شهید محمود اقرلو
شهید محمود اقرلو تاریخ تولد :1345/03/01�تاریخ شهادت : 1367/04/21
زندگینامه : بسمه تعالی زندگی نامه شهید والامقام محمد آقرلو شهيدمحمدآقرلو فرزند كريم درسال 1345درتهران در خانوادهاي مذهبي و متوسط ديده به جهان گشود.دوران كودكي خود را مانند هم دورهه اي خودو باشيطنت پشت سرگذاشت تااينكه هفت ساله شد و نوبت رفتن به مدرسه درس ومشق را تاسوم راهنمايي ادامه داد. سپس تصميم گرفت كه وارد بازار كار شودودر يك صافكاري ونقاشي ماشين در مشغول به كار شدند. پس از مدتي كار درحالي كه هنوز مجرد بود تصميم گرفت كه به جبهه برود. از طريق پادگان مالك اشتر سپاه 2سال در جبهه آرپيجي زن بودند مشغول به وظيفه شدند و سرانجام در1365 بر اثر اصابت گلوله در فكه به درجه رفيع شهادت رسيدند. روحش شاد و يادش گراميباد
وصیت نامه : بسم رب الشهدا و الصديقين وصيت نامه سرباز شهيد محمود اقرلو اللهم الرزقنا زيارة المهدي (عج)، و زيارت القبور الحسين (ع) الشهيد، و التوفيق الشهادة في سبيل الحسين (ع)، و توفيق امداد اصحاب الحسين (ع)، و توفيق تراب الحسين. پروردگارا، بما لياقت ديدار مهدي (عج) را، و ديدار قبر حسين (ع) شهيد، و توفيق شهادت در راه حسين (ع)، و توفيق كمك كردن به ياران حسين (ع)، و توفيق آزاد ساختن راه حسين را عنايت بفرما (آمين). پيامي به ملت شهيد پرور: الان، زمان، زمانه جنگ است و سكوت كردن خيانت به اسلام و مسلمين ميباشد، زمانه، زمانه عروج است به سوي الله، و ما كه دم از قرآن و اسلام ميزنيم، بايد پا به عرصه ميدان نبرد بگذاريم، الان نداي هل من ناصر امام عزيز، تكليف را بر من و شما لازم گردانيده، بايد جهاد كرد و مكث ننمود. سخن من با شما مردم اين است كه امام را تنها نگذاريم و هجوم بياوريم به جبههها و كربلا در انتظار قدوم شما ملت شهيد پرور ميباشد؛ شما مردم در مقابل خون شهيدان مسئول هستيد و وظيفه داريد در مقابل اين مسئوليت روسفيد در آييد كه در پيشگاه عدل الهي خجالت زده نباشيد. خواهران همانند برادران، بايد در پشت جبهه، در مقابل شايعه پراكنيها و بيحجابي ها مبارزه كنند و رسالت زينبي را در جامعه ايفا نمايند. سخني هم با پدر و مادرم، و كليه اهل خانواده دارم: اگر سعادت نصيبم شد و شهيد گشتم، هيچ ناراحت نباشيد و همانند كوهي استوار، براي به ثمر رسيدن خون شهيدان اسلام باشيد و هيچ موقع فكر نكنيد كه فرزندي را از دست دادهايد؛ من امانتي بودم از طرف خدا نزد شما، و خداوند لازم دانست كه براي اسلام فدا شوم؛ مادر و پدرم، اگرچه نزد شما عزيز بودم، ولي اسلام از همه چيزها عزيزتر ميباشد. مادرم، من كه از علي اكبر (ع) بهتر نبودم، براي من هيچ گريه نكنيد؛ خداي ناكرده دشمنان چشمان شما را گريان ببينند و خوشحال شوند. خواهران و برادران عزيز، شما هر يك در سنگر پشت جبهه مقاوم باشيد و ناراحت نباشيد و درس هاي خودتان را بخوانيد كه درس خواندن، خود مبارزهاي است عليه استعمار و استكبار جهاني. اگر شهيد شدم مرا به بهشت زهرا ببريد و با لباس رزم مرا دفن و كفن نماييد، مراسم ختم و ترحيم مرا، با پخش شيريني و شربت برپا داريد كه شهادت، لذتي بسيار شيرين دارد، در مراسم تشييع جنازه من، از همه مردم تقاضا دارم كه شركت نمايند. از كليه برادران حزب الله، تقاضا دارم كه سلاح را برداشته و روانه جبهههاي نبرد شوند و كمتر شعار بدهند، الآن وقت عمل است نه شعار. به اميد نصرت و عظمت اسلام و مسلمين و زيارت كربلا و سلامتي امام و سرافرازي امت حزب الله. در پايان از پدر و مادر، و اهل خانواده، و فاميل ها، يك به يك و تمامي دوستان و آشنايان خواستارم كه مرا حلال كنند. به اميد پيروزي اسلام. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته 28/09/1365
خاطرات : خاطرات والدين/همسر/فرزند/دوست/همرزم: هنگام كه براي شناسايي جسد شهيد به بنياد شهيد رفتيم همسايه ما خواب ديده بود كه محمود با يك وانت پر از گل آمده بود درب منزل از او پرسيده بود كه اين يك وانت گل براي چه است گفته بود كه خانه ي ما عروسي دارد.
منبع: سایت شهدای ارتش