شهید نایب علی حسن زاده
تاریخ تولد : 1337/02/07
نام : نایبعلی محل تولد : شیروان
نام خانوادگی : حسنزاده تاریخ شهادت : 1360/12/14
نام پدر : براتعلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرماندهگردان
گلزار : بهشتحمزه
خاطرات
در خصوص ازدواج ایشان شهر به روستا آمد و گفت : اگر صلاح می دانید من زن بگیرم اما قبل از من باید برادرم حسین ازدواج کند و برای او دختر عمو را می گیریم که من گفتم : اول تو باید ازدواج کنی . او گفت : من چون در سپاه هستم و در حال ماموریت دوست دارم اول عروسی تو را ببینم . مطلب بعدی این که ایشان عازم جبهه بود و چون نامزد داشت بنده به مسئول وقت مراجعه کرده وگفتم : به جای ایشان میروم و او قبول کرد در نتیجه شهید بسیار ناراحت شده و فرمودند کار بدی کردی و همواره می گفت : من می روم و شهید می شوم و در نامه ها به همسرش نیز این مطلب را ذکر کرده و در نهایت به شهادت رسید .
آخرین باری که می خواست به جبهه اعزام شود گفتم : مادر نرو او گفت : اگر من نروم چه کسی باید برود و دفاع بکند و بعد از سه ماه نیز جنازه او را برایم آوردند . یک با نیز خواب دیدم که دو عدد روسری در دست من است در آنجا روان در رودخانه ای جاری است که یکی از دست من در آب افتاد و آب آن را باخودش برد و من نگران فرزندانم بودم که بعد هم نایبعلی شهید شد .
به بستان اعزام شدیم . پیر مردی از اهالی بستان نظر ما را جلب کرد . شهید حسن زاده دربارةاشغال بستان سوالاتی نمود . پیرمرد گفت : عراقیها بعد از اشغال بستان به منزل ما ریختند و اعلام کردند حمام را روشن کنید ما باید دوش بگیریم و ما از ترس اینکار را کردیم یکی از عراقیها به من گفت : باید بیائی و پشت مرا کیسه بکنی که من این کار را انجام ندادم و آن ها خیلی ناراحت شدند و مرا اذیت و آزار کردند . با بازگوئی این مسائل شهید حسن زاده بر افروخت و گفت : از این نامردها اسیر هم نخواهیم گرفت و همه را از بین خواهیم برد .
منبع سایت یاران رضا