شهید حسن پهلوان
تاریخ تولد : 1346/11/30
نام : حسن محل تولد : مشهد
نام خانوادگی : پهلوان تاریخ شهادت : 1365/11/05
نام پدر : محمد مکان شهادت : شلمچه
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
rId6
خاطرات
- یک بار که حسن از مدرسه برگشته بود گویا چند جوان مزاحم دختری شده بودند حسن که این صحنه را می بیند به آن جوان ها تذکر می دهد- امر به معروف و نهی از منکر می کند-که بین ایشان و آنها زد و خورد پیش می آید و بینی حسن خونی می شود وقتی حسن به خانه آمد و ما علت خونی شدن بینی را از او پرسیدم گفت: از پله ها افتاده ام .
- مدتی پدرم مریض شده بود و تمام زحمت ها روی دوش مادرم بود در همین مدت یک شب برادرم حسن را خواب دیدم که به من گفت چرا به مادر کمک نمی کنی، بیشتر به مادر کمک و رسیدگی کن .
- روز سوم یا چهارم بهمن ماه سال1365 گردان حزب الله که ما بودیم در غرب کانال ماهی حرکت می کردیم و در دسته یک بودیم و حسن آرپی جی زن بود داخل شیارهای نخل خرما بودیم که توسط کمین عراقی ها قیچی شدیم یعنی بین دو خاکریز عراقی ها قرار گرفتیم دو سه نفر مجروح شدند و حسن پهلوان همان جا بر اثر تیر مستقیم یا ترکش نارنجک به شهادت رسید .
- زمانی که به خط زدیم به دلایلی بین خط خودمان و دشمن سر گردان شدیم و آن جا که رسیدیم چون دسته های دیگر هم با ما و در کنار ما بودند به خاطر این که خود ما را نزنند گفتیم اخوی ما خودی هستیم اما در کنار ما کمین عراقی ها بود که از طرف عراقی ها آرپی جی می زدند فکر می کنم فرمانده ی گروهان همان جا شهید و بقیه در شیار نخلستان ها زمین گیر شدند جای حسن پهلوان آمدیم که دیدم افتاده روی زمین ابتدا فکر کردم مجروح شده ولی وقتی با دستم کنار گردنش را گرفتم احساس کردم دستم خیس شد وقتی به دستم نگاه کردم دیدم خونی شده بود به دیگران گفتم حسن مثل این که با آرپی جی و تیر زدن عراقی ها شهید شده است .[۱]