مستدام تر گردد .
شما را، شما را به تقوا سفارش مى كنم . استراتژى اين انقلاب، ساختن انسانى است كه در آن ارزش هاى مكتب تبلور يافته باشد . انسانى كه نمونه مكتب باشد و تكنيك آن مبارزه با شياطين و در مبارزه با شيطان بزرگ و شيطان هاى درونى است و در آنجا هر عملى ببيند چه تغيير در شما به وجود آمده است خط حضور ؟؟؟ داده هر عملى فراموش نكنيد والا هر عملى هر چند هم كه ظاهراً موثر باشد، ؟؟؟ است .
در اين راه، دعا را فراموش نكنيد .
در برخورد با مشكلات به خدا توكل كنيد؛ همان طور كه خداوند در قرآن مى فرمايد :
« و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه .» ( سوره طلاق / آیه 2)
كه در اين صورت خداوند دريچه هايى را برای او قرار می دهد.[۱]