شهیداصغر احمدی نژادی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
نسخهٔ تاریخ ‏۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۹ توسط Atashbar97 (بحث | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو


نام : احمدی نژادی / اصغر


نام پدر : رضا


تاریخ تولد : ۱۳۴۴-۱۰-۰۲


محل تولد : آران وبیدگل


تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۰۵-۱۰


محل شهادت : پیرانشهر - والفجر 2


شهرستان : آران وبیدگل


یگان : بسیج


مسئولیت : رزمی تبلیغی


تحصیلات : حوزوی


محل تحصیل :


گلزار : گلزار شهدای آران وبیدگل



زندگی نامه



اصغر احمدی نژادی محل شهادت: پیرانشهر مزار شهید: گلزار شهدای آران و بیدگل تاریخ کتاب سرخ پیکار شماست این دشت گواه ‌ رزم خونبارشماست هرلاله کـه از خاک برافراشته قد یادآور لحظـه ‌ هـای ایثـار شماست آری، تاریخ تشیّع همواره سرخ ‌ رنگ از خون عمامه برسرهای نیک ‌ سرشتی است که جان شیرین را فدای سربلندی آرمان و هدف کردند. شهید اصغر احمدی، خونین ‌ جامه ‌ ای ‌ از تبار سبز حوزه است که حکایت زندگانی ‌ اش شنیدنی است: : ایشان به سال 1344 در شهر «آران» از توابع شهرستان کاشان دیده به جهان گشود و زندگانی را در طبیعت زیبای آن دیار آغاز کرد. هفت ساله بود که روانة مدرسه گشت و تحصیلات خویش را تا سال اول دبیرستان ادامه داد و آن ‌ گاه به خاطر اشتیاق و علاقة وافری که به روحانیت داشت، در سلک ایشان درآمد. او که در جریان انقلاب نوجوانی پرشور و پرجنب و جوش بود، نیک می ‌ دانست رمز پیروزی و امتیاز انقلاب ما بر سایر قیام ‌ های دنیا، رهبری روحانیتی بود که همواره پیشگام مردم در عرصة ایثار و شهادت بودند؛ پس خود به جرگة ایشان درآمد و در جوار بارگاه دریای کرامت، نیلوفر کویر، فاطمة معصومه - سلام الله علیها- به تحصیل و تهذیب مشغول شد. روزها به الفبای درس و بحث می ‌ گذشت و شب ‌ هنگام ، الفبای عشق ‌ بازی داستانی دیگر بود. سر بر آستان یار می ‌ نهاد و با معبود نجوا می ‌ کرد. ایشان در هنگام تحصیل هیچ ‌ گاه از جبهه و حضور در دیار ایثار و حماسه غافل نبود. چندین بار به جبهه رفت و از فیض حضور در جوار افلاکیان خاک ‌ نشین بهره ‌ مند گردید. عملیات ‌ های فتح ‌ المبین، رمضان، محرم و والفجر دو حاصل تلاش شبانه ‌ روزی اصغر و دیگر دلاوران ایران زمین بود که برگ زرینی دیگر بر افتخارات جنگ ما را رقم زد. در عملیات ‌ های مختلف بارها زخم شیرین دوست بر آسمان تنش، ستاره کاشت و مجروح گشت ولی عطش علی ‌ اصغر به پیکار وجهاد بیشتر و بیشتر می ‌ شد. سرانجام در پانزدهم مرداد سال 62 در طی عملیات «والفجر دو» در پیرانشهر به ضیافت ترکش از ناحیة سر مجروح و همچون سرور و مولایش اباعبدالله- علیه السلام- با سری خونین به دیدار حضرت دوست شتافت . گفتم: کجا ؟ گفتا: به خون گفتم: چرا ؟ گفتا: جنون گفتم: که ‌ کی؟ گفتا: کنون گفتم: مرو خندید و رفت... ده روز بعد پیکر مطهرش بر فراز دستان مؤمنین زادگاه تشییع و در گلزار شهدا به خاک سپرده شد . «یادش جاودانه باد که لحظه لحظه آزادی امروز ما مرهون قطره قطره خون اوست»



وصیت نامه


به نام خدا و با یاد خدا و برای خدا وصیت ‌ نامه خود را آغاز می ‌ کنم.

«الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله و الذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا اولیاء الشیطان ان کید الشیطان کان ضعیفا.» (نساء- 76 )

وظیفه ما صیانت از اسلام است، چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروزیم. (امام خمینی) خداوندا! من تو را سپاسگزارم که پس از گذراندن 16 سال دوران جهل و نادانی و پس از گذراندن ایام غرق بودن در امیال دنیایی و شهوانی مرا به ‌ سوی نور و به ‌ سوی سعادت- حوزه علمیة قم- و اکنون به سوی جبهه ‌ ها، رهنمون کردی. پروردگارا! اگر چه در این ایام زندگی ‌ ام معاصی زیاد کرده ‌ ام، اما به امید رحمت تو و بخشندگی تو به درگاهت روآورده ‌ ام و از تو طلب مغفرت می ‌ کنم «یا ستار العیوب و یا غفار الذنوب اغفر ذنوبی کلها بحرمة محمد و آل محمد- صلی الله علیه و آله-» شما پدر و مادر عزیزم! از شما طلب مغفرت می ‌ کنم که در شهادت من صابر و استوار باشید و با صبر خود درس بزرگی به صدام و یارانش بدهید، و {سخن ‌ تان این باشد که:} یک فرزند که قالب گفتن نیست، بلکه اگر ده ‌ ها فرزند هم داشتیم، همه را در راه خدا فدا می ‌ کردیم. دوست دارم با شنیدن خبر شهادتم سر به سجده گذاشته و خدا را شکر کنید؛ زیرا که هدیة شما را خداوند پذیرفته است. به این شهادت افتخار کنید، نه برای این ‌ که خانواده شهید شده ‌ اید، بلکه برای آن ‌ که پیروی خود را نسبت به امام حسین- علیه السلام- عملا به اثبات رساندید. مادرجان! اگر خبر شهادتم به تو رسید و جنازه ‌ ام پیدا نشد، ناراحت نباش؛ زیرا که ما فرزندان مکتب زهرا-سلام الله علیها- هستیم، 1400 سال از شهادت این بانوی بزرگ اسلام می ‌ گذرد و هنوز قبرش برای ما مخفی است. مادرجان! اگر جنازه ‌ ام را آوردند؛ ولی سر در بدن نداشتم ـ که آرزوی دیرینه من بوده ـ ناراحت نباش، زیرا ما راهی می ‌ رویم، که حسین- علیه السلام- رفت، پس چه عالی است که در نوع شهادتمان نیز بر آقای خود اقتدا کنیم. مادرجان! اگر جنازه ‌ ام را آوردند، ولی قطعه قطعه بود ناراحت نباش؛ زیرا که ما درس شجاعت و شهادت را از علی اکبر امام حسین – علیه السلام-آموخته و عالی است که مثل او شهید شوی. مادرجان، یک وقت چنین فکر نکنی که اگر فرزندم در اینجا می ‌ ماند و زنده می ‌ بود که این شرک است؛ زیرا که مرگ و حیات دست خداوند است و هر جا که خداوند بخواهد جان ‌ ها را می ‌ گیرد؛ اما این سعادت می ‌ خواهد که این جان را در جبهه و در راه خدا از انسان بگیرد. از شما خواهرانم می ‌ خواهم که چون زینب- علیها السلام- باشید، صابر و استوار و پیام ‌ رسان خون شهیدان، از او درس بگیرید، که با وجود آن ‌ که در کربلافرزندانش شهید شده بودند، ولی ]در همه جا[ سخن از حسین- علیه السلام- و رهبر خود می ‌ گفت، یعنی شما هر کجا که سخن می ‌ گویید سخن از اسلام و از شهیدان باشد، که با خون خود این جمهوری اسلامی را نگهداری کرده ‌ اند. و اما شما امت همیشه در صحنه، قبل از هر چیز از تمام کسانی ‌ که دوست و آشنا بودیم، می ‌ خواهم که اگر از من نسبت به آنها خدای ناکرده غیبتی سر زده یا شنیده ‌ ام و یا کوچک ‌ ترین سوء اخلاق از من دیده ‌ اند، مرا حلال کنند؛ زیرا یکی از صفات مؤمن بخشندگی اوست. اما شما امت در صحنه: سخن خود را با سخن علی- علیه السلام- آغاز می ‌ کنم که فرمودند: «اتقوا معاصی الله فی الخلوات فان الشاهد هو الحاکم» یعنی: بپرهیزید از گناه کردن در خلوت ‌ گاه ‌ ها؛ زیرا که روز قیامت حاکم و شاهد بر اعمال است. تقوای الهی را پیشه کنید، تقواست که انسان را به درجه عالی می ‌ رساند. انسان را به جایی می ‌ رساند که خداوند بر وجود این مخلوق در برابر فرشتگان مباهات می ‌ کند. ای برادران و خواهران! آن عهد و پیمانی را که با امام امت با شعارهای الله ‌ اکبر خمینی رهبر و تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست، بستید وفادار باشید، یکی از معصومین می ‌ فرماید: «لاایمان لمن لاعهد له» یعنی ایمان ندارد کسی که به عهد وفا نکند. خدا نکند روزی بیاید و فریاد «هل من ناصر ینصرنی» حسین- علیه السلام- از گلوی امام عزیزمان درآید و کسی لبیک گوی آن نباشد، که آن روز ذلت و بد بختی است، عهدی که با ولایت فقیه بستید که همیشه پیرو ولایت فقیه باشید، آن عهد خود را نشکنید که روز قیامت جوابی در پیشگاه خداوند، شهدا و معلولین نخواهید داشت. پیرو روحانیت در خط امام باشید، که جدایی از روحانیت جدایی از اسلام است، جدایی از روحانیت یعنی پشت کردن به رسول الله-صلی الله علیه و آله- و پشت کردن به ائمه معصومین-علیه السلام-. عزیزان همیشه در صحنه باشید و تبلیغات سوء دشمنان اسلام در شما اثر نکند و مشکلات عامل خستگی شما نشود؛ زیرا که امام صادق- علیه السلام- در اصول کافی جلد 3 می ‌ فرماید: «انما المومن بمنزلة کفة المیزان کلما زید فی ایمانه زید فی ابتلاء» یعنی انسان مومن مانند کفه ترازوست هر چه بر ایمانش اضافه شود مشکلات و بلائش زیاد می ‌ شود، چون ایمان شما زیاد شده مصائب شما زیاد شده است. بهشت را جز با مشکلات و تحمل سختی ‌ ها نمی ‌ دهند. مگر جز با اطاعت فرمان الهی و در خط اسلام ماندن و سختی ‌ ها را تحمل کردن، می ‌ توان در پیشگاه پیامبر اسلام رو سفید بود؟ آن پیامبری که در راه اسلام سه سال در تبعیدگاه شعب ابی ‌ طالب گرسنگی را تحمل می ‌ کند و محاصره اقتصادی را هم و در زمان جنگ آنچنان یارانش در فشار قرار می ‌ گیرند که هر چند نفر فقط یک دانه خرما مصرف کنند. عزیزان! آیا با مشکلات ساختن و کمتر مصرف کردن بهتر است یا آن ‌ که آمریکا و جنایتکاران بر گرده ما سوار باشند و کاری کنند که انسان شرم دارد بگوید؟ یعنی مستشاران مزدور آمریکایی از ما حق توحش بگیرند. ای مرگ بر آن زندگی که آمریکا ما را برده خود کند و ما را حیوان حساب نماید. شما ای کسانی ‌ که فریب گروهک ‌ ها را خورده ‌ اید و در خط اسلام نیستید و با روحانیت اصیل مخالفید! برگردید به دامن اسلام، که اسلام آماده پذیرش توبه کاران است. قرآن مجید می ‌ فرماید: «... ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین.» (بقره-222 ) لحظه ‌ ای با خود فکر کنید زیرا که «تفکر ساعة افضل من عباده سبعین سنه» با خود این سؤوال ‌ ها را مطرح کنید که چرا و برای چه و برای چه کسی جان خود را و اسلام و ایمان خود را در خطر بیندازم، برای رجوی خائن یا برای بنی صدر خائن یا برای جنایتکاران شرق و غرب. شما خواهران عزیز! سنگر و سلاح شما حجاب شماست از زینب- سلام الله علیها- درس بگیرید که هرگاه می ‌ خواست به کنار قبر پیامبر-صلی الله علیه و آله- برود شبانه در حالی ‌ که علی-علیه السلام- و حسن و حسین -علیهم السلام- در دو طرف او حرکت می ‌ کردند، می ‌ رفت و همین که وارد حرم می ‌ شد، علی- علیه السلام- چراغ را خاموش می ‌ کرد. از فاطمه- سلام الله علیها - درس بگیرید که در لحظات آخر عمرش ناراحت بود که نامحرم بدن مبارک او را ببیند. شما ای برادران پاسدار و جهاد و بسیج! هوشیار باشید، که اگر افرادی منافق در بین شما رسوخ کرده ‌ اند، آنها را از خود طرد کنید، که بواسطه یک عده معدودی دامن شما لکه ‌ دار نشود. اما شما ای منافقین داخلی! دست از کارهای ضد اسلامی و خَلقی خود بردارید، اگر شما دین ندارید لااقل این کلام امام حسین -علیه السلام- را گوش دهید که فرمود:«ان لم یکن لکم دین... فکونوا احراراً فی دنیاکم»(لهوف سید ابن طاووس- ص57) شما ایرانی هستید، لااقل برای حفظ کشور خود دست از کارتان بردارید. شما ای جنایتکاران، ای ارتش ‌ های آدمکش در منطقه یا ارتش ‌ های ابرقدرت ‌ ها که سلاح بر دست دارید و در فکر آدمکشی هستید! بدانید که ما از سلاح ‌ های شما هراسی نداریم؛ بلکه با فریاد های رسا به پیروی ا ز امام حسین- علیه السلام- ندا می ‌ دهیم که: «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی». اگر دین خدا و اگر جمهوری اسلامی پا بر جا نمی ‌ ماند مگر به کشته شدن ما، پس ای توپ ‌ ها و تانک ‌ ها بغرید بر سر ما و ای دشمنان مسلسل ‌ های خود را به کار آرید، که سینه ‌ های ما آماده آماج رگبار مسلسل ‌ های شماست. ما را از مرگ می ‌ ترسانید؟ ما با یقین به این مسأله که جبهه رفتن و دفاع از اسلام کردن به قیمت خون ما تمام می ‌ شود، حرکت می ‌ کنیم از چه بترسیم. شما ای مردم! برای این ‌ که تیری در چشم دشمنان اسلام و قرآن باشید، در راهپیمایی ‌ ها و مجالسی که مربوط به جمهوری اسلامی هست، مخصوصاً نماز جمعه ‌ ها شرکت کنید و با شرکت خود در نماز جمعه، خاری در چشم منافقین و اربابانشان باشید. در پایان چند جمله دیگر با خانواده خود سخن می ‌ گویم: مادرجان! از تو می ‌ خواهم که برای من گریه نکنی که باعث شادی دشمنان و ناراحتی دوستان می ‌ شود. تو خود می ‌ دانی که باید برای دیگران سرمشق باشی، گریه برای چه برای این ‌ که من شهید شده ‌ ام، مگر نه این است که امام حسین-علیه السلام- جوان هجده سالة خود را فدای اسلام کرد؟ مادر جان! اگرچه می ‌ دانم که شهادتم برای تو سخت است، زیرا که پس از هفده سال و اندی، درد و رنج و زحمت اکنون زمان آن رسیده بود که شاید بتوانم قطره ‌ ای از زحمات بی ‌ کران شما را جبران کنم. اما باز هم برای من گریه نکن، بلکه برای امام حسین-علیه السلام- گریه کن؛ زیرا که امام حسن مجتبی-علیه السلام- فرموده:«لایوم کیومک یا حسین» ای حسین-علیه السلام- هیچ روزی مثل روز تو و هیچ شهادتی مثل شهادت تو نیست. ضمناً از پدر و مادرم می ‌ خواهم که در تمام مراسم مشهور- به ویژه مواقع بر مزارم- آمدن تجملات را به حداقل برسانند. «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب». (آل عمران-8) «ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین». ( بقره- 250) برافراشته باد پرچم خون ‌ رنگ لا اله الا الله و محمّد رسول الله-صلی الله علیه و آله- و علی ولی الله -علیه السلام- در سراسر جهان، نابود باد پرچم کفر و الحاد در سراسر دنیا. خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر او بیافزا

«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

فرزند کوچک شما اصغر احمدی بتاریخ21/4/1362

منبع سایت شهدای خین

http://khayyen.ir/shahid/129