شهیداصغر مدبر
نام : مدبر / اصغر
نام پدر : حسین
تاریخ تولد : ۱۳۴۰-۱-۱
محل تولد : آران وبیدگل
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۲-۱۷
محل شهادت : منطقه عملیاتی فتح المبین-شوش
شهرستان : آران وبیدگل
یگان :
مسئولیت : رزمی تبلیغی/ آرپیجی زن
تحصیلات :
محل تحصیل :
گلزار : جاوید الاثر
زندگی نامه
روحاني شهيد: اصغر دولچين(مدبّر) درفروردين سال1340 صداي نوزادي درفضاي خانه اي ساده و بي آلايش در شهرستان آران، بهار را طنين انداز كرد. نام او را اصغر نهادند و تحصيلات خود را در همان شهرستان شروع كرد و پس از سال دوم متوسطه در رشتة رياضي فيزيك، با توجه به استعداد و شخصيت مذهبي وي، با راهنمايي يكي از علماي شهرستان، وارد حوزة علمية «مشهد» شد و به مدّت يك سال در مشهد به كسب علوم ديني، تهذيب نفس و سلوك الهي پرداخت. سپس راهي حوزة علمية «قم» شد. در كنار كسب علم و معرفت در مبارزه با حكومت طاغوت و بيداري مردم شهرستان، نقش مهمي را ايفا كرد تا جايي كه اولين راهپيمايي در شهرستان، توسط اين روحاني مبارز و شجاع پايه گذاري شد. چندين مرتبه توسط نيروهاي دژخيم دستگير و بازداشت شد. درسال 1358 ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج يك فرزند دختر مي باشد. در زمان بني صدر خائن اين روحاني خستگي ناپذير به مبارزه عليه اين عنصر بيگانه در شهرستان پرداخت و به افشاي مقاصد شوم او و ليبرال ها اقدام مي كرد. منافقين چندين بار به قصد ترور وي اقدام كردند ولي به ياري خداوند متعال موفق به ترور او نشدند. با وجود پيشرفت خوب علمي و عشق وصف نشدني به حوزه، از طرف آيت الله يثربي امام جمعة موقت كاشان به عنوان نيروي رزمي ـ تبليغي راهي جبهه شد كه در تاريخ 2/1/1361 درعمليات «فتح المبين» ـ با رمز يازهرا -سلام الله عليها- به آرزوي ديرينة خويش رسيد. روح بي قـرارش درناپيـداي حضـرت دوست گم گشت . هنوز پس از ساليان سال آرزوي يك نگاهش، تنها چراغ روشن دل رهروانش است. «روحش شاد و راهش مستدام باد»
وصیت نامه
«روحاني شهيد: علي اصغر دولچين(مدبر)» بسم الله الرحمن الرحيم و هوالمعين «...ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين.» (بقره/250) السلام عليك يا ابا عبدالله، السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين - عليه السلام- حمد و ثناي معبودي را كه به ما آگاهي عنايت فرمود و از تاريكي ها به روشنايي ها راهنمايي و از مسير شيطان و طاغوت به خط الهي امام هدايت كرد. سپاس خدايي را كه درهاي رحمت خود را بر ما گشود و زمينه شناخت حق و حقيقت را فراهم ساخت تا در جوّي بسيار آزاد، راه خود را انتخاب و به دفاع از حق بپردازيم. حمد خدايي را كه ما را از بردگي و بندگي طاغوت نجات داد و دست جنايتكاران و ابرقدرت هاي شرق و غرب مخصوصا آمريكاي جنايتكار را از مملكت ما قطع كرد و به ما بينش و هوشياري عنايت فرمود، تا خط آمريكايي منافقين و ملي گراها و ليبرال ها را خوب بشناسيم و آنها را تار و مار و منزوي كنيم. الحمدالله كه خداوند دشمنان ما را از احمق ها و نادان ها آفريد، بر آنها با همه توطئه ها و دسيسه هايشان، لباس ذلت و خواري پوشانيد و ما را همواره به شاگردي از مكتب سيدالشهداء - عليه السلام- و پيروي از امام عزيزمان درس قيام و شهادت و رمز ايثار و شهادت آموخت. آري، «ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه» و راه ما، همان راه حسين و اماممان، نايب مهدي فاطمه و فرزند حسين- عليهم السلام- و دشمنان ما در واقع دشمنان حسين هستند. به حق، سرزمين خونين ما كربلا هر روزِ سخت و تاريخ سازمان عاشورا است. شرق و غرب و اياديشان بدانند كه ما همچون ايثارگران كربلا تا آخرين نفر و تا مرز شهادت با همه توان در مقابل مشكلات و توطئه ها ايستاده و فريادمان بلند است: «هيهات من ذله» و هم صدا با شهداي هميشه زندة انقلابمان به سالاري شهيد مظلوم، آيت الله دكتر بهشتي فرياد مي زنيم: مرگ بر آمريكا، مرگ بر سازش كار. در كربلاي ايران همچون حسين بن علي - عليه السلام- كه فرمود: «ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني» ندا مي دهيم كه اي آمريكا! اي منافق! و اي صدام! يعني اگر نابود نمي شويد و ظلم و ستمتان خاتمه پيدا نمي كند مگر به قتل ما و از خيانت به حق و مبارزه با دين خدا دست نمي كشيد مگر با كشتن ما و عزيزان و اطفال ما، پس بكشيد ما را كه نابودي و ذلت شما و پيروزي و عزت ما حتمي و هميشگي است؛ چون «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا.» شما اي امام ما و اي فرزند دل سوز رسول خدا -صلي الله عليه وآله- و نايب بر حق ولي خدا! سلام ما را بپذير و از ما به پيشگاه مقدس ولي عصر -عجل الله تعالي فرجه- برسان. شما اي خواهران و برادران مكتبي! كه لحظه به لحظه متوجه فرامين خدايي رهبر كبير انقلاب هستيد، اتحادتان با مسلمين و مظلومين جهان هر چه مستحكم تر و مبارك باد. اميدوارم با اتكا بر خداوند و توسل به ائمه معصومين - عليه السلام- و پيوند ناگسستني با روحانيت -كه هميشه فداكاران خط اول انقلاب بوده اند و هستند- همچنان استوار در صحنه بمانيد و متوجه توطئه منافقين و مزدوران داخلي و خارجي باشيد كه بيداري شما موجب آرامش ما است. ما را فراموش نكنيد كه دعاهاي مخلصانه و راز و نياز جانسوزانة پشت جبهه شما در نيمه شب و شب هاي جمعه در دعاي كميل و ندبه؛ آن جا كه با قلبي سوزان ندا مي دهيد: «اين السبب المتصل بين الارض و السماء، اين معز الاوليا ء و مذل ألاعداء.» براي پيروزي رزمندگان چه قدر عالي و مؤثر است؛ آن وقت لرزه مي اندازيد بر پيكر كفار و منافقين. آن وقت كه با شركت در نماز جمعه و جماعات صميمانه دعاي وحدت مي خوانيد و بانك تكبير «الله اكبر خميني رهبرتان» به اوج فلك مي رسد، چه افتخارآميز و نيرو دهنده است براي جانبازان و آرامشي است بزرگ براي شهداي به خون خفته! من الان در سنگري كنار سنگر مسجد ولي عصر -عجل الله تعالي فرجه-در قلّه «هزار و صد بازي دراز» در نزديك ترين فاصله با دشمن مشغول نوشتن وصيت نامه هستم. خيلي به جاست عرض كنم که جاي شما هم رزمان و برادران خالي است، در اين غارها و سنگرهاي بي ريا، مشاهده قدرت لايزال الهي و امداد غيبي، ديدن صحنه كربلا و جنگيدن با سلاح ايمان چه زيبا و لذت بخش است! همواره نزول ملائكه الله چه پرشكوه و آرامش بخش است و وجود مقدس ائمه هدي - عليهم السلام- در جبهه ها چه نوراني و نيروبخش است! در اين مكان هاي الهي، شنيدن آواي تهجّد و توسل سالكان راه الله و اشك عشق ريختن عاشقان لقاءالله چه پرنوا و با صفا است! دنيا بداند كه بي اثر ماندن گلوله هاي توپ و تانك و خمپاره دشمن خدا و خنثي شدن تاك تيك هاي جنگي آنها با همه امكانات ظاهري، كاري الهي و معنوي است و نيروي ايمان و عشق به شهادت است كه در خطرناك ترين جاها، رو در روي دشمن مي ايستيم، او را به سزاي اعمال خود رسانده و به سعادت و پيروزي مي رسيم. برادران و خواهران حزب اللهي! اميدوارم بعد از پيروزي در جنگ و رفتن به كربلاي حسين -عليه السلام- براي آزادي قدس عزيز و نابودي اسرائيل غاصب فداكاري كنيد. ان شاءالله به ياد ما شهدا هم باشيد و ما نظاره گر پيروزي هاي الهي تان باشيم. به اميد نابودي استكبار جهاني و استقرار حكومت عدل اسلامي در سراسر جهان به رهبري امام خميني تا انقلاب مهدي -عجل الله تعالي فرجه- شما اي پدر و مادر دلسوز و مهربانم! موفقيت و شهادت افتخارآميز فرزندتان بر شما مربيان شهيدپرور مبارك باد. هزاران درود و سلام قلبي من بر شما كه مرا براي جانبازي و فداكاري تربيت كرديد و چه زحماتي كه نكشيديد. پدر جان! آن همه محبت ها و رنج هايت كه بر همه روشن است، هرگز فراموش نكرده و اميدوارم كه مرا عفو كنيد. مادر مهربان و شجاعم! آفرين بر تو باشد كه رفتار و كردارت هميشه موجب دل گرمي و افتخارم مي شد. درود خدا و ملائكه بر تو كه اصلا به فكر ماديّت و دنياپرستي نبودي، از آن اول با خدا عهد كردي كه فرزندت را به حوزه علميه بفرستيد تا درس خداشناسي و ايثارگري بياموزد و سرباز دين باشد، وقتي اين سعادت بزرگ را پيدا كردم و در حوزه مشغول تحصيل شدم، فرمودي حاضرم چادر سرم را بفروشم برايت بفرستم تا خوب درس بخوانيد. اميدوارم سرمشقي باشي براي ديگر مادران. پدر و مادر عزيزم! الحمدلله كه به آرزويتان رسيديد و فرزندتان را در راه خدا قرباني كرديد. شما اي خواهران و برادران گرامي ام! كه هميشه از اول انقلاب تاكنون با من در مبارزات همكاري داشتيد و از هرگونه كمكي دريغ نورزيديد! راهتان را هر چه استوارتر و صميمانه تر ادامه دهيد. شما دو برادر عزيز! تا مرز شهادت، دست از مبارزه و جهاد في سبيل الله بر نداريد. شما خواهران! زينيب وار در پشت جبهه انجام وظيفه كنيد و در مقابل كوردلان و دنياپرستان هدف و ياد ما را زنده نگه داريد. تو اي همسر فداكارم كه در همة برنامه ها و انجام وظايف راه گشا و همراهي دلسوز برايم بودي! از همكاري ها و ايثارگري هايت، نهايت تشكر را دارم، مي دانم كه با آن بينش عميق و ايمان راسخي كه داري، در رستگاري و پيروزي بزرگ من مسرور و چون كوهي استوار هستي. ان شاءالله در پيش برد اهداف الهي و مكتبي و وظيفه شناسي، در تربيت فرزندم موفق باشيد. شما اي خويشاوندان، دوستان و همرزمان مخصوصاً جامعة روحانيت متعهد آران و بيدگل و طلاب محترم! از همكاري ها و زحمات و راهنمايي هاي شما سپاسگزارم و آرزو دارم در مبارزه و كسب علم و تقوا و پيشبرد اهداف عالية انقلاب بيش از پيش مؤيد و منصور باشيد. ورود من به حوزه علميه قم، اول بيداري من از خواب غفلت بود و آن چه داشتم از حوزه علميه قم و مشهد بود. خداوند به امام امت، طول عمر و سلامتي و به شما ملت، بيداري، آقايي و بصيرت بيش از پيش عنايت فرمايد. «ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم»(محمد-7) والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته الاحقر اصغر مدبر آراني
منبع سایت شهدای خین